پیوندها
» مركز آموزش و پژوهش هاي توسعه و آينده نگري قم
» متون سياسي
» همايش و جشنواره استاني نظام پيشنهادها
» انجمن علوم سياسي ايران
» موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي
» سياست و پژوهش
» دكتر مهدي مطهر نيا
» دكتر مقصود رنجبر
» دكتر مجتبي مقصودي
» بانک اطلاعات نشریات کشور
» پژوهشکده اطلاعات و مدارک علمی ایران
» پایگاه SID - جهاد دانشگاهی
» ایران پژوهش
» زبان انگلیسی سرایان
» جامعه مترجمان رسمی ایران
» دکتر داود فیرحی
» دکتر نجف لک زایی
» علمی کاربردی استانداری قم
» گردونه(دانشجویان ارشد مجازی دانشگاه تهران)
جستجو
 فارسی :: انگلیسی
ز نورت جهل بگریزد، اگر شمعی و رخشنده ............. زجودت فقر بگریزد، اگر ابری و بخشنده
صفحه اول  >> مقالات >>
سیاست روز :: سایت شخصی دکتر رضا دلاوری | بلو، سال. رولشتاین. ترجمهٔ منصوره وحدتی احمدزاده. تهران: کتاب آمه، ۱۳۹۲
بلو، سال. رولشتاین. ترجمهٔ منصوره وحدتی احمدزاده. تهران: کتاب آمه، ۱۳۹۲
موضوع: سياسي

سال بلو نویسنده و متفکر آمریکایی- کانادایی است که بین 2005- 1918 زیسته است. او بیش از هجده اثر از خود به یادگار گذاشته که سه داستان او «رولشتاین»، «مرد معلق» و «و این حقیقت» توسط خانم وحدتی احمدزاده ترجمه شده است. رولشتاین جدیدترین ترجمۀ وحدتی زاده است که توسط اختران منتشر شده است.

داستان دربارۀ زندگی آلن بلوم استاد مشهور فلسفۀ آمریکا است. بلوم از نومحافظه کاران و پیرو فیلسوف یهودی آلمانی تبار لئو اشتروس بود. بلوم از دوستان نزدیک سال بلو بوده است. کتاب را بلو به درخواست خود بلوم نگاشته است. داستان راجع به انسانی است که با وجود اینکه می داند در پایان راه است همچنان سرزنده و امیدوار است.

تلاش نویسنده در معرفی شخصیتها و جان بخشیدن به هرکدام از آنها باعث می شود که این اثر با یک کتاب زندگینامه تفاوت داشته باشد و ماهیت داستانی پیدا کند. برای مثال راوی دربارۀ رولشتاین می گوید: «پیشنهادم را با اشتیاق پذیرفت. کندن چند دلار ناقابل از یک ناشر و بعد هم پشت هم اندازی، شدیدا خوشایندش بود. به هر حال وضعش بهتر می شد. تصورش را هم نمی کرد که فکر بکر آرمانی من به جایی برسد. او عادت کرده بود که نمایش کوچک فریبنده ای طرح کند و به طعنه و به طنز بر اعتبار و توانایی خود صحه بگذارد وآن را به نمایش درآورد». ص41.

داستان در نقد زندگی مدرن و ماشینی امروز نوشته شده است و این امر در بیشتر گفت و گوهای بلو و بلوم قابل مشاهده است، در واقع نویسنده گسیختگی روابط انسانی و از سویی مکانیکی و ماشینی شدن روابط انسانها را به خوبی مقابل دید خواننده قرار می دهد. از دیگر نکات قابل اهمیت کتاب اشاره به انقلاب جنسی در مکان وقوع داستان (آمریکا ) است و بررسی نکات ریز اما با اهمیت در کوچکترین لایه های زندگی اشخاص داستان، این اثر را قابل توجه ساخته است. خواننده به خوبی حس می کند که انسانهای بزرگ نیز درگیر روابط کوچک هستند.

نویسنده از عنصر گفت وگو و زاویه دید اول شخص در پرداخت داستانش یاری جسته است و خواننده از دریچۀ چشم راوی با داستان در اتباط است.

