پیوندها
» مركز آموزش و پژوهش هاي توسعه و آينده نگري قم
» متون سياسي
» همايش و جشنواره استاني نظام پيشنهادها
» انجمن علوم سياسي ايران
» موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي
» سياست و پژوهش
» دكتر مهدي مطهر نيا
» دكتر مقصود رنجبر
» دكتر مجتبي مقصودي
» بانک اطلاعات نشریات کشور
» پژوهشکده اطلاعات و مدارک علمی ایران
» پایگاه SID - جهاد دانشگاهی
» ایران پژوهش
» زبان انگلیسی سرایان
» جامعه مترجمان رسمی ایران
» دکتر داود فیرحی
» دکتر نجف لک زایی
» علمی کاربردی استانداری قم
» گردونه(دانشجویان ارشد مجازی دانشگاه تهران)
جستجو
 فارسی :: انگلیسی
ز نورت جهل بگریزد، اگر شمعی و رخشنده ............. زجودت فقر بگریزد، اگر ابری و بخشنده
صفحه اول  >> مقالات >>
سیاست روز :: سایت شخصی دکتر رضا دلاوری | معرفی و ارزیابی کتاب/روش شناسی علوم سیاسی
معرفی و ارزیابی کتاب/روش شناسی علوم سیاسی
موضوع: سياسي
نویسنده: دکترعباس خلجی

این مقاله با رویکردی انتقادی به معرفی کتاب روش شناسی علوم سیاسی می پردازد. دراین راستا، ضمن معرفی مختصر محتوای فصل های هفت گانه کتاب، ویژگی های مثبت شکلی و محتوایی اثر برجسته می شود. سپس برخی نکات منفی و کاستی هایی که باعث خدشه دار شدن کیفیت و مطلوبیت ظاهری و علمی آن شده است، به طور مستدل و مستند، تحلیل و تبیین می شود. به طورکلی، اثر یادشده، متنی غنی و جذاب است که با گردآوری تحلیلی و تبیینی نظریه های روش شناختی در حوزه علوم انسانی، به ویژه علوم سیاسی، افقی نو برروی علاقه مندان گشوده است و هدف اصلی نوشتار انتقادی حاضر کمک به اعتلای آن است.

واژگان کلیدی

رفتارگرایی، اثبات گرایی، ابطال گرایی، کارکردگرایی، سیبرنتیک، تاریخ گرایی، پدیدارشناسی، هرمنوتیک، ساختارگرایی، پسا ساختارگرایی و گفتمان.

1. مقدمه

امروزه روش شناسی و چهارچوب نظری، در پژوهش های علوم انسانی، به ویژه در پژوهش های بنیادی از جایگاه برجسته ای برخوردار است. زیرا چهارچوب نظری به مثابه نورافکنی در مسیر تحقیق پرتو می افکند و پژوهشگران را گام به گام به سوی هدف رهنمون می سازد. بدین ترتیب، بدون بهره گیری از روش شناسی مناسب و چهارچوب نظری شایسته، پژوهش های انسانی سامان نمی یابند و دست کم به فرجام نیکی نمی رسند. بنابراین، از میان روش های گوناگون و نظریه های مختلف باید یک چهارچوب نظری مناسب، توانا و کارآمد را برگزید و با این روش شناسی مناسب، به تبیین دقیقی از موضوع تحقیق دست یافت.

دراین میان، نقادی در ذات روش علمی نهفته است. (پوپر، 1372،43) یک روش شناسی معتبر، علاوه بر تحلیل نقادانه، منطقی و دقیقِ گزاره های علمی، روش های مناسبی برای سامان دهیِ به پژوهش و بهره گیری از روش علمی در مسیر تحقیق پیشنهاد می کند و هر محققی به فراخورِ موضوع تحقیق خویش، روشی را که با هدفش سازگار است، برمی گزیند. (پوپر، 65،1370) از این رو، امروزه دغدغه اساسی پژوهشگرانِ حوزه های مختلف علوم انسانی، به ویژه علوم اجتماعی و علوم سیاسی، انتخاب روش شناسی و ترسیم چهارچوب نظری شایسته و بایسته ای است که صلاحیت علمی لازم و قابلیت پژوهشی کافی برای تحلیل و تبیین موضوع داشته باشد. براین پایه، نوالیس معتقد است، «نظریه ها تورند: فقط آنکه تور افکند صید خواهد گرفت.» (همان،17) بنابراین، کارآمدی علوم انسانی، به ویژه کارآیی علم سیاست، ناشی از توان نظریه پردازی است. نظریه های سیاسی، فهم پدیده های سیاسی و اجتماعی را آسان می سازند و با تبیین ماهیت آن ها، پیش بینی و تجویز کارشناسانه را تسهیل می کنند.

فقدان منابع مورد نیاز روش شناختی در رشته های مختلف علوم انسانی، به ویژه علوم سیاسی، همواره صاحب نظران، دانشجویان و علاقه مندان این حوزه علمی در ایران را در تنگنا قرارداده است. اما چندی است که تلاش های علمی و پژوهشی در خور توجهی در راستای تأمین منابع بومی و فارسی مورد نیاز و رفع این معضل صورت می گیرد. حاصل یکی از این تلاش ها، نگارش، چاپ و نشر کتاب روش شناسی علوم سیاسی است. هدف اساسی این مقاله انتقادی، معرفی کوتاه مباحث این اثر روش شناختی و بررسی انتقادی مطالب آن و برخی توصیه ها و پیشنهادهای سازنده و اصلاحی در راستای ارتقای سطح کیفی کتاب در چاپ های احتمالی آینده است.

2. معرفی مطالب کتاب

روش شناسی علوم سیاسی حاوی فهرست مطالب، جدول ها و نمودارها، مقدمه کوتاه ناشر (معاونت پژوهشی دانشگاه مفید)، مقدمه نویسنده، هفت فصل جداگانه و جمع بندی پایانی کتاب است. مقدمه نخست، بیانگر سیاست پژوهشی ناشر مبنی بر رفع خلاء موجود در زمینه یک متن جامع و فراگیر روش شناختی است. (ر.ک.به: حقیقت، 1385، 17-18) مقدمه دوم، با طرح مسئله و ضرورت نگارش اثری بومی و آموزشی در زمینه های روش شناسی، برخی دغدغه های نویسنده و چگونگی و منطق سامان دهی مباحث پژوهش را بیان می کند. (همان، 19-24) به نظر نویسنده، اندک و پراکنده بودن منابع؛ نبود پارادایم مشخص در حوزه علوم انسانی، علوم اجتماعی و علوم سیاسی؛ بحران روش شناسی در علوم اجتماعی و علوم سیاسی؛ و بحران مفاهیم در علوم سیاسی از جمله ضررت هایی است که نگارش کتاب آموزشی و همه جانبه حاضر را دیکته می کند؛ امّا نگارش کتاب به صورت جامع و مستقل به گونه ای که همه روش شناسی های موجود را دربرگیرد، همان قدر که ضرورت دارد، مشکل به نظر می رسد. (همان، 19-20)

