پیوندها
» مركز آموزش و پژوهش هاي توسعه و آينده نگري قم
» متون سياسي
» همايش و جشنواره استاني نظام پيشنهادها
» انجمن علوم سياسي ايران
» موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي
» سياست و پژوهش
» دكتر مهدي مطهر نيا
» دكتر مقصود رنجبر
» دكتر مجتبي مقصودي
» بانک اطلاعات نشریات کشور
» پژوهشکده اطلاعات و مدارک علمی ایران
» پایگاه SID - جهاد دانشگاهی
» ایران پژوهش
» زبان انگلیسی سرایان
» جامعه مترجمان رسمی ایران
» دکتر داود فیرحی
» دکتر نجف لک زایی
» علمی کاربردی استانداری قم
» گردونه(دانشجویان ارشد مجازی دانشگاه تهران)
» فدراسيون گلف
جستجو
 فارسی :: انگلیسی
زندگي سراسر حل مسئله است
صفحه اول  >> مقالات >>
سیاست روز :: سایت شخصی دکتر رضا دلاوری | انديشه سياسي ابو علي مسكويه
انديشه سياسي ابو علي مسكويه
موضوع: سياسي

جایگاه سیاست در اندیشه ابو على مسکویه

مفهوم سیاست
در مورد جایگاه مهم سیاست در افکار و آثار مسکویه تردیدى وجود ندارد. هیچ متفکرى در دوره میانى اسلام نمى توانست در مورد زندگى سیاسى بى اعتنا باشد و این حکم در مورد مسکویه به سبب مقبولیت ویژه اى که از دوران جوانى در دربار آل بویه کسب کرده بود، بیشتر از هرکس صدق مى کند؛ اما در گامى فراتر مى توان گفت که مسکویه در سراسر آثارش لحظه اى از توجه به امور سیاسى غافل نمى ماند و حتى موضوعاتى را که در رسالات خود به شکل عقاید و آراى اخلاقى، تعلیم و تربیت، فلسفه و تاریخ مطرح مى کند، باید از مسأل مربوط به سیاست شمرد؛ بنابراین براى درک درست جایگاه سیاست نزد وى، انسان به ناچار در برابر این سوال ها قرار مى گیرد که آیا به نظر معلم ثالث، سیاست و سازمان دادن به جامعه و حکومت و اداره مدینه چیزى جز آماده ساختن، تعلیم و تربیت اخلاقى، تقوا و فضیلت سیاسى اداره کنندگان مدینه است، هدف او از بسترسازى عقلى براى اخلاق مدنى چیست، ایشان از تدوین وارأه تجارب الامم، جاویدان خرد و انس الفرید چه هدفى را تعقیب مى کند.
پاسخ به این سوال ها مى تواند جایگاه سیاست را نزد مسکویه به خوبى نشان دهد؛ اما پیش از آن لازم است که رویکرد مفهومى مسکویه را از سیاست مورد ارزیابى قرار داده و تلقى خاص او را از تعریف سیاست مطرح کنیم. وى علاوه بر اصطلاح سیاست، از واژه هایى، نظیر ((صناعت ملکى))، ((تدبیر مدینه))، ((تدبیر مدنى))، ((تدبیر مملکت)) و ((تدبیر در مصالح بندگان)) در همین مفهوم استفاده کرده، و افزون بر کاربرد مطلق واژه سیاست، در نه مورد آن را به صورت مضاف به کار برده که عبارتند از: 1 ـ سیاست نفس؛ 2 ـ سیاست والدین؛ 3 ـ سیاست منزل؛ 4ـسیاست مدینه؛ 5 ـ سیاست مملکت؛ 6 ـ سیاست ملک (فاضل یا جأر)؛ 7 ـ سیاست الهى؛ 8 ـ سیاست شرعى؛ 9 ـ سیاست طبیعى.
سیاست از زوایاى مختلف در عرصه حیات فردى و اجتماعى انسان وارد شده است و بالطبع پیش فرض هاى علمى و نگرش هاى فلسفى، اخلاقى و تاریخى معلم ثالث در ماهیت مفهومى سیاست موثر است، و شاید بنابر همین ملاحظات بیرونى است که برخى معتقدند نباید انتظار تعریف واحدى از سیاست داشت، بلکه هرکس از زاویه نگرش خویش و براساس پیش فرض ها، آرمان ها و ایدهآل هاى خود آن را تعریف مى کند. برخى بر این باورند که اصولا سیاست در قالب مفهومى ثابتى نمى گنجد، بلکه باید براساس مقتضیات زمان تعریف جدیدى از آن ارأه داد.
در دوره میانى از عصر کندى و فارابى به بعد، فلسفه سیاسى عرصه مباحثه هاى علمى بود، اما بى تردید در آن زمان هنوز چارچوبه ها و ساختارهاى علم سیاست به صورت مدون طراحى نشده بود. معمولا فیلسوفان مسلمان سیاست را در ذیل حکمت عملى مطرح ساخته و آن را براساس مبانى و اصول کلى حکمت نظرى خود معمارى مى کردند و گاهى در تعقیب حوزه فیلسوف شاه، ((رئیس اول))، ((ملک))، ((امام)) و ((واضع نوامیس))، سیاست را در عرصه حکمت نظرى وارد مى کردند. ابونصر فارابى، بزرگ ترین نماینده فکرى عصر میانى براى تبیین چهره ((سیاستمدار)) خویش ابتدا از فضایل نظرى شروع کرد. فیلسوف نظرى او با اندیشمند سیاسى مساوى است و به اعتقاد وى، فیلسوف کامل کسى است که علاوه بر علوم و فضایل نظرى، سه فضیلت فکرى، خلقى و عملى را نیز تحصیل کرده باشد تا بتواند به عناوین رئیس اول، امام، نبى و ملک متصف بشود؛ بنابراین فارابى و پیروان مکتب فکرى او نه تنها سیاست و علم مدنى را مبتنى بر حکمت نظرى دانسته اند، بلکه در تدوین آن بر ضرورت آگاهى حاکمان و سیاستمداران بر مباحث نظرى در حوزه هاى معرفت شناسى، هستى شناسى، انسان شناسى و غایت شناسى بیش از حکمت عملى تإکید دارند. معلم ثالث در مقدمه تهذیب الاخلاق چنین مى گوید:
چون براى هر علم و صناعتى اصول و پیش فرض هایى است که بىآن فرا گرفته و فهمیده نمى شود و این مبادى از فن دیگر گرفته شده، در خود آن علم، بیان را مجالى نیست.
در عین حال مسکویه مى گوید ما در این جا از سر ناچارى پیش فرض هاى این علم را به اختصار بیان مى کنیم. مع الوصف او به خوبى مرزهاى حکمت نظرى را از حکمت عملى متمایز مى کند و در حوزه حکمت عملى، سیاست شرعى را تدبیر فرد یا جامعه در جهت مصالح دنیوى و اخروى تعریف مى کند: ((هى التى بها مصالح العباد فى الدنیا والاخره))
ایشان در کتاب الهوامل و الشوامل در تعریف سیاست ملکى مى گوید:
صناعتى است که مدنیت را قوام مى بخشد و مردم را بر مقتضاى مصالح شان رهنمون مى شود.
وى در پى فیلسوفان پیشین، مقوله ((فضیلت)) را در عرصه سیاست (سیاست ملکى) وارد کرده و براساس آن، سیاست را به دو بخش ((فاضله)) و ((غیرفاضله)) تقسیم نموده است. بالطبع کاوش در عناصر مفهومى و کارویژه هاى این سیاست ها راهى است که مى تواند نگرش وى را در تعریف سیاست روشن تر کند. او با تکیه بر کارویژه هاى رهبرى و سیاست فاضله در تعریف آن چنین مى گوید:
پادشاه صاحب مزایا و فضل، راه ها را ایمن کرده، عدالت خود راeبر بزرگ و کوچک و شهرى و صحرایى منبسط نموده، تعمیر بلاد و حفظ حومه ملک از هر شر و ضر و هجوم دشمن و بیداد بیدادگران به احسن طرق کرده، مصالح رعیتى و معایش عموم مردم را بجا و به طور سزاوار دایر نموده، چنین پادشاهى بر هر یکى از افراد رعیت احسانى دارد مخصوص.

