پیوندها
» مركز آموزش و پژوهش هاي توسعه و آينده نگري قم
» متون سياسي
» همايش و جشنواره استاني نظام پيشنهادها
» انجمن علوم سياسي ايران
» موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي
» سياست و پژوهش
» دكتر مهدي مطهر نيا
» دكتر مقصود رنجبر
» دكتر مجتبي مقصودي
» بانک اطلاعات نشریات کشور
» پژوهشکده اطلاعات و مدارک علمی ایران
» پایگاه SID - جهاد دانشگاهی
» ایران پژوهش
» زبان انگلیسی سرایان
» جامعه مترجمان رسمی ایران
» دکتر داود فیرحی
» دکتر نجف لک زایی
» علمی کاربردی استانداری قم
» گردونه(دانشجویان ارشد مجازی دانشگاه تهران)
» فدراسيون گلف
جستجو
 فارسی :: انگلیسی
زندگي سراسر حل مسئله است
صفحه اول  >> مقالات >>
سیاست روز :: سایت شخصی دکتر رضا دلاوری | ابن باجه اندلسی
ابن باجه اندلسی
موضوع: سياسي

ابن باجه، ابوبکر محمد بن یحیى الصائغ التجیبى، فیلسوف و دولت مرد دانشمند اندلسى در 533 ه'. در شهر فاس مغرب در گذشت است. ابن اصیبعه روایت کرده که وى در جوانى از دنیا رفته است. احتمالا سال تولد او حدود سال 478 بوده است. مدتى وزارت ابن تفلویت را بر عهده داشت و به هنگامى که به سفارت نزد عماد الدوله رفت دستگیر و زندانى شد. مشهور است که وى را با زهر از پاى در آورده اند. ابن باجه را نخستین فیلسوف در غرب عالم اسلامى که راه را براى بزرگانى چون ابن طفیل، ابن رشد و ابن خلدون گشوده است، به حساب آورده اند. 
ابن باجه بر نوشته هاى ارسطو و فارابى حاشیه نوشته و از خود نیز آثارى به جاى گذاشته است که اثر ناتمام تدبیر المتوحد از مهم ترینآنهاست. فلسفه سیاسى وى را باید استمرار فلسفه سیاسى فارابى داشت. ابن باجه فیلسوفى است که سیاست را اصیل و انسان را مدنى بالطبع مى داند و اگر به ((متوحد)) پیشنهاد کناره گیرى یا مهاجرت از برخى نظام هاى سیاسى فاسد و مردم آن، از آن روست که در شرایط ناگوار امور ناپسند بالعرض خوب مى شود. موضوع محورى رساله حاضر بیان وظیفه و تکلیف انسانى است که امکان دسترسى به نظام شایسته را ندارد و ناگزیر به زندگى در مدینه فاسد است. 
در نظر ابن باجه شهر کامل ((مدینه امامیه)) است و مدینه هاى جاهل، فاسق، متبدل و ضاله چهار نظام سیاسى منحرف و بد به حساب مىآیند. وى به مناسبت از اوصاف نظام هاى سیاسى زشت و زیبا نیز سخن گفته است. 
ابن باجه آدمى را با جماد و گیاه و حیوان در امورى شریک مى داند، اما معتقد است وجه امتیاز انسان از سایر موجودات در نیروى اندیشگى و تفکر او از یک سو، و برخوردارى او از نیروى اراده و اختیار، از سوى دیگر است و اختیار آدمى را در کردارهایى متجلى مى داند که برخاسته از اندیشه و مسبوق به آن باشد. وى همچون فارابى اصالت انسان را به خرد او و سعادت او را در گرو فعالیت عقلانى او مى داند و با کسانى که خرد ستیز بودند، یا آن را کوچک مى شمردند هم سخن نیست.