نویسنده، کیفیت طبقه بندی روش ها و نوع نگرش به سیاست را مسئله دیگری می داند که در فرایند پژوهش با آن دست به گریبان بوده است؛ بنابراین، با گزینش دیدگاه کثرت گرایانه، به زعم خویش در صدد نقد دیگر طبقه بندی های رایج برآمده است. به گونه ای که «این کتاب پس از طرح کلیاتی درباره روش و روش شناسی، مباحث روش شناسانه خود را از اثبات گرایی و کارکردگرایی شروع می کند، سپس به نقد آنها در قالب روش های تفهّمی و پسامدرن می نشیند. این دوگانگی در روش ها، به خارج شدن یک رقیب از صحنه ختم نمی شود؛ بلکه همواره کارآمدی ها و کاستی های یک روش با نقاط قوت و محدویت های دیگر روش ها مقایسه می شود. طبقه بندی روش ها در کتاب حاضر بریگانگی یا تعدد روش های علوم طبیعی و علوم انسانی بنا نهاده شده است.» (همان، 21) براین اساس، منطق سازمان دهی فصول کتاب تبیین می شود و تلاش نوشتار در راستای ارایه مصادیق بومی برای مباحث روش شناسانه آشکار می شود؛ به گونه ای که «مثال های خود را تا حد امکان از مسائل اسلام و ایران اتخاذ نماید.» (همان، 23)

فصل اول با عنوان مفاهیم و کلیات، در سیزده گفتار سامان یافته است. در این گفتارهای سیزده گانه، موضوعات زیر بررسی و تبیین می شود: 1. مفهوم روش و ارتباط آن با دیگر مفاهیم؛ 2. ارتباط روش شناسی با دیگر مفاهیم؛ 3. کاربردهای اصطلاح «روش»؛ 4. اهمیت روش شناسی درعلوم سیاسی؛ 5. اهمیت روش شناسی درطبقه بندی دانش های سیاسی؛ 6. روش اندیشیدن سیاسی و روش فهم اندیشه سیاسی: نظریه بحران؛ 7. روش علوم اجتماعی و روش های علوم طبیعی؛ 8. روش کیفی و کمی، و فضیلت عدم قاطعیت؛ 9. کل گرایی و فردگرایی، روش شناختی؛ 10. امکان علمی بودن در دانش های سیاسی؛ 11. امکان پیش بینی در دانش های سیاسی؛ 12. بحران روش شناسی در علوم سیاسی؛ 13. آشفتگی مفاهیم سیاسی در ایران معاصر. نویسنده در گفتار سیزدهم، در خلال دو بند جداگانه، منشاء این آشفتگی ها و مصادیق آن را به ترتیب زیر بیان می کند.

الف منشاء آشفتگی مفاهیم در علوم سیاسی ایران، شامل ویژگی های خاص علوم سیاسی و ویژگی های مفاهیم سیاسی در ایران است که مورد دوم مواردی چون فقر منابع اصلی، معضل ترجمه، جعل اصطلاح، وکارکرد ناقص مراجع ذی صلاح (نخست رویارویی با تجدد و دوم کژتابی مفاهیم) را دربرمی گیرد.

ب برخی مصادیق آشفتگی مفاهیم سیاسی در ایران معاصر به شرح زیر است: 1.سیاست، علوم سیاسی، فلسفه سیاسی، کلام سیاسی و فلسفه علم سیاست؛ 2. دولت؛ 3. مشروعیت؛ 4. نظام سیاسی؛ 5. ایدئولوژی؛ 6. چپ و راست؛ 7. حزب؛ 8. جامعه مدنی؛ 9. مردم سالاری؛ 10.سکولاریسم.

فصل دوم کتاب، روش های رفتارگرایانه نام دارد که در سه گفتار زیر سامان دهی شده است: 1. اثبات گرایی منطقی؛ 2. ابطال گرایی؛ 3. رفتارگرایی. فصل سوم به بررسی روش های کارکردگرایانه اختصاص یافته و در قالب سه گفتار زیر ارایه شده است: 1. کاکردگرایی و نوکارکردگرایی؛ 2. نظریه سیستم ها؛ 3. نظریه سیبرنتیک. فصل چهارم که روش های جامعه شناسانه و تاریخ گرایانه نام گرفته است، در گفتار نخست، جامعه شناسی معرفت و در گفتار دوم، تاریخ گرایی و نوتاریخ گرایی را بررسی و واکاوی می کند. در بحث جامعه شناسی معرفت، روش شناسی متفکرانی همچون مارکس، وبر، دورکیم، مانهایم، ماکس شلر، اشتارک، برگر و لوکمان و...مورد بررسی قرار می گیرد. اما در تاریخ گرایی، کسانی چون ارنست ترولتش، کارل مانهایم، فردریش مینکه، و بندتوکروچه، نظریه پردازان و شارحان مهم تاریخ گرایی معرفی می شوند. وی بنیاد رهیافت آنها را بدین سان خلاصه می کند: «براساس روش تاریخ گرایی، تبیین هرچیز مساوی با شناخت تاریخ آن است. تاریخ گرایی، اندیشه هرچیز را خودکفا و مستقل فرض می کند؛ و بین قدیم و جدید مرزی نمی بیند.» (همان، 275)

به گونه ای که کروچه براین باوراست که در چهارچوب تاریخ گرایی، «زندگی و واقعیت، چیزی غیر از تاریخ نیستند.» (همان) بنابراین، «به طور خلاصه، تاریخ گرایی براین باوراست که فهم و شناخت صحیح ماهیت هرچیز و ارزیابی درست ارزش آن، از راه بررسی جایگاه آن و نقشی که در فرایند پیشرفت و تکامل ایفا کرده امکان پذیر است. این تعریف، تاریخ گرایی را باوری روش شناختی و باب تبیین مسائل و ارزش گذاری تلقی می کند.» (همان، 274) بدین سان، اصول مکتب تاریخ گرایی به ترتیب زیر است.

پیوستگی و استقلال اندیشه، مخالفت با گسست در تاریخ، پاسداری از نظم سنتی و تداوم آن، پیوند با روح ملت ها و مانند آن، توجه به ضوابط خواص زمانی و مکانی و مخالفت با اصول آن، نوعی تقدیرگرایی (درگرایش رادیکال آن)، رد فردگرایی روش شناختی، مبنا گرفتن اصل کلیت در تاریخ و امکان پیش بینی در تاریخ بر اساس بررسی حوادث گذشته. (همان، 279)

روش های تفهمی، عنوان فصل پنجم است و پدیدارشناسی و روش های هرمنوتیکی، دوگفتار آن را تشکیل می دهند. در فصل ششم، روش های ساختار گرایانه به بحث نهاده شده است که نُه گفتار زیر را دربرمی گیرد:

1. تعریف «ساختار» و مفاهیم مربوط؛ 2. پیش فرض ها؛ 3. انواع ساختارگرایی (امریکایی، اروپایی، و روسی)؛ 4. اصول مشترک ساختارگرایی؛ 5. اصول ساختارگرایی زبانی؛ 6. کاربرد در علم انسانی (روان کاوی، نشانه شناسی، زبان شناسی، و معناشناسی)؛ 7. کاربرد‍‍ [ساختارگرایی] در علوم سیاسی؛ 8. پساساختارگرایی؛ و 9. نقد و بررسی (ارتباط با روش های دیگر، کارآیی، و محدودیت ها).