کارویژه هایى که در سیاست مورد توجه قرار گرفته، عبارتند از:
1. ایجاد امنیت اجتماعى؛
2.
گسترش عدالت؛
3.
توسعه عمران و آبادى کشور؛
4.
حمایت از حقوق فردى و اجتماعى؛
5.
دفاع از قلمرو مدینه در مقابل هجوم دشمن؛
6.
جلوگیرى از ظلم و ستم بیدادگران؛
7.
حفظ مصالح عمومى جامعه؛
8.
تإمین اسباب معیشت افراد جامعه.
براساس عناصر مذکور، جامع ترین تعریف سیاست همان تعبیر ((تدبیر در جهت تإمین مصالح عباد در دنیا و آخرت است)).

براى ترسیم اهمیت و جایگاه سیاست نزد معلم ثالث ـ بعد از اشاره اجمالى به تعریف آن ـ باید به این نکته توجه کرد که منظومه فکرى او در قالب شکلى مدور قابل ارأه است (26) که در رإس هر ضلع آن یکى از عناصر مهم فکرى شریعت، فلسفه، سیاست، اخلاق و تاریخ قرار دارد.
فهم منظومه فکرى معلم ثالث و ساختار آن جداى از فهم هرکدام از عناصر ترکیبى و کارویژه هاى آن نیست و از طرفى شناخت اهمیت و جایگاه هرکدام از آنها منوط به آن است که اولا، جایگاه آن را در مجموعه کلى تفکر مسکویه بشناسیم و ثانیا، رابطه آن را با سایر اجزا و عناصر بسنجیم؛ از این رو لازم است رابطه سیاست را با شریعت، فلسفه، اخلاق و تاریخ مطرح کنیم.

