پیوندها
» مركز آموزش و پژوهش هاي توسعه و آينده نگري قم
» متون سياسي
» همايش و جشنواره استاني نظام پيشنهادها
» انجمن علوم سياسي ايران
» موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي
» سياست و پژوهش
» دكتر مهدي مطهر نيا
» دكتر مقصود رنجبر
» دكتر مجتبي مقصودي
» بانک اطلاعات نشریات کشور
» پژوهشکده اطلاعات و مدارک علمی ایران
» پایگاه SID - جهاد دانشگاهی
» ایران پژوهش
» زبان انگلیسی سرایان
» جامعه مترجمان رسمی ایران
» دکتر داود فیرحی
» دکتر نجف لک زایی
» علمی کاربردی استانداری قم
» گردونه(دانشجویان ارشد مجازی دانشگاه تهران)
جستجو
 فارسی :: انگلیسی
ز نورت جهل بگریزد، اگر شمعی و رخشنده ............. زجودت فقر بگریزد، اگر ابری و بخشنده
صفحه اول  >> مقالات >>
سیاست روز :: سایت شخصی دکتر رضا دلاوری | سيري در انديشه آلن بلوم
سيري در انديشه آلن بلوم
موضوع: سياسي
نویسنده: رضا دلاوري

آلن بلوم با اسم کامل آلن دیوید بلوم ایندیانا پولیس، 14 سپتامبر1930- شیکاگو اکتبر 1992، فیلسوفی آمریکایی است و از او به خاطر آثار برانگیزاندۀ بسیار پرفروشی که داشته به عنوان بهترین نویسنده یاد شده است. او را همیشه به آثارش در زمینۀ کتاب­های علمی و مقالات تفسیری و ترجمۀ آثار ژان ژاک روسو و افلاطون شناخته‌اند. بلوم در سال 1965 از دانشگاه شیکاگو به اخذ درجۀ دکتری نائل شد. دانشگاهی که تحت سرپرستی فیلسوف سیاستمدار آلمانی، لئواشترائوس، بود. بلوم هوا خواه کلاسیک­های غربی و از طرفداران اصول فلسفی «حقایق انتقال فرهنگ‌ها» شد. در دانشگاه شیکاگو (60-1955) و دانشگاه‌های ییل (63-1962) و کرنل (70-1963) و برخی از دانشکده­های دانشگاه­های خارجی تدریس می­کرد. بلوم آثار شایسته­ای از قبیل «سیاست­های شکسپیری» ومجموعه‌ای از مقالات و ترجمۀ «جمهور افلاطون» را منتشر کرد. در سال 1969 گروهی از دانشجویان، ساختمان ادارۀ اجرایی دانشگاه را محاصره و تقاضای  انحلال کلاس­های اجباری را کردند و در عوض خواستند به جای آن، کلاس­هایی که بیشتر مرتبط با علائق آنهاست برگزار شود. بعد از اینکه دانشگاه با تقاضای آنها موافقت کرد بلوم استعفا کرد و در سال 1979 به دانشگاه شیکاگو برگشت. در کتاب « زوال انديشه آمریکایی» بلوم گفته است که دانشگاه­ها بیش از این نمی­توانند به دانشجویان یاد دهند که چطور فکر کنند؛ مخصوصا آن­دسته از دانشجویانی  که در دانشگاه خوب تحصیل می­کنند به درس­های گذشته و نظریات موجود در فهرست تاریخی توجه نمی­کنند.

انتقادات صریح و خشن او راه حل رفع بحران تحصیلی  نبود و او برنامه­ های درسی اشتباه و غلط، و موزیک راک و تلویزیون، و نخبه­ گرایی اکادمیک را برای دانش آموزانی که دچار ضعف روحی هستند، سرزنش می­کرد.