معمولاً این باجه را نخستین فیلسوف اسلامی در اندلس به حساب آورده اند كه راه را به روی فیلسوفانی چون «ابن طفیل» ، «ابن رشد» و «ابن خلدون» گشوده است. این فیلسوف به سبب تأثیر عمیقی كه بر اندیشه و تفكر این فیلسوفان داشته همواره در تاریخ تفكر فلسفی در جهان اسلام از جایگاه ویژه ای برخوردار است. به گفته هانری كربن، ابن باجه از مجرای تأثیر خود بر ابن رشد، به فلسفه در اسپانیا جهتی داد كه نسبت به روحیه غزالی، به كلی بیگانه بود.كتاب اتصال العقل بالانسان و رساله الوداع و كتاب «تدبیر المتوحد» مهمترین آثار فلسفی ابن باجه هستند. اما مشهورترین كتب فلسفی وی- كه در واقع تنها نوشته های موجود اوست-تدبیرالمتوحد و رساله الوداع است، كه هر دو را برای دوستی كه اسپانیا را به قصد مصر ترك می كرده به رشته تحریر درآورده است. كتاب تدبیر المتوحد احتمالاً ملهم از اوضاع و احوال ناهنجار محلی و محیط نامطلوب وی بوده است، روزگار وی مقارن با عصر اعتقادات جزمی و تحجر بوده نه عصر آزادمنشی و روشن اندیشی. لذا ابن باجه در مقام فیلسوفی آزاداندیش در تمامی عمر عمیقاً احساس تنهایی می كرده و شاهد این امر، عنوان اثر وی تدبیرالمتوحد می باشد.(۳
همان طور كه از عنوان كتاب تدبیرالمتوحد هم پیداست، ابن باجه به پیروی از آموزه های قرآنی معتقد است كه تفكر عالی ترین كار بشر است. از طریق تفكر و تدبیر است كه انسان به حقیقت اعلی و سعادت واقعی دست پیدا می كند. از این جهت است كه روزنتال می گوید: «چنانچه بتوان مشرب سایر فلاسفه را به درستی عقل گرایی نامید، مشرب ابن باجه در مقایسه با آنها عقل گرایی افراطی است.» (۴) در وجه اعلای علم كه مرحله خودآگاهی، یعنی آگاهی عقل محض به خویشتن است، اتحاد فكر و حقیقت تحقق می یابد. بنابر این می توان گفت كه فلسفه ابن باجه فلسفه «سعادت عقل» است. او آراء ضد فلسفی غزالی را به شدت مورد انتقاد قرار داده و آن را خروج از سنت عقل دانسته است. در واقع، آنچه كه انسان را به غایت قصوای مورد نظر ابن باجه سوق می دهد، اعمال عقلی و تأملی است. ابن باجه در رساله «تدبیرالمتوحد» راه وصول به سعادت را نشان می دهد، ولی این راه از راه صوفیه سخت دور است، زیرا صوفیه راه وصول به سعادت را ذوق و حال می دانستند، حال آن كه ابن باجه جز ادراك عقلی راه دیگری را نمی شناسد. شاید همین گرایش شدید ابن باجه به عقل گرایی سبب شده بود كه بسیاری از تذكره نویسان و شریعت گرایان در كافر قلمداد كردن او به خود تردیدی راه ندادند. 
ابن باجه به پیروی از ارسطو، عمل آدمی را ناشی از اراده آزاد یا اختیار می داند و معتقد است كه افعال انسان از این جهت از افعال حیوانی متمایز است كه افعال انسان ارادی و ناشی از اختیار و تفكر است در حالی كه افعال غیر ارادی برخاسته از انگیزه هاست.
تدبیر المتوحد اثر فیلسوفی است كه سیاست را اصل و انسان را اساساً «مدنی الطبع» می داند. از این جهت ابن باجه در تفكر سیاسی همچون فارابی به افلاطون گرایش دارد و بارها به اندیشه او از جمله كتاب افلاطون در باب سیاست كه آن را سیاست مدنی افلاطون می نامد استناد كرده است. ابن باجه در آغاز درباره دو اصطلاح عنوان كتاب تدبیرالمتوحد توضیح می دهد. مراد از تدبیر «اعمالی است كه مطابق هدف و غایتی» انجام می شود. اما «تدبیر اعمال كه مقتضی فكر نیز باشد، فقط، نزد انسان تنها(یعنی متوحد) امكان پذیر است. پس تدبیر متوحد باید اسوه تدبیر سیاسی دولت كامل و نمونه باشد» . باید توجه داشت كه دولت آرمانی، نه به صورت امری ماتقدم طرح شده و نه به عنوان حاصل انقلاب سیاسی، بلكه چنین دولتی از اصلاح اخلاق ناشی می شود و این اصلاح، امری ورای اصلاح «اجتماعی» است.(۵) 
ابن باجه بعد از بیان معنی عام تدبیر، به این نكته اشاره می كند كه «تدبیر به معنی خاص عبارت است از تدبیر مدن(سیاست) كه شریف ترین گونه تدبیرهای انسانی است» . بنابر این موضوع اصلی فلسفه سیاسی ابن باجه كه در كتاب تدبیرالمتوحد مطرح شده سعادت و فضیلت انسانی است. ابن باجه برای رسیدن به سعادت و فضیلت دولت آرمانی را در نظر دارد كه بیش از هر چیز از اصلاح اخلاقی ناشی می شود. همان طوری كه از كتاب تدبیر المتوحد برمی آید ابن باجه تا حدود زیادی با فلسفه سیاسی فارابی موافق بوده است. او همچون فارابی مدینه ها را به فاضله و غیرفاضله تقسیم می كند.