می‌گویند ابن‌سینا ابوعلی مسکویه را دیرفهم می‌دانسته است و به نقل بیهقی(تتمه، 27، تاریخ، 44)، در مجلسی که شاگردان ابوعلی مسکویه نیز حضور داشتند، ابن‌سینا گردویی به‌سوی مسکویه افکند و گفت: مساحت این گردو را معین کن. مسکویه نیز جزوه‌ای از نوشته خود را در اخلا‌ق به‌سوی ابن‌سینا افکند و گفت: تو نخست اخلا‌ق خود را اصلا‌ح کن، تا من مساحت گردو را محاسبه کنم، زیرا تو به اصلا‌ح اخلا‌ق نیازمندتری تا من به استخراج مساحت گردو. ابوعلی مسکویه، احمدبن محمد رازی(حوالی 420-320) مورخ، فیلسوف، پزشک و ادیب پرآوازه ایرانی است. عنوان پارسی او اصلا‌ مشکویه و معرب آن مسکویه است و یکی از توابع ری نیز همین نام را داشته است.(یاقوت، بلدان، 4/543.) بسیاری از نویسندگان ابوعلی مسکویه را شیعه‌مذهب دانسته و بر تشیع او استدلا‌ل کرده‌اند.
(مدرس، 8/207؛ شوشتری، 2/189؛ آقابزرگ، طبقات، 28) مسکویه با وزیران و امیران آل‌بویه در امور دیوانی، از گنجوری کتابخانه‌ها و گنجوری مالی تا مصاحبت و ندیمی و رسالت و دادوستد در زمینه علوم و ادب، پیوندی استوار داشته و از همین‌رو، عمده سال‌های عمر خویش را در شهرهای مختلف از جمله ری، بغداد، شیراز و اصفهان گذرانده است. بی‌گمان طلب علم نیز در این جابه‌جایی‌ها دخیل بوده است.(دایره‌المعارف بزرگ، 6/56) ابوعلی روزهای آخر عمر را در اصفهان گذرانید و در همان شهر چشم از جهان فرو بست و همانجا مدفون شد. محل قبر او را محله خواجو نوشته‌اند.(خوانساری، 1/257)، اما قمی(سفینه، 2/540) مرقد او را در باب جناب(دروازه حسن‌آباد کنونی) و مدرس 88/208) تخت پولا‌د آورده است. او در جوانی سخت به کیمیاگری علا‌قه‌مند شد و فریفته آثار محمدبن زکریای رازی و جابربن حیان بود. به تاریخ هم توجه داشت و تاریخ طبری را نزد ابن کامل که از مصاحبان محمدبن جریر طبری بود خواند و علوم اوایل(دانش یونان) را نزد ابن خمار آموخت. در این علوم و به‌ویژه در منطق و پزشکی دستی قوی داشت، چنانکه او را بقراط دوم گفته‌اند.(بدوی، 15) برخی نیز ابوحیان توحیدی را از شاگردان او شمرده‌اند و کتاب الهوامل و الشوامل و رساله فی‌ماهیه العدل و رساله فی‌ماهیه الکیمیاء را نیز در پاسخ به سوالا‌ت و شبهات ابوحیان نوشته است. لحن شاگردانه ابوحیان در مقدمه <الهوامل> که مسکویه در مقدمه <الشوامل> خود به آنها اشاره می‌کند نیز به این نظر نیرو می‌بخشد. ابوعلی همچنین با سایر دانشمندان، حکیمان و ادیبان عصر خویش دادوستد علمی و پیوند مهر و کین داشته است. از آن میان، ابوسلیمان سجستانی او را بسیار ارج می‌نهاده است. وی در صوان الحکمه که آن را در حیات مسکویه و درباره مردان علم و حکمت نوشته، از‌آنچه در باب مسکویه نوشته راضی نبوده و وعده داده است تا رساله جداگانه که بتواند همه <شنیده‌ها و دیده‌های خود را در سیرت نیکو و اخلا‌ق پاک> مسکویه دربر گیرد، بپردازد.(صوان، 346) ابوبکر خوارزمی نیز از دیگر نزدیکان ابوعلی مسکویه بود. بدیع‌الزمان همدانی که با معاصران وی و از جمله ابوبکر خوارزمی، سر خصومت داشته(یاقوت، ادبا، 2/166) ابوعلی را آماج حملا‌ت قرار نداده و حتی در برابر او سر تعظیم فرود آورده است. معاصر دیگر مسکویه که در نیمه دوم عمرش با وی مصاحبت داشته، ابن‌سینا است. از او آثار فراوان خطی و چاپی به‌جای مانده که تجارب الا‌مم مشهورترین اثر تاریخی ابوعلی مسکویه است. ترتیب‌العادات و منازل‌العلوم در حاشیه مکارم‌الا‌خلا‌ق طبرسی، تهذیب‌الا‌خلا‌ق و طهاره‌الا‌عراق در فلسفه اخلا‌ق، جاویدان خرد - الحکمه‌الخالده - و بالا‌خره الهوامل و الشوامل سایر آثار مهم و برجسته او است. ابوعلی در غالب زمینه‌های حکمت نظری و عملی و به‌ویژه در فن تهذیب اخلا‌ق به جد کوشیده و عمری دراز بر سر آن نهاده است، تا آنجا که برخی لقب <معلم سوم> به وی داده‌اند.(امین، 3/158) مسکویه حتی به تاریخ به‌عنوان آزمایشگاه فلسفه عملی خود می‌نگریست و از ویژگی‌های تفکر او، توجه به اندرزنامه‌های ملل گوناگون است که آنها را در جاویدان خرد گرد آورده است. وی در تفکر و مباحث فلسفی، گاه ارسطویی و گاه افلا‌طونی است، اما به رواقیان توجه چندانی نشان نمی‌دهد. وی در حوزه اسلا‌م به فیلسوفانی همچون، کندی، ابوعثمان دمشقی و ابوالحسن عامری نظر داشته است و به قرآن کریم و حدیث پیامبر(ص) و پیشوایان دین استناد می‌کند و نتیجه کوشش‌های عقلا‌نی فلا‌سفه و دعوت پیامبران را یک چیز می‌داند. اقبال لا‌هوری فلسفه مابعدالطبیعه مسکویه را از فلسفه فارابی منظم‌تر دانسته و در مسیر تاریخی فلسفه، به‌جای جنبه نوافلا‌طونی ابن‌سینا، از خدمت اصیل مسکویه به فلسفه کشورش سخن گفته است.(اقبال، 33) خواجه نصیرالدین طوسی اخلا‌ق ناصری را برپایه تهذیب الا‌خلا‌ق مسکویه نوشته است. در فلسفه سیاسی یا سیاست مدن، اثری مستقل از مسکویه برجای نهاده است، ولی کتابی در این باب به نام <السیاسه‌للملک> به او نسبت داده‌اند.(خوانساری، 1/255) به نظر می‌رسد که فلسفه سیاسی مسکویه را در چارچوب بخش سوم حکمت عملی او باید بررسی کرد که به احتمال بسیار بر همان شیوه فارابی و پیش از او ارسطو و افلا‌طون نوشته شده و امتیازهای روش‌شناختی مسکویه را با خود دارد. در فلسفه سیاسی نیز در هر دو زمینه نظری و عملی علم سیاست کوشیده است؛ یکی فلسفی و استدلا‌لی و دیگری بررسی موارد و عملکردهای مردان سیاست که این زمینه را به‌ویژه در تجارب‌الا‌مم که بر حوادث تاریخ نوشته است، می‌توان بازشناخت.
قرن‌های سوم و چهارم هجری در تاریخ اندیشه اسلا‌می اهمیت فراوانی دارد. اندیشمندان و فیلسوفان بزرگ اسلا‌می، از جمله فارابی، بوعلیسینا، ابوحیان توحیدی، ابوسلیمان سجستانی، صاحب‌بن عباد، ابوعلی مسکویه، ابن عامری و اخوان‌الصفا همه در این مقطع تاریخی می‌زیسته‌اند و در حقیقت، این دوران اوج شکوفایی فلسفه سیاسی در اسلا‌م است. اندیشه‌های معلم ثالث، ابوعلی مسکویه از جهات مختلف اهمیت دارد. علا‌وه بر موقعیت مهم دوران حیات وی، مسکویه اندیشمندی شیعه مذهب و ایرانی‌تبار است که سال‌ها در دستگاه سلا‌طین آل‌بویه فعالیت داشته و اوضاع سیاسی در دوران وی بحرانی‌ترین مقطع تاریخ اسلا‌م است: جنگ داخلی بی‌پایان، تشتت و تفرقه و نزاع‌های فرقه‌ای، مذهبی و نژادی به حدی رسید که از دولت مرکزی جز نامی باقی نماند؛ در گوشه و کنار مملکت اسلا‌می دولت‌های مختلفی اعلا‌م موجودیت و خودمختاری کردند؛ امرای دربار با یکدیگر به جنگ و منازعه می‌پرداختند و تجاوزات و تصرفات خارجی بیزانس به اوج خود رسید. یورش دیلمیان و آل‌بویه به بغداد بساط حکومت و خلا‌فت را در بغداد برچید و از آن جز نامی باقی نگذارد. ابوعلی مسکویه خود جزو پیشقراولا‌ن ابومحمد مهلبی فرمانده بویهی فاتح بغداد بود و... در این مقاله سعی می‌شود به 3 سوال اصلی و مهم پاسخ گفته شود: 1-‌ اوضاع سیاسی - فرهنگی قرن‌های چهارم و پنجم چه تاثیری در اندیشه و شخصیت سیاسی مسکویه داشت؟ 2-‌چرا مسکویه در اواخر عمر به مباحث سعادت‌شناسی و تهذیب اخلا‌ق روی آورد؟ 3-‌سیاست، دولت و حکومت در اندیشه و اخلا‌ق مدنی مسکویه چه جایگاهی دارد؟
مقدمتا باید گفت از نظر مسکویه، اجتماع بر اساس علل مختلف بر محور <محبت> و <انس طبیعی> شکل گرفته و به اجتماع پایدار و باثبات و اجتماع ناپایدار تقسیم می‌شود. در فلسفه اجتماعی او، اجتماعات به دو نوع کامل و ناقص تقسیم می‌شوند که اجتماع کامل به شکل مدینه و مملکت و اجتماع ناقص شامل خانواده، محله، کوی و اجتماع روستا است.
برای پاسخگویی به فلسفه حیات جمعی که آیا براساس فطرت و طبیعت است یا براساس ضرورت، مسکویه هر دو جهت را در شکل‌گیری حیات جمعی موثر می‌داند و براساس آنها از راه‌های ذیل بر ضرورت اجتماع استدلا‌ل می‌کند:
لف-‌انسان‌ها مدنی بالطبع‌اند و براساس طبیعت‌شان اجتماع را برگزیده‌اند.
ب-‌ انسان‌ها به تنهایی به تحصیل فضایل و کمالا‌ت خود قادر نیستند.
ج- بشر در مواجهه با طبیعت کاستی‌های بسیاری دارد و به تنهایی به تامین ضرورت‌های زندگی و ادامه حیات قادر نیست.
د - ادامه حیات فردی مستلزم ظلم و تجاوز به حقوق دیگران است.
هـ - انسان‌ها از روی خرد برای ادامه زندگی، تحصیل معاش، سعادت خویش و دفع ستم بر اساس مقتضای عدالت، اجتماع را به‌وجود آورده‌اند.
بنابراین معلم ثالث در مورد نخست بر اساس <طبیعت> و در 4 مورد دیگر بر مبنای <ضرورت>، حیات اجتماعی را برای بشر توجیه می‌کند و برخلا‌ف دیگران که تنها یک مورد را علت تامه در شکل‌گیری جوامع بشری قلمداد می‌کنند، او در شکل‌گیری اجتماع به‌ویژه اجتماعات مدنی مجموع موارد پنج‌گانه را موثر می‌داند.

