پیوندها
» مركز آموزش و پژوهش هاي توسعه و آينده نگري قم
» متون سياسي
» همايش و جشنواره استاني نظام پيشنهادها
» انجمن علوم سياسي ايران
» موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي
» سياست و پژوهش
» دكتر مهدي مطهر نيا
» دكتر مقصود رنجبر
» دكتر مجتبي مقصودي
» بانک اطلاعات نشریات کشور
» پژوهشکده اطلاعات و مدارک علمی ایران
» پایگاه SID - جهاد دانشگاهی
» ایران پژوهش
» زبان انگلیسی سرایان
» جامعه مترجمان رسمی ایران
» دکتر داود فیرحی
» دکتر نجف لک زایی
» علمی کاربردی استانداری قم
» گردونه(دانشجویان ارشد مجازی دانشگاه تهران)
» فدراسيون گلف
جستجو
 فارسی :: انگلیسی
زندگي سراسر حل مسئله است
صفحه اول  >> مقالات >>
سیاست روز :: سایت شخصی دکتر رضا دلاوری | بررسي مسائل نيروي انساني در صنعت
بررسي مسائل نيروي انساني در صنعت
موضوع: سياسي
نویسنده: سخنرانی دکتر رضا دلاوری در پردیس فارابی دانشگاه تهران

عنوان درس: بررسي مسائل نيروي انساني در صنعت

جلسه اول : 7/12/92

اين بحث ما را با مسائل و مشكلات پيش رو در سازمانهاي دولتي و خصوصي آشنا ميكند و با بررسي هاي موردكاوي واقعي در مراكز صنعتي ,خصوصي و دولتي آشنا مي شويم و در نهايت با راه حل هاي رفع مشكلات آشنا خواهيم شد و آنها را ارائه خواهيم داد. لذا در مبحث جاري يك سري عارضه ها, آسيبها و قضايا و موارد در سازمانها را تجزيه و تحليل ميكينم و براساس آن يك سري راه كار و پاسخ ارائه خواهيم داد.در بحث مسائل جاري نيروي انساني درصنعت به اين موضوع بالاخره بايد توجه كرد و در اين تجزيه و تحليل, اصول كلي بايد  رعايت شود (كه به موقع عنوان و تدريس خواهد شد.) در واقع اگر بخواهيم هر مسئله اي در هر سازماني يا در هر شركتي مورد بررسي قرار دهيم بايد اين اصول كلي را مورد توجه قرار دهيم. مثلا اگر بخواهيم بحث واردات بي رويه و عدم توجه و حمايت از توليدات داخلي يا وجود صنايع با توليدات مشابه در دست دولت يا بخش خصوصي يا بي توجهي به صنايع كوچك را بررسي كنيم بايد يك سري اصول كلي را داشته باشيم كه به اين موضوعات اشاره خواهد شد (همينطور موضوعاتي كه شما ميتوانيد به عنوان كار تحقيقي ارائه دهيد گفته خواهد شد)