تسلسل منطقی مباحث ایجاب می کند که فصل هفتم که واپسین فصل کتاب تلقی می شود، به روش های پسامدرن اختصاص یابد. زیرا با گذر از ساخت گرایی و پسا ساخت گرایی، علم وارد دوران پسامدرن خویش می شود. نویسنده اثر کوشیده است، در خلال شش گفتار پیاپی، روش های متأخر علمی را معرفی و ارزیابی کند و سپس کاربرد آنها را در علوم سیاسی، به ویژه در تحلیل و تبیین پدیده های سیاسی و اجتماعی معاصر ایران شرح دهد. بنابراین، عنوان گفتارهای این فصل به ترتیب زیر است: 1. نظریه گفتمان در زبان شناسی(سوسور و آلتوسر)؛ 2. نظریه گفتمان فرکلاف و ون رایک (که نظریه گفتمان پس از حدود دو دهه از زبان شناسی به تحلیل های انتقادی در حوزه مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشیده شد.) 3. دیرینه شناسی میشل فوکو archaeology))؛ 4. تبارشناسی میشل فوکو (genealogy)؛ 5. شالوده شکنی ژاک دریدا (deconstruction) که روش شناسی را وارد مباحث مابعد ساخت گرایی کرد. شالوده شکنی در امتناع از پذیرش ایده ساختار به عنوان موجودیتی عینی یا مفروض در متن، آشکارا وجهی «پساساختگرا» را به نمایش گذاشت؛ (ر.ک.به: همان، 486) دریدا براین باور است که «شالوده شکنی نه یک روش است، و نه می تواند به یک روش بدل شود. شالوده شکنی، به بیان بسیار موجز، به «بیش از یک زبان» خواندن نوشتن است» (همان، 492) جریان شالوده شکنی با آثار لیوتار تکامل یافت.

شالوده شکنی یا ساخت شکنی به یک تعبیر، امکان دادن به جولان معنا یا تنوع معنایی در قلمرو متن است؛ یعنی خارج کردن متن از معنای محدودی که ممکن است صرفاً با اتکای به یک نگاه یا چشم اندازی خاص، پدید آمده باشد. بدین گونه شالوده شکنی می کوشد تا مرکزیت معنایی یا معنا محوری را از متن بگیرد و متن را از اسارت یک معنای خاص خارج کند؛ زیرا در نگاه ساخت شکنی، واژه ها و تعبیرات، دارای قطعیت معنایی نیستند تا موجب یک مفهوم یا معنای تغییر ناپذیر در متن شوند. (همان، 492)

مهم ترین اصول و پیش فرض در شالوده شکنی، «بی ثباتی معنای متن، درک هر واژه به وسیله واژگان دیگر، وجود دوگانگی های متضاد در هر متن، امکان واسازی متن با شناخت دوگانگی های متضاد می باشند.» ( همان، 494) 6. نظریه گفتمان لاکلا و موف: ارنستو لاکلا و همسرش، شنتال موف، با استفاده از نظریه فوکو، گفتمان را به همه امور سیاسی و اجتماعی گسترش دادند تا با بهره گیری از این نظریه، جامعه معاصر و پدیده های سیاسی و اجتماعی آن را تحلیل کند.

به نظر می رسد، با توجه به کاربرد گسترده نظریه گفتمان در پژوهش های سیاسی و اجتماعی معاصر و به ویژه در عرصه سیاست و اجتماع ایران پس از رخداد دوم خرداد، نویسنده در خلال این گفتار کوشیده است، کاربرد نظریه گفتمان در علوم انسانی و در نتیجه کاربرد آن در علوم سیاسی را به طور خاص بررسی، تحلیل و تبیین نماید. از این رو، چند نمونه از مطالعات موردی زیر را به صورت خلاصه بررسی و عرضه داشته است: اسلام سیاسی و غرب با بی سعید، ایران قبل از انقلاب علیرضا آقا حسینی که در پایان نامه دکترای خویش با عنوان شکست تحول در ایران معاصر (1921-1979): نقش روشنفکران ایرانی در شکل دادن هویت سیاسی، از روش گفتمان بهره برده است. ایران پس از انقلاب سیّد محمدعلی حسینی زاده که بر پایه نظریه گفتمان اسلام سیاسی، به چگونگی پیروزی انقلاب اسلامی می پردازد؛ گفتمانی که از میانه دهه بیست در ایران شکل گرفت، در سال های دهه چهل بارور شد و به گفتمانی عام و جهان شمول مبدل شد و سپس در انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و ساماندهی جامعه را در اختیار گرفت. نظریه های پیروزی انقلاب اسلامی که به نظر نگارنده کتاب، نظریه رهبری مذهبی، بهتر از سایر نظریه های رقیب، چرایی و پیروزی انقلاب اسلامی در ایران را تبیین می کند. گفتمان محافظه کار و اصلاح طلب سید علی اصغر سلطانی؛ وی در پایان نامه دکترای خویش که به صورت کتاب به چاپ رسیده است، چگونگی شکل گیری گفتمان انقلاب اسلامی و تحولات درونی آن به طور عام، و چگونگی شکل گیری گفتمان اصلاح طلب و شیوه تعامل اصلاح طلبان و محافظه کاران را بررسی کرده است. به باورِ وی، «قدرت پنهان در گفتمان های سیاسی به واسطه فرایندهای دوگانه برجسته سازی و حاشیه رانی در مطبوعات جریان می یابد.» (همان، 557) دراین اثر، براساس پنج مرحله بحث گفتمان به مثابه روش، یعنی شناسایی فضای تخاصم، تعیین زمان و مکان، منازعات معنایی و تحولات اجتماعی، معنا و متن در تحلیل گفتمان، و بالاخره متن، معنا و کردارهای اجتماعی، دوران اصلاحات در جمهوری اسلامی ایران درچهارچوب نظریه گفتمان لاکلا و موف بررسی و تحلیل شده است. تحلیل گفتمانی انتخابات دوم خرداد، در کتاب جادوی گفتار محمدجواد غلامرضا کاشی، صورت گرفته است. سیدعبدالقیوم سجادی در پایان نامه دکترای خویش، جهانی شدن را از نظر تحلیل گفتمانی بررسی کرده است: به نظر وی، «جهانی شدن نه یک وضعیت جدید که گفتمانی جدید تلقی می شود؛» بنابراین، جهانی شدن با دال مرکزی نئولیبرالیسم گفتمان مسلط جهانی است که به طور موقت دال های سیاسی را در معنای لیبرالیستی به تثبیت رسانده است و همواره در معرض بی قراری و تزلزل قراردارد. (همان، 569)