جایگاه سیاست در اندیشه مسکویه
سیاست در افکار و آثار مسکویه جایگاه مهمی دارد و او لحظه‌ای از مسائل سیاسی غافل نبود و حتی موضوعاتی را که در رسالا‌ت خود به شکل عقاید و آرای اخلا‌قی، تعلیم و تربیت، فلسفه و تاریخ مطرح می‌کند، باید از مسائل مربوط به سیاست شمرد. از نظر او، سازمان دادن به جامعه و حکومت و اداره مدینه چیزی جز آماده ساختن، تعلیم و تربیت اخلا‌قی، تقوا و فضیلت سیاسی اداره‌کنندگان مدینه نیست. هدف او از بسترسازی عقلی برای اخلا‌ق مدنی چیست؟ ایشان از تدوین و ارائه <تجارب الا‌مم>، <جاویدان خرد> و <انس الفرید> چه هدفی را تعقیب می‌کند؟ پاسخ به این سوال‌ها می‌تواند جایگاه سیاست را نزد مسکویه به خوبی نشان دهد. او افزون بر کاربرد مطلق واژه سیاست، 9 مورد را به‌صورت مضاف به‌کار برده که عبارتند از: 1-‌سیاست نفس، 2-‌سیاست والدین، 3-‌سیاست منزل، 4-‌سیاست مدینه، 5-‌سیاست مملکت، 6-‌سیاست ملک(فاضل یا جائر)، 7-‌سیاست الهی، 8-‌سیاست شرعی، 9-‌سیاست طبیعی.
مسکویه سیاست را از زوایای مختلف در عرصه حیات فردی، جمعی و اجتماعی انسان و بالطبع با پیش‌فرض‌های علمی و نگرش‌های فلسفی، اخلا‌قی و تاریخی بررسی کرده است. به اعتقاد وی، فیلسوف کامل کسی است که علا‌وه بر علوم و فضایل نظری، 3 فضیلت فکری، خلقی و عملی را نیز تحصیل کرده باشد تا بتواند به عناوین رئیس اول، امام، نبی و ملک متصف شود. او به‌خوبی مرزهای حکمت نظری را از حکمت عملی متمایز می‌کند و در حوزه حکمت عملی، سیاست شرعی را تدبیر فرد یا جامعه در جهت مصالح دنیوی و اخروی تعریف می‌کند.(تهذیب الا‌خلا‌ق، 105)
او چون فارابی، مقوله فضیلت را در عرصه سیاست وارد می‌کند و سیاست را به دو بخش <فاضله> و <غیرفاضله> تقسیم می‌کند. کارویژه‌هایی که در سیاست مورد توجه مسکویه قرار گرفته‌اند: 1-‌ایجاد امنیت اجتماعی 2-‌گسترش عدالت 3-‌توسعه عمران و آبادی کشور 4- حمایت از حقوق فردی و اجتماعی 5-‌دفاع از قلمروی مدینه در مقابل هجوم دشمن 6-‌جلوگیری از ظلم و ستم بیدادگران 7-‌حفظ مصالح عمومی جامعه 8-‌تامین اسباب معیشت افراد جامعه.
بر این اساس، در منظومه فکری و سیاسی مسکویه، سیاست، فلسفه، شریعت، تاریخ و اخلا‌ق نقش محوری و ارگانیک دارد.