روی بحث در دولت آرمانی با متوحدان است و وقتی كه ابن باجه از «متوحد» صحبت می كند به تعبیر حناالفاخوری، منظورش فرد به صورت فرد نیست، بلكه مقصود او فرد و كثرت و جماعت است در یكپارچگی قوا و یكپارچگی اعمال انسانی كه به یك جهت یعنی به كمال و از آنجا به سعادت گمگشته متوجه باشد. این است همان تدبیری كه آن را به عنوان رساله خود قرار داده است. به عبارت دیگر، تدبیر یعنی برنامه ریزی برای اعمال فرد و اجتماع، به نحوی كه فكر و اندیشه كامل اقتضا كند و تنها انسان است كه به خاطر داشتن فكر و اندیشه می تواند اعمال خود را در جهت كمال و سعادت به كار اندازد. برای ابن باجه «تدبیر متوحد» نظیر تدبیر یك حكومت كامل است.(۶) از نظر ابن باجه متوحدان كسانی هستند كه با عقل فعال اتصال دارند و به همین دلیل می توانند دولتی آرمانی ایجاد كنند كه در آن نه نیازی به پزشك خواهد بود، زیرا اهل آن مدینه به شیوه ای مطلوب تغذیه می كنند، و نه نیازی به قاضی، زیرا هر فردی به عالی ترین كمال كه در توان وجود انسانی است، خواهد رسید.
همانطور كه آمد ابن باجه به تبعیت از فارابی مدینه ها را به فاضله و غیرفاضله تقسیم می كند. اما مسئله اصلی اینجاست؛ یعنی مدینه فاضله انحطاط می یابد و تبدیل به مدینه غیر فاضله می شود و یا این كه از نظر ابن باجه تأسیس مدینه فاضله همیشه و در همه حال امكان پذیر نیست، در چنین شرایطی، «متوحدان» چگونه باید به سعادت دست یابند؟ بنابر این مسئله اصلی در فلسفه سیاسی ابن باجه این است كه سعادت و فضیلت انسانی در مدینه های غیرفاضله چگونه قابل تحقق است؟ لاجرم همه همت او در فلسفه سیاسی نشان دادن تدبیری است كه فردی كه محكوم به زندگی در نظام ناشایست و تباه و به عبارتی در مدینه غیرفاضله است باید به كار گیرد تا دست كم، خود را نجات دهد. برای این كه فرد آنچنان كه شایسته زندگی انسان است زندگی كند و برای این كه بتواند كارهای خود را طبق دستور خرد و تدبیر انجام دهد برای او لازم است كه گاهی از اجتماع كناره گرفته و گوشه نشینی اختیار كند. ابن باجه كتاب خود را در اخلاق و سیاست به نام «تدبیر المتوحد» می خواند و از انسان می خواهد كه خود پرورش و تهذیب اخلاقی خود را به عهده گیرد. انسان می تواند به طور كلی از مزایا و محاسن زندگی اجتماعی برخوردار شود بی آن كه در زشتی ها و پلیدی های آن درگیر شود. ابن باجه در فلسفه سیاسی خود بیشتر متوجه رابطه فرد با جامعه در مدینه های غیرفاضله است و بر این باور است برای این كه كسی بتواند عقلانی عمل كند، باید همواره خود را از انبوه خلق در مدینه های غیرفاضله و لذت جویی های پست آنان دور نگه دارد.
فارابی در فلسفه سیاسی خود برای افراد ناسازگار با مدینه فاضله، از اصطلاح «نوابت» یعنی گیاهان خودرو، استفاده كرده است؛ گیاهانی كه مشمول تربیت رویشی نمی شوند و هرزه بار می آیند. ابن باجه این واژه را در معنای متفاوت به كار برده است. از نظر او نوابت كسانی هستند كه در مدینه های غیرفاضله و بر خلاف عرف جامعه و روابط مستقر، به شكل خودرویانه ای به كمالاتی از عقل و سعادت متكی بر آن دست می یابند.(۷) در چنین مدینه ای، متوحدان كه ابن باجه از آنان به عنوان «نوابت» یا «بیگانگان» یاد می كند، همانند گیاهان در هوای آزاد بدون نیاز به باغبان رشد می كنند. بنابر این هر گاه «متوحد» در مدینه ای غیر فاضل و غیركامل قرار گیرد باید همچون «گیاهی» باشد كه خود به ذات و طبیعت خود رشد و نمو كند. در واقع، با این زمینه فكری و فلسفی است كه از ابن باجه، به عنوان مهمترین فیلسوف «فردگرای» جهان اسلام یاد می كنند.
منابع: 
۱- خاتمی، سید محمد، آیین و اندیشه در دام خودكامگی، تهران، طرح نو، ،۱۳۷۹ ص ۳۶۳ 
۲- دبور، تاریخ فلسفه در اسلام، ترجمه عباس شوقی، تهران، عطایی، ،۱۳۶۳ ص ۱۸۹.
۳- سعید شیخ، مطالعات تطبیقی در فلسفه اسلامی، ترجمه مصطفی محقق داماد، تهران، خوارزمی، ،۱۳۶۹ ص ۲۱۱.
۴- همان منبع، ص ،۲۱۳ زیرنویس 
۵- هانری كربن، تاریخ فلسفه اسلامی، ترجمه سید جواد طباطبایی، تهران، كویر، ،۱۳۷۷ ص ۳۲۸.
۶- حناالفاخوری/ خلیل الجر، تاریخ فلسفه در جهان اسلام، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، علمی و فرهنگی، ،۱۳۷۷ ص ۶۰۸.
۷- قادری، حاتم، اندیشه های سیاسی در اسلام و ایران، تهران، انتشارات سمت، ،۱۳۷۸ ص ۱۶۳