کتاب « زوال انديشه آمریکایی»، تاملی در نظام آموزشی دانشگاه­های معاصر است که بلوم آنها را باعث عقب افتادگی دانشجویان می­داند. در همین خصوص، بلوم جنبش­های مدرن بشری و فیلسوف­ مابانه را شدیداً نقد­­ می‌کند. فیلسوفانی که با دیدگاه تحلیل زبانی یا اثبات­گرایی منطقی به مسائل مهم اخلاقی و سیاسی توجهی نکردند و نتوانستند علائق دانشجویان را تحریک کنند. اندیشمندان ادبی، با دیدگاه ساختار شکنی، اندیشه‌های نامعقول و شک­گرایی را به عنوان معیارهای واقعی ترویج داده‌اند و بدین وسیله ضرورت­های اخلاقی مرتبط با فلسفۀ واقعی را مضمحل کرده­اند که این مسئله، خود، باعث بالا بردن و وسعت دادن به ذکاوت و هوشیاری افراد درگیر با آنها شد. در ابعاد وسیع­تر، نقدگری بلوم به شکلی در اعتقاداتش نفوذ  کرد؛ چراکه کتاب‌های مهم در زمینۀ  افکار غربی، اعتبار خودشان را به عنوان یک منبع عدالت از دست دادند. نقدهای بلوم، فراتر از ابعاد دانشگاهی، گسترش یافت تا بتواند با بحران اصلی در جامعۀ آمریکا مواجه شود. کتاب « زوال انديشه آمریکایی» شباهت‌هایی میان ایالات متحده آمریکا و جمهوری وایمار پدید آورد. فلسفۀ لیبرال مدرن، که ازنظر بلوم در تفکرات جان لاک بدان تقدس بخشیده شده، آن است «که این تفکر بیان می­دارد که هرجامعه­ای می­تواند بر پایۀ علایق شخصی، همراه با نسبیت گرایی تفکر آمریکایی بنیان گذاری شود». همین تفکر باعث ایجاد بحران در آمریکا شده است. از نظر بلوم این موضوع، ایجاد خلا را در تفکر مردمان آمریکا موجب شد؛ خلائی که در آن رهبران دانشجویان سال1960 توانستند جهش کنند و به عنوان مثالی برای اصلاح طلبان عوام فریب زده تلقی شوند (به طور مشابه بلوم پیشنهاد کرد که پیروان نازی، زمانی خلا میان جامعۀ  آلمان به وجود آمده به دست وایمار را، پر کردند.) به عنوان مثال او استدلال کرد که استفاده بیشتر از فلسفه و ادله، به عنوان آزادی بیان، تحت الشعاع  یک فلسفه کاذب یا روشنفکری قرار گرفته می­شود. به نظر او نسبیت­گرایی یکی از خصوصیات فلسفۀ لیبرال مدرن بود که روش آموزش سقراطی و افلاطونی را از بین برد.

تأملات بلوم در جنبش­های اجتماعی معاصر، که در دانشگاه­ها یا جوامع نقش مهمی ایفا می­کند، نتیجۀ دیدگاه‌های کلاسیک و فیلسوفانۀ وی است. از نظر بلوم شکست نظام آموزشی لیبرال معاصر ایجاد  جامعه­ای عقیم و ایجاد عادت­های بد جنسی را در خلق و خوی دانش‌آموزان معاصر موجب و همچنین باعث شده است تا آنها   در ادارۀ زندگی به روش­هایی فراتر از روش­های پیش پا افتاده‌ی کنونی (که موفقیت شناخته می شود) ناتوان باشند. بلوم، براین باور است که اهداف تجاری در این زمانه، ازعشق و فلسفۀ حقیقی، یا اهداف متمدن و باشکوه، ارزشمندتر شده است.

در یک فصل، و از نظر تحلیلی مشابه تأثیر مکتب فرانکفورت، او تأثیرات فلسفی موسیقی پاپ را در زندگی دانش‌آموزان آزمایش کرد. مانند قرار دادن موسیقی پاپ (همان­طور که بعضی از کمپانی­های ضبط، آن را موسیقی راک می­نامند.) در یک برهۀ زمانی (از جمهوریت افلاطون تا نیچه) برخورد با این موضوع، اولین بار با دیدگاه فلسفی، باعث افکندن دیدگاه­های تازه او به صنعت شد : مانند توجه ویژه به کودکان و نوجوانان، جایگاه آن در طبقۀ متوسط اقتصادی جامعه و تظاهرات  به لیبرالیسم و آزادی.