سیاست و فلسفه
مسکویه حکمت و فلسفه را به دو بخش نظری و عملی تقسیم می‌کند: بخش نظری <علم به موجودات هستی از آن جهت که موجودند> درباره کمال علمی و <قوه عالمه> انسان است که او را به علوم و معارف رهنمون می‌کند و تا آنجا که فکرش راست آید و اندیشه‌اش درست باشد باطل نگویند، غلط در حکم و اعتقاد نجوید، در حقیقت مطلب شک روا ندارد و در امور موجوده به ترتیب پیش آید تا به علم الهی که آخرین مرتبه علوم است برسد و خاطرجمع و مطمئن شود و حیرت او برداشته شده، آخرین مطلوب حقیقی بر او تجلی کرده و به مقام اتحاد و یکرنگی نائل شود.(تهذیب، 57)
و در شرح فلسفه عملی که مربوط به <قوه عامله> است، می‌گوید: <مبدا آن ترتیب قوا و افعال خاصه است به قسمی که بر یکدیگر غلبه بجویند و هر قوه متضاده در ماده او با هم ساخته باشند و کارها بر حسب قوه ممیزه او با نظم و ترتیب به طوری که سزاوار است به ظهور آید و منتهی به تدبیر مدنی شود که همان افعال و قوا را میانه مردم جاری و ساری کرده، عموم مردمان را به سعادت مشترک مانند خود نائل کند.(تهذیب، 58)
از عبارات تهذیب الا‌خلا‌ق چنین برمی‌آید که فیلسوف، حکیم و سیاستمدار در مملکت و امامت و خلیفه‌الله همه در جایگاه واحدی واقع می‌شوند و بیانگر پیوند حوزه سیاست و حکمت‌هستند. این پیوند در موضوع‌های انسان‌شناسی و غایت‌شناسی بیش از سایر مسائل فلسفی مورد توجه معلم ثالث بوده است و بنابراین قرائن و شواهد اثبات تمایزی که محمد لطفی‌جمعه بین حکمت و فلسفه از نظر مسکویه مطرح کرده، مشکل است.(محمد لطفی‌جمعه، تاریخ فلا‌سفه الاسلا‌م فی‌المشرق و المغرب، 311)