گفتمان تاچریسم، مطالعه موردی نهایی است. دیوید هوارث با استناد به آثار استوارت هال، تاچریسم را بازنمایی اقتصاد نئولیبرال (بازار اجتماعی، نفع شخصی، پول گرایی و فردگرایی رقابتی) و فلسفه قدیمی محافظه کاری (ملت، خانواده، وظیفه، اقتدار، استانداردها و سنت گرایی) می داند. سه فرایند استیلاجویانه به پیروزی حزب محافظه کار انجامید: پراکندن سنت کینزی، مسلط شدن حزب با رهبری مارگارت تاچر، مفصل بندی گفتمان توده ای اقتدارگرایی تاچریسم در انگلستان. (همان، 578)

درادامه مطالب، ارتباط روش گفتمان با سایر روش ها بررسی می شود و کارآیی ها و محدودیت های این روش تبیین می گردد. جمع بندی پایانی مطالب در چهارگفتار خلاصه می شود: 1. شناخت روش های مدرن؛ 2. نقد و بومی کردن روش های نوین؛ 3. بازخوانی و نقد نظرات؛ 4. مقایسه و هم نهادسازی روش های مدرن و سنتی.

هدف این کتاب، بهره جویی روشی از کلیه نظریه ها و مکاتب مهم علمی و تطبیق آنها بر مورد اسلام و ایران است. بر این اساس، جنبه آموزشی اثر غلبه دارد. در این راستا، چند پیش فرض وجود دارد: نخست، همه مکاتب و نظریه ها در دل خود روش های خاص خود را دارند و از جنبه روش شناختی قابل بحث هستند. دوم، هر روش از نقاط مثبت و کاستی هایی برخوردار است و نیازمند آگاهی از کارآمدی و محدودیت های آن است. «کثرت گرایی روشی حاکم بر این کتاب، به این معنا است که نه روش های اثباتی و کمی از کارآمدی مطلقی برخوردارند، و نه روش های تفهمی و پسامدرن» (همان، 587) هریک از روش ها از کارآمدی نسبی برخوردارند. غرض از کثرت گرایی روشی، آنارشیسم روشی یا امکان بهره گیری از هر روشی درهر موضوعی، بدون وجود معیاری سنجیده نیست. بلکه دو معنا مقصود است: اول، در زیر شاخه های علوم سیاسی به حسب موضوع می توان از روشی خاص بهره برد. وجه دوم کثرت گرایی روشی آن است که حتی در یک موضوع خاص نیز می توان از روش های گوناگون استفاده کرد. براساس اصل عدم قطعیت در علوم انسانی، در کثرت گرایی، تئوری های ترکیبی مطرح است تا ضعف نسبی هردو معیار با قوت نسبی دیگری جبران شود و دغدغه های دقت و تمامیت را پاسخ گوید. به بیان دیگر، باید به جنبه های مثبت هر روش توجه کرد و آنها را به گونه ای ترکیب کرد که روش واحد و کامل تری پدید آید. البته تا حدی که به کلی گویی و ابهام نینجامد و معجونی متناقض و ناسازواره پدید نیاورد. بدین سان، روش های مختلف تا آن جا که مکمل هم باشند، می توانند در یک مجموعه قرار گیرند و به پژوهشگران کمک کند تا جنبه های مختلف مسئله را بکاوند. برای مسلمانان که پایی در سنت و نگاهی به تجدد دارند و نمی توانند از هیچ کدام دل برکنند، روش های ترکیبی، موجه به نظر می رسد. به طور بدیهی، هرگاه دو یا چند روش متعارض و مانع الجمع باشند، نمی توان آنها را ترکیب کرد.

به طور کلی، 1. در علوم انسانی برخلاف علوم تجربی پارادایم غالب و واحدی وجود ندارد؛ 2. روش با موضوع تحقیق رابطه مستقیمی دارد؛ 3. بحران روش شناختی بر علوم سیاسی حاکم است و این بحران در ایران مضاعف است؛ 4. هر یک از روش ها دارای محدودیت ها و کارآیی هایی هستند؛ 5. برای بهره برداری از روش های متفاوت، باید به نوعی کثرت گرایی روشی تن داد؛ 6. مسئله اساسی در کثرت گرایی آن است که پیش فرض های روش های متفاوت نباید ناقض یکدیگر باشند. بلکه روش های ترکیبی باید هماهنگ باشند؛ 7. در هنگام کاربرد این روش ها در علوم اسلامی و اندیشه سیاسی دینی، باید توجه داشت که کارآمدی آنها مهم نیست؛ بلکه و چه بسا در عین کارآیی با مبانی معرفت شناسانه ما در تضاد باشند. در واقع، در روش های پسامدرنی چون هرمنوتیک، باید مسئله نسبیت روش شناختی به گونه ای حل شود. یعنی، یا باید به نسبیت روش های پسامدرن تن درداد، یا باید به بازسازی آن به شکل سازوارانه دست زد.

بدین سان، با پذیرش اصل بحرانِ روش شناختی علوم سیاسی در جامعه اسلامی ایران، مراحل زیر برای برون رفت از این بحران پیشنهاد می شود:

1. شناخت روش های مدرن: در تاریخ معاصرایران، رویارویی با تجدد، نوعی مواجهه با روش های جدید تلقی شده است و سه گروه تجددگرایان، سنت گرایان و اصلاح گرایان در این مواجهه پدید آمده اند.

2. نقد و بومی کردن روش های نوین: بومی کردن روش های نوین در پی شناخت و نقد آنها حاصل می شود و بومی کردن به معنای استحاله روش نیست؛ بلکه تطبیق آن بر موضوع مطالعه است.

3. بازخوانی و نقد میراث و سنت فکری: (رابطه عقل با نقل و ایمان) در راستای بومی کردن علوم انسانی ضروری است.

4. مقایسه و تطبیق روش های مدرن سنتی: قطعاً پس از سه مرحله نخستین امکان پذیراست و برخی شرایط فکری و محیطی برآن مؤثر است (محیطی آزاد و مردم سالار).

3. نقد کتاب

در خلال بخش های پیشین این نوشتار، محتوای فصل های مختلف کتاب به طور خلاصه بیان شد، اینک براساس آگاهی کسب شده می توان در دو بند جداگانه به تبیین ویژگی های مثبت و منفی کتاب مبادرت ورزید و درباره آن به داوری نشست.

13. ویژگی های مثبت کتاب

از حیث شکلی، یعنی در ابعاد طرح جلد، صحافی، حروف چینی، صفحه بندی، مرغوبیت نوع کاغذ و... به طورکلی، کتاب حاضر مطلوب و مناسب ارزیابی می شود. با این حال، تغییر برخی از عناصر شکلی کتاب موجب مطلوبیت و زیبایی بیشتر آن می شود: انتخاب جلد گالینگور با توجه به حجم بیش از ششصد صفحه ای کتاب، متمایز ساختن اسامی خاص در متن با استفاده از قلم خوابیده (ایتالیک یا ایرانیک)، ذکر معادل لاتین اسامی خاص در پاورقی، بهره گیری از قلم درشت تر در حروف چینی با توجه به این که قلم فعلی ریز است و موجب خستگی چشم خوانندگان می شود.