بعضی از منتقدین، مانند موسیقی‌دان معروف فرانک زاپا[1]، معتقد است که دیدگاه بلوم درخصوص موسیقی پاپ براساس نظریات منتقدین این موسیقی در دهه­ی پنجاه است، نظریاتی مانند صیانت از جامعۀ آمریکایی‌های سفید پوست. بلوم تحت تاثیرآراء سقراط، ارسطو، روسو و نیچه، تأثیر قدرتمند موسیقی را در روح انسان بررسی  کرده است.

او سربازی را که تحت تأثیر ضربه­های درام و سروده­های مذهبی (همانند عاشق تحریک شده­ای که بوسیلۀ صدای رومانتیک گیتار به میدان جنگ رفته بود) احضار نموده و به این مسئله اشاره می­کند که فلسفه، سنتی به عنوان یک حاکم فائق، با تحصیلات موسیقایی مواجه می­شود. او از میک جَگِر[2] به عنوان یکی از ستارگان موسیقی پاپ، که نمایانگر نفاق و انحراف اخلاقی است، نام می­برد. موسیقی پاپ از گفتار و تصاویر جنسی خود برای اسیر کردن قشر جوان و وادار کردن آنها به اطاعت از خوی یاغی­ گری خود، به عنوان راه درستی در زندگی، استفاده می‌کند. درحالی که درحقیقت، آنها درحال کنترل شدن به وسیله افرادی سودجو و سرمایه داری هستند که از خواننده‌ای مانند َجگِر کاملا پشتیبانی می­کنند. بلوم مدعی است که َجگِر مانند یک قهرمان برای بسیاری از دانشجویان دانشگاهی است که به ثروت و شهرت وی حسادت می‌ورزند درحالی که این مسئله، به دلیل کمبود انتخاب الگو، برای آنها پیش آمده است.

باوجود نبود ادبیات درزندگی و روابط جنسی جوانان امروزی، بخش ابتدایی کتاب مذکور، سعی براین دارد تا وضعیت آموزش کنونی را به سبکی فراتر از دیدگاه یک اقتصاددان یا یک روان پزشک مرسوم در فرهنگ معاصر، تشریح کند.

محافظه کاران در1987 هنوز هم به دیدگاه «صبح درآمریکا»، مربوط به رونالد ریگان، اتکا می­کنند، اما هیچ چیزی جنبش آنها، یا دنیاهای آکادمیک و انتشار آنها را برای موفقیت قطعی دیدگاه آلن بلوم، آماده نکرده است. «زوال اندیشه آمریکایی: چطور تحصیلات عالی باعث افول دموکراسی شده و روح دانشجویان امروز را تضعیف کرده است.» در عین حال بلوم با یادآوری خشم ویلیام اف. باکلی [3]در «خداوند و انسان در ییل» در 1951، اشاره می­کند که آکادمیک‌های لیبرال به آموزش لیبرال خیانت کرده‌اند.

چه کسی در دانشگاه آمریکا می­تواند نظریات بلوم را درخصوص دانشکده کرنل فراموش کند، یا نظریات او را دربارۀ اصلاح مامورین و مقامات دولتی و استادان ناشایست زیر سؤال ببرد؟ چه چیزی باعث می­شود که معلمی متعهد، تحلیل خود را دربارۀ «آرام سازی بر حسب حالت روحی، بخصوص در مورد جوانان، و آموزش آنها» را از دست بدهد؟ برخی لیبرال­های متفکر به خواندن کتاب" زوال انديشه آمریکایی "رو می­آورند؛ آن هم در زیر لحاف‌شان با چراغ قوه، و نمی­توانند آن را تایید یا رد کنند، بلکه احساس می­کنند می­خواهند چیزی بگوید. البته محافظه کاران بلوم را قهرمان می‌دانند و به او تکیه می­کنند. راجر کیمبال، سردبیر نشریه محافظه کار معیار جدید[4]، در یک مقاله باعنوان «بازیابی دانشگاه: طرح جنگ» می‌نویسد: «به لحاظ سنتی، آموزش هنر لیبرال، شامل هم شکل­گیری  شخصیت است؛ هم یادگیری برای زنان و مردانی که (همان طورکه آلن بلوم می­گوید) تفکرات خود را در این سئوال منعکس می­کنند، انسان چیست؟» کیمبال عنوان می­کند فرهنگ منفی روشنفکرها، تمام دانشگاه‌ها را فرا گرفته است، اتهامی که درشبکۀ درحال گسترش فعالان محافظه­کار در دانشگاه­ها، نمود می‌یابد، من جمله دنیل پایپ، که گفتارهای استادان چپ­گرای خاورمیانه را تکرار می­کنند. شبکه کالیگیت، که روزنامه­نگاران دانشجوی مبارزه طلب محافظه کار را تربیت می‌کند؛ موسسه مطالعات درون کالجی سازمان­های دانشجویی محافظه کار؛ و مرکز دیوید هوروویتز[5] برای مطالعه فرهنگ عامیانه، که حقوق دانشگاهی آن چیزی است که استادان و دانشجویان را تشویق به مبارزه علیه تبعیض سیاسی می­کند، و اکنون پیش روی قانونگذاران مختلف کشور است.