اصول كلي اينست كه هر قضيه اي كه ميخواهيد بررسي كنيد ابتدا مطالعه عميقي راجع به مسئله انجام دهيد و يك تجسم دقيق با تمام جزئيات انجام دهيد. تمام متغيرهاي موثر بايد توجه شود تا بتوان نسبت به وضعيت مربوطه در وهله اول شناخت عميقي پيدا كنيم.سپس تحليل وضعيت را انجام ميدهيم. كلا عوامل سازنده آن ووضعيت با يك رويكرد سيستمي يا پشتوانه نظريه محكم, آن را انجام ميدهيم . چون داشتن تفكر نظام يافته و سيستماتسيك در دسته بندي عوامل سازنده موضوع يا مسئله به ما كمك ميكند .بعد ميخواهيم راكار ارائه دهيم . راهكار ارائه كردن بايد عملي واجرائي باشد مبهم و كلي نباشدو .... بالاخره ميخواهيم تصميم روشن و واضح درمورد مسئله بگيريم در نتيجه بايد تمام نتايج و پيامدهاي مرتبط با آن را بررسي كنيم و براساس آن اقدام كنيم . بحث مطالعه موردي در اين زمينه خيلي مهم است و اين بحث در مباحث و مسائل مديريتي مثل مديريت صنعتي بايد مدنظر قرار گيرد. در مطالعه موردي ميدانيد كه موقعيت مشخص همرا با اطلاعات ضروري ارائه مي دهيم و بعد از مخاطبين (دانشجويان, مديران و ...)خواسته مي شود كه به جاي يك رده معين از سازمان اتخاذ تصميم كنند. بالاخره ميدانيد كه وظيفه اصلي مدير تصميم گيري است و مخاطب با استفاده از آن اطلاعات يا ديدگاهي كه دارد مسئله يا مورد را بررسي ميكند و دلايل بروز عارضه را بيان ميكند كه ما در واقع در اين درس معمولا دنبال اين هستيم كه به صورت مطالعات موردي, مسائل و مشكلات جاري را مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار دهيم.پس اول مسئله بيان ميشود, بعد عوامل موثر و علتها را بيان ميكنيد و بعد يكسري راهكارهايي را براي حل مسئله در آن سازمان ارائه مي دهيد كه عمدتا در بررسي عوامل بايد به طور جزئي تمامي ابعاد مسئله را مورد توجه قرار دهيد . نبايد يك بعدي مسئله را بررسي كد(مثلا نبايد صرفا يكي از عوامل مديريتي,اقتصادي,سازماني يا فرهنگي و ... را مورد توجه قرار داد)بايد تمام ابعاد را مورد توجه و تجزيه وتحليل قرار دهيد, بعد پيامدها را بررسي كنيد و بعد راهكارهاي مناسب,متناسب با آن علل وعواملي كه بررسي كرده ايد ,آنرا ارائه دهيد. توجه كنيد كه راهكارهايي كه ميخواهيد ارائه دهيد, كلي , مبهم و غيراجرائي نباشد. گفته شد كه در روش مطالعه موردي يك موقعيت مشخص همراه با اطلاعات ضروري ارائه مي دهيد و بعد ميخواهيد مديران, دانشجويان, كارورزان و ... جاي آن مدير سازمان تصميم بگيرند كه معمولا موردكاوي ها اينطور هستند.كه در واقع وظيفه شما تصميم گيري است. يكسري اطلاعاتي داريد ,ديدگاهي داريد و مسئله يا مورد را مطرح ميكنيد و بعد آنرا تجزيه و تحليل ميكنيد و دلايل بروز مشكل و تنگنا را بيان ميكنيد و بعد يك راه حل مناسب براي آن ارائه مي دهيد. لذا اول ميشود مسئله, بعد دلايل بروز آن مسئله و بعد هم ارائه راه حل مناسب براي مسئله . و بالاخره موردكاوي(case study) به اين صورت انجام مي شود. مطالعات موردي در تصميم گيري بهتر در يك سازمان خيلي كمك ميكند. درهرحال موارد واقعي را كه ملموس است , به صورت واقعي در سازمانها بررسي ميكنيد(تحليل قضيه اي هم گفته مي شود كه يكسري اصئل منطقي تجزيه و تحليل دارد)كه بسيار ميتواند كمك كند. اين اصول كلي گفتيم كه دريافت وضعيت , مطالعه عميق قبل از هر اقدام(كه خود اين امكان را فراهم ميكند كه فرد خود را در آن موقعيت قرار دهد)تجسم دقيق واقعه با تمام جزئيات و توجه به همه متغيرها, زمينه دستيابي به يك تصميم دقيق را فراهم ميكند.توجه كنيد كه نميتوان قضيه را با موارد مشابه يا متفاوت مقايسه يا تطبيق داد. هرجائي بايد با شرايط خاصي كه دارد ,با همان شرايط راهكار ارائه دهيم و نميتوان ايده آل,آرماني,تخيلي و غيراجرائي راهكار ارائه دهيم.