همچنین، فهرست تفصیلی، فصل بندی و بخش بندی دقیق، فهرست جداول و نمودارها، طرح بحث مقدماتی، جمع بندی و نتیجه گیری پایانی، بهره گیری از ابزارهای علمی، مانند جدول، نمودار، مقایسه و.... برای تفهیم بهتر مطالب، کتابنامه غنی (فارسی و انگلیسی)، نمایه اشخاص و مفاهیم، از جمله سایر ویژگی های برجسته کتاب می باشند. نقد و بررسی مطالب در پایان فصل ها و بخش ها نیز بسیار مناسب است که البته در فصل یک از آن غفلت شده است.

از نظر محتوایی نیز کتاب دارای برخی برجستگی های عمده است که به ترتیب زیر می توان آنها را برشمرد:

- نخستین قوت کتاب رویکرد دایرة المعارفی آن است که با گردآوری کامل داده های لازم در حوزه روش شناسی، اثری درخور توجه در حوزه روش شناسی و نظریه های روش شناختی رایج رشته علوم سیاسی ارائه داده است. نویسنده که این رهیافت را رویکرد کثرت گرایانه نامیده است، تمام تلاش خود را برای توصیف، تبیین، تحلیل و نقد و بررسی نظریه های روش شناختی رایج درحوزه مطالعات سیاسی به کار برده است و با دیدگاهی تاریخی این نظریه ها را رتبه بندی و بیان کرده است. بدین سان، این اثر از نخستین آثاری است که به طور مستقل و کامل، مدعی ارائه مباحث روش شناختی در حوزه علوم سیاسی است.

- دومین ویژگی کتاب، رویکرد انتقادی نسبت به مباحث روش شناختی در علوم سیاسی است که ابتدا در قالب دو بخش «بحران روش شناسی در علوم سیاسی» و «آشفتگی مفاهیم سیاسی در ایران معاصر»، در فصل اول: مفاهیم و کلیات، بیان شده است. به نظر نویسنده، بحران روش شناسی در علوم سیاسی، باعث مشکلات روش شناختی بیشتری در علوم سیاسی ایران گشته و آشفتگی مفاهیم سیاسی در ایران آن را تشدید کرده است. (ر.ک.به: همان، 105-140) این رویکرد انتقادی، به فراخور مباحث و نظریه های مطرح شده در فصل های بعدی نیز پیگیری شده است. هریک از روش ها و نظریه ها، پس از معرفی و تبیین، از صافی نقد و بررسی عبور کرده اند تا نتیجه ای منقّح و دقیق به خوانندگان ارائه شود و امکان تجویز نظری و کاربردی لازم در تحقیقات و مطالعات سیاسی فراهم شود.

- سومین ویژگی کتاب، رویکرد تحلیلی و تبیینی در ارائه و معرفی نظریه های رایج در حوزه روش شناسی علوم سیاسی است. دراین راستا، نویسنده کوشیده است، پس از تعریف مفاهیم و طرح پیش فرض ها و اصول هر روش و نظریه، کاربرد آن را در حوزه علوم سیاسی و علوم اجتماعی روشن سازد و در خلال نقد و بررسی، ارتباط هر روش را با روش های دیگر، کارایی های آن و محدودیت های روش را در مقایسه با روش های دیگر تبیین کند. در واقع، نویسنده صرفاً به معرفی روش های رایج در حوزه علوم سیاسی اکتفا نکرده است. بلکه ضمن معرفی روش ها، به نقد و بررسی و بیان کارآیی و محدودیت هر روش نیز پرداخته است تا از این طریق، به نتیجه مطلوبی در معرفی و تجویز روش های توانا و مطلوب در حوزه علوم سیاسی ایران نایل آید.

- چهارمین ویژگی این متن، بهره گیری گسترده از منابع دست اول و دوم موجود به زبان لاتین، فارسی و عربی است. در واقع، برای نگارش این کتاب از 320 کتاب فارسی و عربی و بیش از 70 جلد کتاب انگلیسی استفاده شده است که البته بخش عمده ای از کتاب های فارسی، از زبان انگلیسی به فارسی برگردانده شده اند. بنابراین، گستره منابع کتاب عالی است و کفایت منابع آن خوب است. به گونه ای که بیشترنحله های فکری و نظری موجود در حوزه روش شناسی در رشته های فلسفه، علوم اجتماعی، علوم سیاسی و به طورکلی علوم انسانی، در جهان و ایران را دربرمی گیرد. نمایه اشخاص کتاب گویای گستره نحله های فکری و نظری مطرح در کتاب است.

- پنجمین ویژگی اثر، بهره گیری دقیق و به کارگیری مناسب اصطلاحات تخصصی فراوان در حوزه روش شناسی است. در این راستا، معادل سازی های قابل قبولی صورت گرفته است. به گونه ای که دائرة المعارفی از واژگان تخصصی سیاسی و روش شناختی در این کتاب گنجانده شده است. این امر گرچه موجب غنای لغوی کتاب است؛ البته در برخی موارد موجب ابهاماتی شده است که در بندهای بعدی بیان می شود.

- ششمین ویژگی کتاب که باعث جذابیت آن شده ، نو بودن موضوع کتاب است. زیرا برای نخستین بار به طرح مسئله روش شناسی علوم سیاسی به صورت کتاب مستقلی پرداخته شده است. گرچه منابع پراکنده ای در این حوزه می توان یافت، ولی در این متن بیشتر نظریه های روش شناختی در حوزه علوم سیاسی گردآوری شده و بحث روش شناسی در کانون بحث کارشناسی، تحلیلی و انتقادی قرارگرفته است تا افقی نو در برابر علاقه مندان و پژوهشگران مطالعات سیاسی و اجتماعی در ایران بازنماید. بدین سان، خوانندگان با اثری درخور توجه روبه رو می باشند که با دارا بودن نقاط قوت و ویژگی های مثبت، شایسته ارج و تحسین است. بااین حال، برخی کاستی های شکلی و محتوایی در آن دیده می شود که از کیفیت و مطلوبیت آن کاسته است که در صورت رفع آنها می توان شاهد اثری ماندگار و برجسته در حوزه روش شناسی علوم سیاسی بود. این کاستی ها یا نقاط ضعف در بند آتی بیان می شود.

23. کاستی های کتاب

از نظر شکلی، حجم کتاب باعث بهره گیری از قلم ریزی شده است که موجبات خستگی دیدگان را فراهم می سازد. علاوه بر این، که جلد شومیز و معمولی و شیرازه ضعیف کتاب، توان و استحکام لازم برای یک کتاب ششصد صفحه ای را ندارد. تناسب شکلی میان صفحات فصل ها نیز رعایت نشده است. مهم تر از عناصر شکلی، برخی کاستی های محتوایی و ایرادات علمی بر کیفیت کتاب خدشه وارد ساخته است. برخی از این اشکالات را در موارد زیر می توان برشمرد.