اما به نظر می­رسد همه نکتۀ اصلی را نادیده گرفته­اند: تفکر به ظاهر محافظه­کارانه بلوم، در واقع تقریبا، همۀ پیش­فرض­های سیاسی، مذهبی و اقتصادی جنبش کیمبال و هوروویتز را پیش بینی و رد می­کند. محافظه کارانی که امروز دوباره آثار بلوم را می­خوانند دچار نوعی تعجب بزرگ و شاید آموزنده می­شوند.

بلوم خیلی پیش از اینکه یک ایدئولوژیست محافظه کار باشد، استاد فلسفۀ  سیاسی دانشگاه شیکاگو بوده که در 1992 از دنیا رفت، مفسری عجیب و متفکری روشنفکر بود که یک زندگی توأم با عیاشی و خوش­گذرانی داشت. او پرفروش­ترین کتابش را، با دوستش، سال بلو، نوشت. رمان او  تحت عنوان «رولشتاین[6]» کاملاً در ستایش بلوم است. بلوم خیلی بیش از اینکه درگیر سخنرانی­های لیبرال و نظام­های مختلف باشد، حقوق روشنفکری را مطرح و نیز چشم اندازهای مختلفی را ارائه می­کرد. او به مدرنیته، کاپیتالیسم و حتی دموکراسی اعتماد نداشت، به قدری عمیق معتقد بود که فرهنگ دانشگاه، به صورت منفی، تحت تاثیر جامعۀ بازاری آمریکا قرار گرفته (یا حداقل تا حدی تحت الشعاع آن است)؛ البته با چاپلوسی­هایی مبتذل، احساسات مذهبی و تعدی‌های عوام فریبانه.

بلوم می‌نویسد «حملات شبه تئوریک راست و چپ به دانشگاه و دانش آن، افزایش تقاضا برای آن توسط جامعه، توسعۀ  عظیم تحصیلات عالی، همگی جمع  شده اند  تا رسالت دانشگاه­ها را تیره و مبهم کنند، رسالتی که مربوط به حفظ سئوالات همیشگی پیشگامی و محوری است، و ایجاد یک مکان قابل احترام عمومی برای محققین و دانشجویان، برای استفاده آشکارشان از عقل و منطق».

برخی محافظه­ کاران ممکن است اصرار داشته باشند که دقیقا همین را بگویند. اما بلوم هشدار می­دهد که آموزش لیبرال، از سوی طرفداران بازار آزاد نیز، تهدید می­شود، یعنی کسانی که وعده رفاه اجتماعی­شان دیگر باوری اجباری نیست، و توسط باور مذهبی، که با تمایلات طبیعی نظام سرمایه­داری مغایر است، و نیز تفکر دو توکوویلی که اکنون هدفش تشویق آنهاست؛ تقویت می­شود.