لذا بايستي همه اطلاعات لازم براي اتخاذ يك تصميم جامع و راهكار مناسب را جمع اوري كنيد و براساس آن راهكار مناسبي ارائه دهيد. موضوعات مختلفي وجود دارد مثلا اگردر بررسي يك موضوع به كارگري برخورد ميكنيد كه به وظايف خود عمل نميكند .اگر سوابق و مشخصات كارگر مورد نظر در صورت مسئله اشاره نشود مفروضاتي ممكن است به ما ارائه دهد كه آن مفروضات ممكن است درست نباشد. مثلا اگر در بررسي متوجه شويد كه كارگر دوماه است كه مشغول به كار شده است( اين يك مفروض است) پس هنوز آشنائي كامل با فضاي صنعتي ندارد و نيازمند راهنمايي و آموزش است به خصوص اگر آن كارگر قبلا در بخش ديگري (مثلا كشاورزي) فعاليت داشته است. لذا نياز به آموزش به شكل جديتري خود را نشان ميدهد . يا مثلا مي بينيد كه طرف سابقه خيلي خوبي در محيط صنعتي دارد اما انگيزه لازم براي انجام كار ندارد...لذا مفروضات اينچنيني را قائل مي شويد و بعد براساس آن وضعيتي كه موجب ايجاد آن موقعيت شده را شناسايي و دسته بندي ميكيند كه اين دسته بندي هم معمولا از تفكيك متغيرها و درك عوامل مشابه آغاز مي شود لذا در اين مرحله بايد عوامل اصلي و فرعي ايجاد اين مسئله را شناسائي كنيد و بعد از شناسائي عوامل اصلي و فرعي راهكار مناسب را ارائه دهيد. مثلا در مورد همين كارگر يا كارمندي كه وظايف خود را بدرستي انجام نميدهد ممكن است يكسري عوامل اصلي را بيان كنيد مثل كمي حقوق و مزايا , درگيري با گروه هاي كاري, عدم علاقه يا عدم آشنائي با كار ذكر كنيد ويكسري عوامل فرعي را هم ممكن است مورد توجه قرار دهيد مثلا كمي نور و سروصداي محيط كار.... پس هم عوامل اصلي مهم است و هم عوامل فرعي, بعد يك راهكار براي اين موضوع ارائه ميدهيم كه ببينيم علل و عواملي كه ايجاد شده چه پيامدهايي داشته و بعد هم پاسخ و راهكاري كه مبتني بر يك سري مباني نظري در مديريت باشد را ارائه ميدهيم كه بايد بالاخره پشتوانه نظري هم داشته باشد و اينطور نيست كه صرفا يك راهكاري ارائه دهيم يا بگوئيم بصورت مطلق آنرا بررسي كنيم.در واقع تحليل قضيه اي ابزاري است براي تمرين روش اتخاذ تصميم عقلائي مناسب. تصميم عقلائي و مناسب با تصميم مطلقا صحيح متفاوت است. عقلائي بودن, نسبي و هنجاري است و با تغيير شرايط و روش مي تواند تغيير كند اما اگر بگوئيم مطلقا صحيح , يكسري معيارهاي مطلق دارد كه ممكن است اجرائي نباشد و ميتواند با تغيير شرايط موضوعيت خود را به طور كامل از دست بدهد .لذا اين بحثي است كه در مديريت صنعتي بايد توجه لازم را داشت. در محيط صنعتي يكسري قضايا وجود دارد كه ميتواند به عنوان كار موردي بررسي شود و تفاوتهاي آن هم با بخش دولتي مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار بگيرد . مسائلي كه وجود دارد و مي شود به عنوان موضوع انتخاب كرد:

- بحت جابجائي مقامات سياسي و تاثير ان در بخش صنعت,- بحث خصوصي سازي و تثبيت قيمتها,- بحث كمبود نقدينگي ,سود بانكي وتورم و تاثير آن , تبحث قانون كار وتجميع عوارض, - قانون تامين اجتماعي و كلا مسائل قانوني و تصميم گيري هاي دولتي, - سياست گذاري ها و تاثير آن بر صنعت, مثلا واردات بي رويه و بي توجهي و عدم حمايت از توليدات داخلي يا مثلا صنايع با توليدات مشابه در دست دولت و بخش خصوصي , - محور قرار نگرفتن  توليدات صنعتي براي توسعه اقتصاد ملي يا بي توجهي به صنايع كوچك و مهندسي ارزش و ....و اين چنين مطرح كنند كه به نظر شما چه مسائلي در صنعت وجود دارد به ويژه در ارتباط با مسائل نيروي انساني.