نخستین مورد، عدم توجه به پیشینه تاریخی بحث روش شناسی در علوم انسانی به طور کلی و علوم اجتماعی و علوم سیاسی، به طور خاص است. در واقع، نویسنده در فصل نخست یا در مقدمه کتاب از گردآوری و ارایه مختصر ادبیات موضوع در جهان و ایران عفلت ورزیده است. در حالی که این موضوع می تواند در طرح بحث مقدماتی و آمادگی ورود به مباحث اصلی نقش مهمی ایفا کند.

دومین کاستی کتاب، عدم اتخاذ یک رویکرد انتقادی نسبت به آثار پیشین در حوزه روش شناسی در ایران است. در واقع، این کاستی نتیجه منطقی بی توجهی به ادبیات موضوع است. نویسنده می توانست با مرور کوتاه ادبیات موضوع روش شناسی در علوم سیاسی ایران، گذری انتقادی بر آثار این حوزه نیز داشته باشد و نقاط قوت و ضعف و برجستگی ها و کاستی های این آثار را برشمارد و ضرورت و اهمیت اثر خویش را در مقایسه با آن آشکارا تبیین کند و بدین سان اهمیت موضوع را به اثبات رساند.

کاستی محتوایی دیگر کتاب، عدم رویکرد انتقادی نسبت به طبقه بندی های پیشین و رایج در حوزه علوم سیاسی به طورکلی و حوزه مطالعات سیاسی در ایران به طور ویژه است. در واقع و به عبارت بهتر، نویسنده شأن نزول و شاخص های برتری طبقه بندی حاضر را در مقایسه با سایر طبقه بندی های موجود و رایج بدیهی انگاشته و درصدد اثبات و تبیین آن برنیامده است. به گونه ای که در مقدمه گفته است: «دیدگاه کثرت گرایانه حاکم بر نوشتار حاضر به شکلی نقد دیگر طبقه بندی ها محسوب می شود. این کتاب پس از طرح کلیاتی درباره روش و روش شناسی، مباحث روش شناسانه خود را از اثبات گرایی و کارکردگرایی شروع می کند، سپس به نقد آنها در قالب روش های تفهمی و پسامدرن می نشیند. این دوگانگی در روش ها به خارج شدن یک رقیب از صحنه ختم نمی شود؛ بلکه همواره کارآمدی ها و کاستی های یک روش با نقاط قوت و محدودیت های دیگر روش ها مقایسه می شود. طبقه بندی روش ها در کتاب حاضر بر یکانگی یا تعدد روش های علوم طبیعی و علوم انسانی بنا نهاده شده است.» (همان، 21)

در ادامه این ادعا، گذری کوتاه و مختصر آن هم در یک بند به رویکردهای روشی و طبقه بندی روش شناختی سه کتاب در حوزه روش شناسی داشته است که برای این مقصود کافی و وافی به نظر نمی رسد. زیرا اثبات امتیازات و برتری یک طبقه بندی علمی و روش شناختی، نیازمند نقد و بررسی کامل و تطبیقی سایر طبقه بندی های مدعی است. در غیر این صورت، طبقه بندی حاضر یک طبقه بندی دیگر در میان دیگر طبقه بندی ها تلقی می شود و نه بیشتر!

چهارمین کاستی محتوایی کتاب، در کم توجهی به روش شناسی های بومی و اسلامی در تاریخ مطالعات سیاسی در ایران و جهان اسلام، خلاصه می شود؛ زیرا این پرسش اساسی برای خوانندگان وجود دارد که آیا در مطالعات سیاسی اسلامی و ایرانی، هیچ گونه روش مندی وجود نداشته است. برخی اندیشمندان اسلامی و ایرانی، همچون ابن خلدون، ابن رشد، خواجه نظام الملک، خواجه نصیرالدین طوسی، فارابی، ابن سینا، و.... از چه روشی در مطالعات فلسفی و سیاسی بهره می برده اند؟ آیا مطالعات آنان فاقد هرگونه روش و چهارچوب نظری بوده است؟ بدین سان، در این کتاب فقدان رویکرد تاریخی نسبت به روش شناسی های سنتی، مدرن و پسامدرن، در تاریخ مطالعات سیاسی اندیشمندان اسلامی و ایرانی، کاملاً احساس می شود. اتفاقاً چند سالی است که محققان سیاسی در ایران توجه خاصی به روش شناسی مطالعات سیاسی در ایران و جهان، مبذول داشته اند و در این راستا، آثار قابل توجهی را منتشر کرده اند. (ر.ک.به: فیرحی، 1381، 1382، 1386؛ و علیخانی و همکاران، 1386؛ و فصلنامه علوم سیاسی، 1383)

اتخاذ رویکرد کثرت گرایانه نسبت به روش های موجود در حوزه مطالعات سیاسی اگر چه نمی تواند نقطه ضعفی برای کتاب تلقی شود، اما به دلیل عدم تمایز دقیق میان روش های قابل اتکا در علوم انسانی و علوم سیاسی، به ویژه در تحقیقات سیاسی اسلام که هرگونه نسبی گرایی را رد می کند؛ باعث ابهاماتی شده و کتاب را در دامن نسبی گرایی انداخته است. در واقع، به نظر می رسد، کتاب با قبول رویکرد تکثرگرایانه در حوزه روش شناختی، مروج نسبی گرایی است. در حالی که ذات حقیقت گرایانه مطالعات سیاسی اسلام هیچ گونه نسبی گرایی را برنمی تابد و در این میان، تفاوتی میان نسبی گرایی مطلق و نسبی گرایی نسبی قایل نیست. مگرآن که سخن پایانی کتاب را ملاک ارزیابی قرار دهیم که «کثرت گرایی روشی حاکم براین کتاب، به این معنا است که نه روش های اثباتی و کمّی از کارآمدی مطلقی برخوردارند، و نه روش های تفهمّی و پسامدرن. هریک از روش ها‍ ]...[، از کارآمدی نسبی برخوردارند». (همان، 587)

بدین سان، خوانندگان و علاقه مندان دچار حیرت نظری می شوند و درگرداب هرج و مرج روش شناختی گرفتار می آیند. زیرا نویسنده نتوانسته است، روش یا روش های مورد اعتماد و قابل اتکایی به آنان پیشنهاد کند که بر مسیر تحقیق آنان پرتو افکند و آنها را به سرمنزل مقصود پژوهش برساند. بنابراین، همواره در عرشه کشتی کثرت گرایی روش شناختی، همنشین و همسفر تردید و نسبی گرایی خواهند بود و به ساحل یقین معرفت شناختی نخواهند رسید. از این رو، باید چاره ای اندیشید و با قطع و یقین، روش های قابل اعتماد و معتبر را به آنان معرفی کرد؛ کاری که در این کتاب صورت نگرفته است.