بلوم استدلال می­کند که اقتصاد سرمایه­داری و نظم لیبرال - دموکراتیک ما، فضیلت­های مدنی را به نتایجی تحمیلی تبدیل کرده است. او معتقد است برای تقویت استفاده از عقل و منطق، ورای محاسبۀ نفع شخصی، لازم است یک نهاد غیرهمگانی در درون ما شکل گیرد که به انگیزه­ ها و اغواهای قوی ما متکی باشد. این نهاد غیرهمگانی دانشگاه است. بررسی مقوله­ای که او به عنوان نقص­های مذهب و روشنفکری تلقی می­کند (که منطق­گرایی آن به فروپاشی فاشیسم یا کمونیسم منجر شده است)، بلوم امیدوار بود که ازسنت تربیت­گرایانه یونان باستان رهایی یابد تا باعث شود عقل و خرد به سمت عشق ورزیدن به دانستن و عشق ورزیدن به فضائل طبیعی سوق یابد.  


[1]- فرانک وینسنت زاپا (Frank Vincent Zappa)( بالتیمور، 21دسامبر ۱۹۴۰، مریلند، ایالات متحده آمریکا - لس‌آنجلس، کالیفرنیا، ۴ دسامبر ۱۹۹۳، ایالات متحده آمریکا)آهنگساز، نوازنده گیتار الکتریک و کارگردان فیلم آمریکایی بود. حضوری بیش از۳۰ ساله در حرفه خود داشت.زاپادر سبک های مختلفی از جمله راک، جز، و موزیک کنسرت آهنگسازی کرده است. او همچنین فیلم و میوزیک ویدیو کارگردانی و تعدادی کاور نیزبرای آلبوم های موسیقی طراحی کرده است.زاپا درطی  فعالیتش بیش از ۶۰ آلبوم در قالب گروه مادران خلاقیت و یا فعالیت تک نفری خودمنتشر کرد.در ۴ دسامبرِ سال ۱۹۹۳، زاپا سرانجام پس از سه سال دست-و-پنجه نرم کردن با بیماریِ سرطان درگذشت و در بوستان-گورستانِ یادمان‌های دهکده وست وود لس انجلس به خاک سپرده شد.(مترجم)

[2]-میک جَگِر(Mick Jagger)(زاده۲۶ ژوئیه ۱۹۴۳)دارنده لقب افتخاری سِر و برنده جایزه‌های گلدن گلوب و گرَمی، خواننده،ترانه‌سرا،تهیه‌کننده موسیقی و فیلم و بازیگر انگلیسی است. او بیشتر شهر ت ش را در جایگاه خواننده گروه رولینگ استونز کسب کرده‌است.میک جَگِر هم‌کاریش  را با رولینگ استونز در سال‌های آغازین دهه ۱۹۶۰ میلادی و در بدو تاسیس گروه آغاز کرد که تا به‌امروز همچنان ادامه دارد. جَگِر به همراه کیث ریچاردز (گیتاریست گروه) یکی از زوج‌های مشهور ترانه‌سرایی هستند و همکاری‌های آنها  در اواسط دهه ۱۹۶۰رولینگ استونزرا-از گروهی که در آغاز به بازخوانی آثار هنرمندان ریتم اند بلوز می‌پرداخت- به یک گروه مطرح موسیقی راک اند رول تبدیل کرد. در آن سال‌ها مسئله اعتیاد جَگِر و روابط عاشقانه او باعث می‌شد تا همواره نامش در مرکز توجه رسانه‌ها باقی بماند. آنها اغلب از او یک چهره«ضد فرهنگی» ترسیم می کردند . در سال‌های پایانی آن دهه، میک جَگِر بازیگری را به موازات فعالیت موسیقی‌اش آغاز کرد و در اولین فیلم‌هایش  نمایش و نِد کِلی ایفای نقش کرد. (مترجم)

[3]-از جمهوریخواهان سنتی راست گرا

1-New Criterion

معیار جدید بررسی ماهانه فرهنگ و هنر های راجر کیمبال است. در سال 1982 منتقد هنری هیلتون کرامر و پیانیست و موسیقی منتقد ساموئل لیپمن آن را تاسیس کرد. (مترجم)

 