(چند مورد اشاره شد)يكي از موارد مطالعه موردي(case study) را ميتوان اين گونه مطرح كرد كه چه مسائل و مشلات و آسيبهايي در نيروي انساني در بخش صنعت وجود داردكه در آن ابتدا ما مسئله را بيان ميكنيم بعد علل و عوامل و ريشه ها بررسي مي شود و بعد پيامدهاي ان عنوان مي شود و بعد راهكارهاي مناسب براي حل مسئله را ارائه ميدهيم.

در بحث تحليل قضايا تمام موارد و متغيرهاي موجود را مورد مطالعه دقيق قرار ميدهيم و بعد عوامل سازنده وضعيت را دسته بندي ميكنيم . بالاخره بحث داشتن تفكر سيستمي به ما در دسته بندي عوامل سازنده مسئله كمك ميكند. مسائل موثر بسيار متفاوت هستند. هركدام از اينها يكسري عوامل را ايجاد ميكنند . اين مسائل را ميتوان دسته بندي كرد مثلا به صورت: عوامل اداري و مديريتي, عوامل فرهنگي و اجتماعي, عوامل سياسي, عوامل اقتصادي و .... يا به اينصورت مطرح كرد:

دلايل سازماني و اداري, عوامل اجتماعي و فرهنگي, عوامل رواني و رفتاري,ساختار,قوانين و مقررات و ..(رفتاري و محيط مهم است بالاخره بايد يك مدلي پشتوانه اين مسائل باشد كه بگوئيم اين مسائلي كه مطرح كرديم مهم است كه بگوئيم مبتني بر چه مدلي است مثلا مدل سه شاخگي بگوئيم عوامل رفتاري اينها هستند عوامل ساختاري اينها و عوامل محيطي اينهاست ياعوامل فردي ,عوامل سازماني عوامل اجتماعي را ذكر كنيد و در دسته بندي قرار دهيم. يعني با بارش افكار بيش از چند مورد عنوان كرد و دسته بندي كرد كه اين دسته بندي به ما در بررسي پيامدهاي قضيه بطور دقيق تر كمك ميكند.اين مسائل در نيروي انساني مهم است در بحث نيروي انساني هر سازمان مسائلي وجود دارد براي ارائه راهكار بايد با توجه به علل و عوامل و پيامدها راهكارها ارائه دهيم. مثلا در مورد بحث تفويض اختيار يا فرهنگ عمومي جامعه , نشان ميدهد كه در بحث مربوط به مسائل نيروي انساني در صنعت(كه خيلي ها با بخش دولتي مشترك است) معايب و مضراتي به دنبال دارد. مثلا درمورد تفويض اختيار, فردي يك نفر را بعنوان يك مديرعامل قرار دهد يا مدير توليد . بعد از مدتي اختلافاتي ايجاد شود و مدير توليد استعفا دهد. در بحث استعفا ميخواهيد يكسري مسائل را بررسي كنيد . برخي اين موارد ممكن است در متن استعفاي شخص به آن اشاره شده باشد مثلا به نظرات توجه نمي شود . مشورت صورت نميگيرد و .... چه عواملي باعث مي شود كه در يكجا تفويض اختيار رعايت نشود و مشكلات ناشي از عدم تفويض اختيار چه چيزهايي است؟ موارد زيادي وجود دارد: تمركز صرف در مديريت , عدم اعتماد به زير مجموعه, بوروكراتيزه بودن سيستم اداري, تداخل در وظايف, ترس از ارتقا زيردست و موقعيت اداري, عدم كفايت و... باشد كه با بررسي انها به عنوان يك مسئله ميتوان مشخص كرد چرا تفويض اختيار صورت نميگيرد لذا با بررسي آنهاو دسته بندي و طبقه بندي و بررسي پيامدها مي توان راهكارهايي براي حل مسئله ارائه داد. مثلا همين موضوع را بررسي ميكنيد و يك دسته بندي براي ان قائل مي شويد مثلا ميگوئيد نگراني از عدم انجام كار توسط ديگران و ...چون روش مشخص و استانداردي براي انجام كار وجود ندارد و  مديريت يك پشتوانه علمي مشخصي ندارد بسياري از كارها سليقه اي انجام مي شود لذا نميتوان به ديگران منتقل كرد. يا مثلا ضعف و فقدان نظام هاي كنترلي كه عناصر تصميم گيرنده سازمان را وادار ميكند خودشان مستقيما درگير كار اجرائي شوند.و ديگري نگراني از رشد استعداد ديگران و ايجاد رقيب و ....