دولت و حکومت
مسکویه در رویکردی دیگر، جوامع را به سه دسته: 1- جوامعی که برای تامین <صرف العیش> شکل گرفته‌اند. با این ویژگی که افراد خود به تنهایی قادر به تامین ضرورت‌های زندگی خود نیستند و برای استفاده از دسترنج دیگران اجتماعی شده‌اند، 2- جوامعی که با هدف <تحسین‌العیش> سامان یافته‌اند که در این‌گونه جوامع بر مبنای عقلا‌نیت و خردجمعی تولید و استفاده از منابع طبیعی صورت می‌گیرد و 3- جوامعی که به دنبال <تزئین‌العیش> هستند یعنی اینکه در این جوامع علا‌وه بر دو هدف قبلی یعنی تامین ضرورتها و توسعه امکانات زندگی،‌مزین کردن جامعه به فضایل و غایات و ارزش‌های معنوی یکی از ابعاد و اهداف مهم در زندگی آنها است. از نظر مسکویه، جامعه‌ای که بتواند به هر سه هدف دست یابد آن جامعه، کامل و توسعه‌یافته است: <فان اجتماع هذه هی العماره(. >الهوامل و الشوامل، 250)
و اگر یکی از سه هدف را از دست بدهد جامعه به بحران، نابسامانی و خرابی دچار می‌شود. بنابراین، اندیشه دولت در منظومه فکری او جای خود را پیدا می‌کند، زیرا بدون سازمان سیاسی و تشکیلا‌ت حکومتی نیل به همه اهداف انسانی غیرممکن است. مسکویه برای اصطلا‌ح دولت از واژه <تمدن و مدنیت> بهره می‌گیرد. اجتماع انسان‌ها در مدینه که توام با تعاون است، تمدن نامیده می‌شود.(الفوزالا‌صغر، 63)
مسکویه برای پدیده دولت سه رهیافت فلسفی، سیاسی و حقوقی را مطرح می‌کند.(الفوز، 251)
مسکویه منشاء پیدایش دولت را بعد از استدلا‌ل به <طبیعت آدمی> در دو نکته می‌داند؛ عامل نیازمندی و عامل تفاوت نیازها. معلم ثالث در پاسخ به ابوحیان توحیدی که از معاملا‌ت و تعاملا‌ت اجتماعی می‌پرسد، ضرورت حکومت را در هشت مقدمه آورده است: 1- انسان‌ها برخلا‌ف سایر حیوانات در تطابق با طبیعت نقصان فراوان دارند، 2- زندگی انفرادی انسان‌ها غیرممکن است، 3- انسان‌ها مدنی بالطبع‌اند، 4- خداوند نواقص طبیعی انسان را با اعطای عقل جبران کرده است، 5- اجتماع زیاد در بقای انسان طبیعی است، 6- تعاون و همکاری واجب و ضروری است، 7- حیات مدنی در بقای انسان لا‌زم است، 8- در حیات اجتماعی توزیع قدرت و امکانات و کالا‌های اجتماعی لا‌زمه زندگی اجتماعی است.(الهوامل و الشوامل، 346)
معلم ثالث در همین رساله، در پاسخ به سوالا‌ت ابوحیان در باب غایت حکومت، مفهوم سعادت، کمال و خیر و انواع آنها و بالا‌خره عدالت، مباحث فراوانی را ارائه داده است که بیان آنها از عهده این مقاله خارج است. مسکویه در پایان این مباحث نتیجه می‌گیرد که: <انسان‌ها بر مبنای عدالت طبیعی> مدنی بالطبع‌اند و بر اساس <عدالت وضعی> اختیار دارند تا بر مبنای <عقلا‌نیت> حیات اجتماعی خود را سامان دهند. اگر انسان‌ها به زندگی فردی روی آورده و گوشه‌گیر و زاهد شوند - اگرچه ممکن است بر مبنای اخلا‌ق فردی صاحب فضیلت تلقی شوند- بر اساس <اخلا‌ق مدنی> و <عدالت> ظالم و جائر هستند و وصف فضیلت نیز از آنها سلب می‌شود زیرا به اعتقاد مسکویه، فضایل امور عدمی نیستند تا انسان در خلا‌
و انزوا به آنها متصف شود، بلکه امور وجودی و اعمال و افعالی‌هستند که در مشارکت و معاشرت با دیگران ظهور پیدا می‌کنند بنابراین کسی که در جامعه با سایر مردم همنشین نشده و در شهرها سکنی نگزید هیچگاه عدالت در وجودش ظاهر نمی‌شود.(رساله‌العدل، 7- تهذیب‌الا‌خلا‌ق، 49)
بنابراین، از یک طرف عدالت، غایت جامعه است و از طرف دیگر قوام جامعه بدان وابسته است.(الهوامل و الشوامل، 84) از اینجاست که معلم ثالث، اصطلا‌ح <عدل مدنی> را به کار می‌برد و معتقد است همه سیاست‌ها، تصمیمات، نظامات و شئون اجتماعی بر مبنای <عدل مدنی> سامان می‌پذیرد: <و بالعدل المدنی عمرت المدن> همچنان که شهرها با جور مدنی خراب می‌شوند: <بالجور المدنی خربت‌المدن> پس اگر جامعه به سوی عدالت حرکت نکند زوال و فروپاشی در انتظار اوست.(الهوامل و الشوامل، 84- تهذیب‌الا‌خلا‌ق، 133)