1392/11/4
پر بازدید
1391/3/15: مارسل موس
1391/3/12: تیون ون دایک
1391/5/10: نوربرت الياس Norbert Elias
1391/4/18: کلود لوفور(1924-2010)
1391/3/18: معرفی و ارزیابی کتاب/روش شناسی علوم سیاسی
آخرین مطالب
1397/11/21: انسان بي نقص
1397/11/21: درس‌گفتارهای عدالت همراه با مایکل سندل
1397/10/3: مغالطه‌هاي پر كاربرد
1397/10/1: هرتزوگ نوشته سال بلو
1397/10/1: رولشتاین اثر سال بلو
ردیفنظر
1 Janguer [1398/12/22]
Keflex And Anxiousness Buy Cialis Viagra Ohne Rezept Kaufen Illegal Buy Cialis Cialis Espagne
پست الکترونیکی: janphync@belan.website
وب سایت: http://apcialisle.com

نام
پست الکترونیکی
وب سایت
متن
کد امنیتیکد
تکرار کد امنیتی حساس به حروف کوچک و بزرگ
مطالب مهم

قانون تشکیلات و آئین دادرسی دیوان عدالت اداری در نظم حقوقی کنونی

            مولف : محمدرضا دلاوری (قاضی دیوان عدالت اداری)

 

مسئولیت مدنی ناشی از افشای اسرار پزشگی در حقوق ایران و حقوق کامن لا

              مولف: محمد حسین دلاوری

سخن برگزیده
فراوانی گفتار بيهوده، نشانه ای قطعی از ضعف شخصِت گويندهاست. (گوستاو لوبو)
شعر
ر چهره گل نسیم نوروز خوش است
در صحن چمن روی دل‌افروز خوش است
از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست
خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است
خيام
حدیث
نظر به پايان کار انداختن، نيمی از زندگی است. - حضرت محمد(ص)
دمی با حافظ
هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی

کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را

سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد

دلبر که در کف او موم است سنگ خارا
کنتور
امروز:
    بازدید: 415
    صفحات مرور شده: 460
روز گذشته:
    بازدید: 402
    صفحات مرور شده: 424
جمع کل:
    بازدید: 7134812
    صفحات مرور شده: 22678772