ششمین ویژگی منفی کتاب، عدم معادل سازی یا معادل سازی های ثقیل برای برخی واژگان تخصصی و بهره گیری از برخی مفاهیم و اصطلاحات نامأنوس که این نکته بر روانی و رسایی متن خدشه وارد ساخته است. از این رو، متن، نیازمند ویراستاری دوباره به منظور روان و گویا ساختن جملات و این مفاهیم مبهم است. نمونه این واژگان را در جای جای مطالب کتاب می توان دید که برخی از آنان به ترتیب زیر معرفی می گردند: متافیزیک و کوانتم (ص 50)، تفکر نومینالیستی و نومینالیسم نقاد(ص 51)، رویکرد تاریخی یا مضمون گرا (بافتمند) (ص 75)، کاپیتالیسم (صص 100و422)، انداموش انگاران(ص 102)، متافیزیک مابعدالطبیعه متعالیه (ص 148)، اسکولاستیسیم (ص 157)، همپایانی (ص 207)، سیبرنتیک و سمانتیک (ص 214)، جاستی (به عنوان معادل واژه «دازین») (ص239)، خشمارنج (ص 225)، اپوخه و فنومنولوژی (ص 295)، انتولوژیک (ص 295)، فقه اللغه (صص 319 و 342)، سمیولوژی و سمیوتیک (ص 423)، پراگماتیک (ص 447)، تراث (ص 593) و....

بدین ترتیب به نظر می رسد، به رغم معادل سازی های مناسب و دقیق و گویایی که برای برخی اصطلاحات صورت گرفته است، نویسنده از تعریف برخی دیگر از واژگان طفره رفته و از لفظ فارسی آنان بهره برده است یا این که معادل های ثقیل و ناگویایی را به کاربرده که نه تنها وافی به مقصود نبوده، بلکه بر ابهام متن افزوده است. علاوه برآن در برخی موارد نویسنده از عین واژه لاتین یا عربی در خلال جملات بهره برده است تا منظور دقیق خویش را برساند. در این میان، خواننده شاهد ناهماهنگی غریبی است، زیرا نویسنده در بیشتر موارد از عین واژه های لاتین (مانند ص ص 28، 61، 82، 118، 121، 220 و...) بهره برده است. در حالی که در موارد دیگر (مانند ص ص 31- 33، 40، 65و....)از عین واژه با استفاده حروف فارسی استفاده کرده است. در این راستا، یک مورد بسیار جالب است. زیرا نویسنده در ص 36 واژه «سرمشق» را به عنوان معادل فارسی واژه انگلیسی «پارادایم» معرفی کرده است. در حالی که در ادامه مباحث، واژه «پارادایم» را به کار برده است. بنابراین، ناهماهنگی عجیبی در حوزه معادل سازی واژگان تخصصی مشاهده می شود که می توان با ویراستاری دقیق فنی و ادبی آن را برطرف ساخت.

کاستی دیگر همانا عدم رعایت نکات روشی در ارجاعات و استنادات (زیرنویس) و هنگام تنظیم کتابنامه یا فهرست منابع و مأخذ کتاب است. نخست این که برخی اشکالات و ایرادات روش شناختی در استنادات و ارجاعات (پانویس) کتاب مشاهده می شود. در ص21 سال نشر منبع شماره 1 ذکر نشده است و شماره ص ص دو منبع دیگر فراموش گشته است. این نکته درباره منبع شماره 1 ص 34، منبع شماره 2 ص 45، منبع شماره 1 ص 54، منبع شماره 1 ص 56، منبع شماره 4 ص 68، منبع شماره 3 ص 78، منبع شماره 1 ص 97، منبع شماره 13و14 ص 102 و... صدق می کند.

در شیوه تنظیم کتابنامه یا فهرست منابع و ماخذ، کتاب اشکالات روشی اساسی مشاهده می شود:

نخست اینکه منابع فارسی و عربی در کنارهم ردیف شده و از همدیگر تفکیک و متمایز نشده اند. دوم اینکه در تنظیم منابع فارسی، کتاب ها و مقالات درکنار هم ردیف شده و جداگانه دسته بندی نشده اند. سوم اینکه فهرست مشخصات کتاب شناختی پایان نامه های مورد استناد در هنگام نگارش مطالب کتاب، در میان فهرست سایر منابع فارسی کتابنامه گنجانده نشده اند. به طور دقیق، مطالب ص ص 542- 578 با عنوان کاربرد تحلیل گفتمان در علوم سیاسی، بر اساس مطالب چندین پایان نامه کارشناسی ارشد و دکتری فراهم آمده اند؛ اما منابع مورد استفاده نویسنده در میان فهرست منابع پایانی وجود ندارند. علاوه براین، بر اساس عرف روش شناختی مرسوم و به منظور تسهیل دریافتن و تطبیق منابع مورد استفاده در فهرست کتابنامه، سال نشر آثار، پس از نام خانوادگی و نام نویسنده ذکر می شود که در فهرست کتابنامه حاضر در پایان مشخصات هرکتاب و مقاله ذکر شده است.

مهم ترین کاستی اثر حاضر، ناتوانی در ارائه سنتزی بومی در حوزه روش شناسی علوم انسانی و به ویژه علوم سیاسی در ایران می باشد. زیرا خواننده پس از پشت سرنهادن مباحث توصیفی و تحلیلی درباره روش های کلاسیک، مدرن و پسامدرن، مشتاق مواجهه با روش شناسی های بومی است که توانایی لازم و کافی در تحلیل و تبیین مسایل سیاسی و اجتماعی تاریخی و معاصر ایران و منطقه و جهان اسلام را داشته باشد. لکن کتاب پس از معرفی روش شناسی های رایج غربی، صرفاً بهره گیری از برخی روش شناسی پسا مدرن در پژوهش های اسلامی و ایرانی را توصیه می کند و توانایی معرفی یک نظریه بومی را ندارد.

به طورکلی، در پایان این مقاله انتقادی می توان اشعار داشت که نقاط قوت و برجستگی های کتاب بیش از آن است که برخی کاستی های محتوایی و روشی مورد اشاره بر اعتبار علمی و کیفیت محتوایی و مطلوبیت شکلی آن خدشه اساسی وارد سازد. بنابراین، غرض اصلی از یادآوری این کاستی ها و نکات منفی صرفاٌ در راستای بهبود کیفیت محتوایی و مطلوبیت شکلی اثر در چاپ های احتمالی آینده است. علاوه براین که ضمن معرفی یک اثر تازه و قابل توجه به علاقه مندان، آنان را با ابعاد گوناگون شکلی و محتوایی مثبت و منفی کتاب آشنا می سازد. در واقع، هدف اساسی این مقاله منتقدانه، تنها کمک به اعتلای مباحث روش شناختی و نظریه پردازی های روشی در حوزه علوم سیاسی است که امید است گامی مؤثر در این مسیر تلقی شود.