رهبری در حکومت مطلوب
در فلسفه سیاسی مسکویه، رهبری از جایگاه خاصی برخوردار است و در راس هرم قدرت قرار می‌گیرد و از آن با تعابیری چون <امام>، <حکیم و فیلسوف>، <مدبر>، <سیاستمدار>، <حاکم>، <ملک>، <سلطان>، <قیم و وکیل>، <واسطه و وسیط> و <مقوم> یاد می‌کند. هر کدام از این عناوین ناظر بر غایتی و مبتنی بر راهبردی است که مورد نظر او بوده است. از نظر مسکویه در بین عناوین مذکور سه عنوان <ملک>، <حکیم> و <فیلسوف> تنها برای حکومت دینی به کار می‌رود و قوام مدینه و حاکمیت به او وابسته است: <ان قوام المدن بالملک> و به اعتقاد وی، رهبری حافظ همه سنت‌ها و قوانین الهی در جامعه است و جامعه را به سوی سعادت و خوشبختی سوق می‌دهد.(تهذیب الا‌خلا‌ق، 129) او باید هشیار باشد و بیدار و سیاست و صناعتش را مستحکم کند و امور مملکت را به سستی نیندازد و خود را به لذتهای فانی مشغول نکند و کرامت و غلبه را جز از راه صحیح نخواهد.(تهذیب، 130)
ابوعلی مسکویه به تبع سایر فیلسوفان مسلمان وظیفه حاکم سیاسی را تنها اداره وضع موجود جامعه نمی‌داند، بلکه به اعتقاد وی، غایت سیاست تحول از وضع موجود به سوی سعادت و غایات فاضله است. حاکم باید وضعیت <بودن> را به <شدن> تغییر دهد از این رو ضمن بیان شرایطی برای رهبری که از آنها به تفصیل در رساله الفوز‌الا‌صغر یاد کرده است روی سه شرط مهم برای رهبری تاکید دارد: 1- حکمت و آن را فضیلت نفس ناطقه می‌داند و هر دو جز حکمت نظری و عملی را برای رهبری شامل می‌شود و برای آن شش ویژگی نقل می‌کند: ذکاوت و هوشمندی، ذکر و حافظه قوی، تعقل، سرعت فهم، صفای ذهن و سهولت در یادگیری. 2- عدالت: فیلسوفان بر این نکته اتفاق‌نظر دارند که عدالت فضیلت قوه خاصی نیست، بلکه ثمره فضایل قوای سه‌گانه شهویه، غضبیه و ناطقه است و انسان با اصلا‌ح و اعتدال این قوا به فضایل عفت، شجاعت و حکمت می‌رسد و مجموع این فضایل در انسان ملکه‌ای به نام عدالت را به وجود می‌آورد. مسکویه در تعریف عدالت می‌گوید: عدالت داد و دهش آنچه واجب‌الا‌عطا است به کسی که به او واجب است به همان‌گونه که واجب است.(تهذیب‌الا‌خلا‌ق، 114)
همه انبیای الهی به ایجاد آن در جوامع انسانی مامور بوده‌اند زیرا عدالت موجب همرنگی و هماهنگی جامعه می‌شود و کثرت‌ها و پراکندگی‌ها را از بین می‌برد.(الهوامل و الشوامل، 68) 3- شریعتمداری: به اعتقاد مسکویه از ویژگی‌ها و شرایط رهبری مطلوب آن است که جانب شریعت را مراعات کند و صناعت و سیاستش منطبق با شرع باشد.(الهوامل و الشوامل، 107)
کارویژه‌های حکومت و رهبری از دیدگاه مسکویه 9 چیز است: 1- تامین سعادت جامعه، 2- تامین مصالح ملی، 3- حفظ نظام، 4- برقراری قسط و عدالت، 5- حفظ ارزش‌ها، 6- حفظ مراتب اجتماعی، 7- توزیع امکانات، 8- جلوگیری از تجاوز خارجی، 9- توسعه متوازن.