[5]- مرکز دیوید هورویتز  برای آزادی  را در سال 1988 «دیوید هورویتز»، فعال سیاسی آمریکایی و دوست و همکارش «پیتر کولیر» تاسیس کرد و از آنجا که سرمایه چندانی از خود نداشت، موسساتی مانند ( موسسه سارا سکیف ) و ( مؤسسة برادران برادلی ) در رشد و شکوفایی آن نقش بسزایی ایفا کردند.مرکز دیوید هورویتز برای آزادی شاهد افزایش و تشدید تبلیغات کذب علیه اسلام و خطر اسلام گرایی افراطی در آمریکاست و فعالیت هایش را بر ترویج و اشاعه نظریه توطئه ای متمرکز کرده است که اظهار می کند، اسلام گرایان تندرو و در راس آنها«جماعت اخوان المسلمین» درصدد نفوذ به کادرهای رهبری احزاب سیاسی آمریکا چه راستگرا و چپگرا است. مرکز دیوید هورویتز برای آزادی به این منظور دارای برنامه های هفتگی و تجمعات دوره ای در صدها دانشگاه آمریکاست تا بنابر ادعای این مرکز موجب آگاهی و بیداری بین قشر دانشجویان این کشور در قبال خطر افزایش نفوذ اسلام گرایان در آمریکا شود ( به طور خاص و کشورهای غربی به طور عام) .مرکز دیوید هورویتز برای آزادی از سال 2001 تا 2012 حدود 11 میلیون دلار از حامیان و طرفداران شبکه اسلام هراسی در آمریکا دریافت کرده و درآمدهای حاصل از فعالیت های آن تنها در سال 2012 7.2،  میلیون دلار بوده است. (مترجم)

[6]- رولشتاین(Ravelstein) رمانی است نوشتۀ سال بلو نویسندۀ آمریکایی. این رمان در۲۴ آوریل ۲۰۰۰  با سرمایه نشر وایکینگ پرس در آمریکا منتشر شد.این کتاب آخرین رمان این نویسنده است.شخصیت اصلی رمان، آبه رولشتاین، الهام گرفته از شخصیت آلن بلوم، فیلسوف و دوست صمیمی سال بلو است که در سال 1992 درگذشت.این رمان در سال ۱۳۹۲ با ترجمۀ منصوره وحدتی احمدزاده  به همت وسرمایه کتاب آمه در ۲۷۷ صفحه منتشر شده است. (مترجم)

1396/6/9
پر بازدید
1391/3/15: مارسل موس
1391/5/10: نوربرت الياس Norbert Elias
1391/4/18: کلود لوفور(1924-2010)
1391/3/18: معرفی و ارزیابی کتاب/روش شناسی علوم سیاسی
1391/3/21: خوزه ساراماگو‏
آخرین مطالب
1396/5/12: بررسی موانع کاربردی سازی علم سیاست از دیدگاه مدیران اجرائی استان کرمان
1396/5/7: كتاب زوال انديشه آمريكايي نوشته آلن بلوم به فارسي ترجمه شد
1396/3/16: پارسي گرداني انگارگاني واژگان سياسي
1396/2/2: اونا مونو و درد جاودانگي
1394/10/6: جزوه درس مسائل نیروی انسانی در صنعت
بدون نظر

نام
پست الکترونیکی
وب سایت
متن
کد امنیتیکد
تکرار کد امنیتی حساس به حروف کوچک و بزرگ
مطالب مهم

قانون تشکیلات و آئین دادرسی دیوان عدالت اداری در نظم حقوقی کنونی

            مولف : محمدرضا دلاوری (قاضی دیوان عدالت اداری)

 

مسئولیت مدنی ناشی از افشای اسرار پزشگی در حقوق ایران و حقوق کامن لا

              مولف: محمد حسین دلاوری

سخن برگزیده
دنيا از آن کسانی است که برای تصاحب آن با خوش خلقی و ثبات قدم گام بر می دارند. (چارلز ديکنز)
شعر
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
بی بادهٔ گلرنگ نمی‌باید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست
خيام
حدیث
بهترين بندگان کسانی هستند که هرگاه خشم کنند، درگذرند. - امام رضا(ع)
دمی با حافظ
علاج ضعف دل ما به لب حوالت کن
که این مفرح یاقوت در خزانه توست
به تن مقصرم از دولت ملازمتت
ولی خلاصه جان خاک آستانه توست
کنتور
امروز:
    بازدید: 313
    صفحات مرور شده: 344
روز گذشته:
    بازدید: 768
    صفحات مرور شده: 779
جمع کل:
    بازدید: 6455071
    صفحات مرور شده: 21829270