4. جمع بندی و نتیجه گیری

این مقاله، ضمن معرفی کلی مطالب مقدمه، هفت فصل و جمع بندی پایانی کتاب روش شناسی علوم سیاسی، درصدد بررسی و نقد شکلی و محتوایی آن برآمد. بر اساس این رویکرد نقادانه، این نتیجه اساسی حاصل شد که اثر مذکور از حیث شکلی و محتوایی از نقاط قوت و برجستگی های عمده ای برخوردار است: طرح بحث مقدماتی، بهره گیری از ابزارهای علمی، نظیر جدول، نمودار و مطالعات تطبیقی برای تفهیم بهتر مطالب، گستره و کفایت منابع، رویکرد کثرت گرایانه و دایرة المعارفی و گردآوری داده های لازم روش شناختی، رویکرد انتقادی نسبت به مسائل و مفاهیم روشی در حوزه علوم سیاسی ایران، رویکرد تحلیلی و تبیینی در معرفی و بررسی نظریه های روش شناختی، بهره گیری از اصطلاحات تخصصی گسترده و برخی معادل سازی های قابل قبول، و بالاخره جذابیت و تازگی موضوع کتاب، از جمله این ویژگی های مثبت به شمار می روند. درکنار این برجستگی ها، برخی کاستی ها نیز احساس می شود که پرکردن خلا آنها در چاپ های بعدی بر اعتبار علمی و کیفیت و مطلوبیت اثر خواهد افزود.

قلم ریز، جلد ساده و شیرازه ضعیف کتاب، بی توجهی به پیشینه تاریخی مباحث روش شناسی علوم سیاسی (و به طور دقیق علوم انسانی)، عدم تبارشناسی نظریه های روش شناختی در حوزه علم به طورکلی و علوم انسانی و علوم سیاسی به طور خاص، غفلت از ادبیات موضوع و آثار پیشین در زبان فارسی و عدم رویکرد انتقادی نسبت به آثار روش شناختی موجود، عدم رویکرد انتقادی نسبت به طبقه بندی های رایج و مرسوم روش شناختی در ایران و جهان، کم توجهی به نظریه های روش شناسانه بومی و اسلامی در سپهر تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران و اسلام، نادیده انگاشتن روش شناسی اندیشمندان اسلامی، ترویج نسبی گرایی روشی و حیرت نظری و ارائه نکردن روش های معتبر و قابل اتکا در مطالعات سیاسی اسلامی که این امر ناشی از رویکرد کثرت گرایانه نظری کتاب است. عدم معادل سازی یا معادل سازی های ثقیل و نامأنوس برای پاره ای از واژگان تخصصی که این امر باعث پاره ای بدفهمی ها و ابهام و نارسایی در متن می شود که البته با یک ویراستاری تخصصی، فنی و ادبی قابل رفع است. ناهماهنگی و بی توجهی به نکات روشی در پاره ای از ارجاعات و استنادات و پاورقی ها، شیوه و تنظیم فهرست منابع و ماخذ یا کتابنامه در شمار ایرادات اساسی موجود قرار می گیرند که انتظار اصلاح و بهبود کیفیت شکلی و محتوایی آن در آینده می رود. مهم تر از همه، کتاب در تبیین چگونگی گذار علوم سیاسی از سیطره گفتمان های روش شناختی پوزیتیویستی به گفتمان های روش بومی و اسلامی ناتوان بوده است. در واقع، بعد توصیفی کتاب بر سایر ابعاد آن غلبه کرده است و انتظار آن می رود که رویکرد نوینی در آفرینش نظریه های روش شناختی بومی، که توانایی تحلیل و تبیین مسایل سیاسی و اجتماعی ایران را داشته باشد، در افق آثار این چنینی پدیدار شود.

در پایان مقاله، پیشنهاد می شود که نویسنده محترم کتاب و ناشر ارجمند این اثر، با سعه صدر علمی درصدد بازنگری کتاب برآیند و به ویژه با التفات به روش شناسی های بومی، که نیاز مبرم جامعه علمی کشور در حوزه علوم انسانی و به طور خاص رشته علوم سیاسی تلقی می شود، در راستای تکمیل مطالب و مباحث کتاب و بهبود کیفیت شکلی و محتوایی آن بکوشند.

پی نوشت

1. دکترای علوم سیاسی

کتابنامه

پوپر، کارل ریموند. 1370، منطق اکتشاف علمی، ترجمه احمد آرام، تهران:

سروش.

. 1372، واقعگرایی و هدف علم، ترجمه احمد آرام، تهران:

سروش.

حقیقت، سید صادق. 1385، روش شناسی علوم سیاسی، قم: مؤسسه انتشارات

دانشگاه مفید.

علیخانی، علی اکبر و همکاران. 1386، روش شناسی در مطالعات سیاسی اسلام،

تهران: دانشگاه امام صادق(ع).

فیرحی، داود. 1381، قدرت، دانش و مشروعیت در اسلام (دوره میانه)، چاپ دوم،

تهران: نشر نی.

. 1382، نظام سیاسی و دولت در اسلام، تهران: سمت و قم: مؤسسه

آموزش عالی باقرالعلوم(ع).

. . 1386، تاریخ تحول دولت در اسلام، قم: دانشگاه مفید.

فصلنامه علوم سیاسی، ویژه روش شناسی، سال هفتم، شماره 28، زمستان 1383.

1391/3/18
پر بازدید
1391/3/15: مارسل موس
1391/5/10: نوربرت الياس Norbert Elias
1391/4/18: کلود لوفور(1924-2010)
1391/3/21: خوزه ساراماگو‏
1391/3/16: ژیل لیپوتسکی
آخرین مطالب
1396/6/9: سيري در انديشه آلن بلوم
1396/5/12: بررسی موانع کاربردی سازی علم سیاست از دیدگاه مدیران اجرائی استان کرمان
1396/5/7: كتاب زوال انديشه آمريكايي نوشته آلن بلوم به فارسي ترجمه شد
1396/3/16: پارسي گرداني انگارگاني واژگان سياسي
1396/2/2: اونا مونو و درد جاودانگي
بدون نظر

نام
پست الکترونیکی
وب سایت
متن
کد امنیتیکد
تکرار کد امنیتی حساس به حروف کوچک و بزرگ
مطالب مهم

قانون تشکیلات و آئین دادرسی دیوان عدالت اداری در نظم حقوقی کنونی

            مولف : محمدرضا دلاوری (قاضی دیوان عدالت اداری)

 

مسئولیت مدنی ناشی از افشای اسرار پزشگی در حقوق ایران و حقوق کامن لا

              مولف: محمد حسین دلاوری

سخن برگزیده
دوست کسی است که من با او می توانم صميمی باشم و جلوی او با صدای بلند فکر کنم. (امرسون)
شعر
قصه دردم همه عالم گرفت
در که نگیرد نفس آشنا
گر برسد ناله سعدی به کوه
کوه بنالد به زبان صدا
سعدی
حدیث
کسی که فکر و تدبير دارد از هر چيز که ببيند پند می گيرد. - حضرت علی (ع)
دمی با حافظ
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح

ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت
کنتور
امروز:
    بازدید: 322
    صفحات مرور شده: 353
روز گذشته:
    بازدید: 768
    صفحات مرور شده: 779
جمع کل:
    بازدید: 6455080
    صفحات مرور شده: 21829279