یکی از نکات جالب داستان اشاره به صحنه ای است که راوی دربارۀ مایکل جکسون توضیح می دهد، گویی می خواهد تفاوت شهرت و معروفیت او را با رولشتاین مقایسه کند: «پنت هاوس را ترک کردیم. زمان مناسبی را انتخاب کرده بودیم چون چند طبقه پایینتر اسانسور توقف کرد و مایکل جکسون و دارودسته اش سوار شدند. او یکی از لباس های پولک دوزی شده اش را به تن داشت؛ طلایی روی مشکی، کاملا چسبان. موهایش را به خوبی آراسته بود و لبخند ملیحی بر لب داشت. متوجه می شدی که برخلاف میل باطنی داری روی صورت او دنبال علائم جراحی می گردی. احساس کردم موقعیتی که اکنون دارد به طور رقت انگیزی زودگذر است. آدم هایی با موقعیت او، در سنین جوانی، انگار خودشان نیستند. غباری بر چهره دارند، مثل بخاری پاک کن ها». ص49.

پانویس های کتاب خواندن و فهم متن را ساده تر کرده است، اما در بعضی موارد آنقدر طولانی است که خواننده را از متن اصلی دور می سازد.

شخصیت نیکی در داستان به خوبی پرداخته نشده، به طوری که دلیل علاقه زیاد رولشتاین به نیکی نامعلوم است! و اینکه این جوان سی سالۀ سنگاپوری چطور و چرا به رولشتاین نزدیک است. به طوری که با او زندگی می کند و رولشتاین برای او ماشین گرانقیمتی می خرد.

توصیفات و تشبیهات نویسنده جالب است مثلا: « من تمیزتر از او غذا می خورم. وقتی رولشتاین غذا می خورد و صحبت می کرد احساس می کردی یک پدیده ی زیست محیطی اتفاق می افتد؛ به بدنش سوخت می رساند و اندیشه اش را تقویت می کند». ص 21.

یا در جای دیگری: « لب بالایی ولا بسیار انعطاف ناپذیر بود. در واقع این قوه ی تشخیص خاصی به من می بخشید. اگر شخصی استعداد خودکامگی داشته باشد، این استعداد اول از همه خودش را در آن نقطه نشان می دهد.... یک نکته حقیقتا عجیب این است که وقتی ولا را می بوسیدی احساس می کردی نیشت می زند».

داستان خطی است و تقریبا بدون حادثۀ خارق العاده ای پیش می رود، با این وجود، ضرباهنگ آن تا اواسط داستان خوب است و خواننده را به پیگیری و ادمۀ داستان ترغیب می کند، اما پس از مرگ رولشتاین داستان کند و تقریبا ملال آور می شود، هرچند که مسئلۀ مسموم شدن راوی و تا پای مرگ پیش رفتن او در این قسمت داستان آورده شده، اما فضای داستان کشش لازم را در خواننده ایجاد نمی کند و حس کنجکاوی او تحریک نمی شود. در واقع همانطور که رولشتاین به حاشیه رانده می شود، حوادث داستان نیز جذابیت و کشش خود را از دست می دهند.

1393/11/9
پر بازدید
1391/3/15: مارسل موس
1391/5/10: نوربرت الياس Norbert Elias
1391/4/18: کلود لوفور(1924-2010)
1391/3/18: معرفی و ارزیابی کتاب/روش شناسی علوم سیاسی
1391/3/21: خوزه ساراماگو‏
آخرین مطالب
1397/11/21: انسان بي نقص
1397/11/21: درس‌گفتارهای عدالت همراه با مایکل سندل
1397/10/3: مغالطه‌هاي پر كاربرد
1397/10/1: هرتزوگ نوشته سال بلو
1397/10/1: رولشتاین اثر سال بلو
بدون نظر

نام
پست الکترونیکی
وب سایت
متن
کد امنیتیکد
تکرار کد امنیتی حساس به حروف کوچک و بزرگ
مطالب مهم

قانون تشکیلات و آئین دادرسی دیوان عدالت اداری در نظم حقوقی کنونی

            مولف : محمدرضا دلاوری (قاضی دیوان عدالت اداری)

 

مسئولیت مدنی ناشی از افشای اسرار پزشگی در حقوق ایران و حقوق کامن لا

              مولف: محمد حسین دلاوری

سخن برگزیده
ارزش انسان، به اهميتی است که برای وقت خود قائل است. (آلبرت هوبار)
شعر
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
بی بادهٔ گلرنگ نمی‌باید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست
خيام
حدیث
کسی که بخواهد ميوه ای را قبل از رسيدنش بچيند، آن را از بين برده است. - حضرت علی(ع)
دمی با حافظ
ساقی به نور باده برافروز جام ما

مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما

ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم

ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما
کنتور
امروز:
    بازدید: 473
    صفحات مرور شده: 479
روز گذشته:
    بازدید: 280
    صفحات مرور شده: 301
جمع کل:
    بازدید: 6681266
    صفحات مرور شده: 22117207