مقبولیت حکومت و رهبری
معمولا‌ در فرآیند شکل‌گیری یک حکومت چهار مرحله مطرح می‌شود: 1- مرحله چگونگی تحصیل قدرت، 2- مرحله چگونگی اعمال قدرت، 3- مرحله توزیع قدرت و 4- مرحله عزل از قدرت. در فلسفه سیاسی همواره این سوال مطرح بوده که نقش مردم در شکل‌گیری هر کدام از این مراحل چگونه است؟ فلسفه سیاسی معاصر برای مردم در شکل‌گیری همه این مراحل نقش بارزی قائل است، اما فیلسوفان مسلمان به دلیل اهتمام به غایات قدرت و حکومت و شرایط حاکمان در احراز آن، از پرداختن دقیق به نقش مردم در تحصیل قدرت و عزل از آن بازمانده‌اند. از دیدگاه ایشان، مردم اسباب تحقق قدرت یا زوال آن هستند اما اینکه چگونه این اسباب تاثیر می‌گذارد و مردم چگونه حق حاکمیت را به حاکمان واگذار می‌کنند و یا قدرت اعطایی را از آنان بازپس می‌گیرند در فلسفه سیاسی اسلا‌م مبهم است، ولی آنها در مورد مرحله دوم و سوم(چگونگی اعمال قدرت و توزیع آن) نقش مردم را روشن‌تر بیان کرده و میزان مقبولیت اجتماعی را وابسته به عملکرد حاکمان دانسته‌اند بنابراین در بحث خاستگاه حکومت، معلم ثالث بین مقام ثبوت و اثبات تفاوت قائل است؛ بدین‌معنا که حکومت را در مقام ثبوت ناشی از شریعت می‌داند و در مقام اثبات و تحقق خارجی، رضایت مردم را در شکل‌گیری و بقای حکومت، اساس می‌شمرد، وی در مباحث مقبولیت اجتماعی حکومت بر مبنای مایه‌های اخلا‌ق مدنی، الگوی رفتاری‌ای را به نام رابطه‌ابوت و بنوت بین حکومت و مردم طراحی کرده که در آن نقش مشارکت مردم را در قالب تعاون مدنی بیان کرده است، بدین معنا که حکومت اگر به وظایف خود عمل کند مردم او را کمک خواهند کرد و اگر تخطی کند با او با نصیحت، انتقاد و مخالفت رفتار می‌کنند.

 

 

1392/12/18
پر بازدید
1391/3/15: مارسل موس
1391/3/12: تیون ون دایک
1391/5/10: نوربرت الياس Norbert Elias
1391/4/18: کلود لوفور(1924-2010)
1391/3/18: معرفی و ارزیابی کتاب/روش شناسی علوم سیاسی
آخرین مطالب
1397/11/21: انسان بي نقص
1397/11/21: درس‌گفتارهای عدالت همراه با مایکل سندل
1397/10/3: مغالطه‌هاي پر كاربرد
1397/10/1: هرتزوگ نوشته سال بلو
1397/10/1: رولشتاین اثر سال بلو
بدون نظر

نام
پست الکترونیکی
وب سایت
متن
کد امنیتیکد
تکرار کد امنیتی حساس به حروف کوچک و بزرگ
مطالب مهم

قانون تشکیلات و آئین دادرسی دیوان عدالت اداری در نظم حقوقی کنونی

            مولف : محمدرضا دلاوری (قاضی دیوان عدالت اداری)

 

مسئولیت مدنی ناشی از افشای اسرار پزشگی در حقوق ایران و حقوق کامن لا

              مولف: محمد حسین دلاوری

سخن برگزیده
اگر می خواهی اندوهگين نباشی ؛ حسود نباش. (انوشيروان)
شعر
آن قصر که جمشید در او جام گرفت
آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت
خيام
حدیث
آنچه دوست نداری درباره ات گفته شود در باره دیگران مگوی . - امام علی(ع)
دمی با حافظ
دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست

گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست

که شنیدی که در این بزم دمی خوش بنشست

که نه در آخر صحبت به ندامت برخاست
کنتور
امروز:
    بازدید: 352
    صفحات مرور شده: 395
روز گذشته:
    بازدید: 402
    صفحات مرور شده: 424
جمع کل:
    بازدید: 7134749
    صفحات مرور شده: 22678707