لذا اول عوامل بررسي مي شود بعد بررسي ميكينم كه اين عدم تفويض اختيار چه پيامدهايي ميتواند به دنبال داشته باشد يعني اشكالات ناشي از عدم تفويض اختيار كافي را فهرست ميكنيم مثلا : كندي كاربدليل عدم تمركز,هدر رفتن استعداد افراد, وابستگي كار به فرد خاص, تداخل در وظايف, مشغله بيش از حد مدير, اتلاف منافع, عدم رشد و توسعه سازمان ,عدم شكل گيري كار گروهي, پايين آمدن راندمان ,عدم وجود خلاقيت و نوآوري و سكون سازماني و عدم وجود رشد  .... كه بابررسي آنها اشكالات مشخص مي شود.همين اشكالات را مي توان دسته بندي كرد:( براي جلوگيري از تكراري شدن موارد) كند شدن پيشرفت كار, عدم پاسخگوئي, اختلال در اولويت كاري و يا نابود شدن قدرت خلاقيت, نظام ترفيات سازماني دچار اختلال مي شود. دلسرد شدن افراد, عدم آينده نگري و برنامه ريزي به موقع, خودمحوري در مديريت و تصميم گيري و بدليل حجم زياد مدير, نظام كنترل امور سازمان مختل ميشود. لذا در همين موضوع عدم تفويض اختيار ديديم چه عواملي در آن نقش دارد و ان عوامل چه پيامدهايي ممكن است به دنبال داشته باشد . با توجه به مسئله وعلل وعوامل و پيامدها بايد راهكارهاي مناسب براي موضوع بايد ارائه داد.. يا مسئله ديگر كه ميتوان به آن پرداخت: چرا اكثر ايراني ها به كارهاي دولتي تمايل دارند و شيفته سمتهاي دولتي هستند وكمتر تمايل دارند در بخش خصوصي باشند. برخي ها بحث امنيت يا تضمين شغلي را مطرح مي كنند با دستمزد يا فردگرائي بيش از حد يا عدم ثبات شغلي,حقوق و مزاياي ثابت و ... . توجه كنيد كه در بيان مسئله بايد تمامي عواملي كه باعث ايجاد مسئله در سازمان شده است را مورد توجه قرار داد يعني بايد جامع باشد و كليه عوامل اقتصادي, سياسي ,فرهنگي ,مديريتي ,حقوقي و ....را بايد توجه كرد چون ميخواهيم راهكاري ارائه دهيم كه كمترين طبعات منفي را بدنبال داشته باشد البته بخشي از ان به نظام اداري برميگردد كه اگر توجه شود ميبينيم كه در نظام اداري بخشي از اين مسائلو مشكلات مطرح شده در آن وجود دارد...نظريه اي وجود دارد به نام نظريه پاش. اين نظريه پاش(اقتصاد دان) چند دليل ذكر ميكند كه چرا همه دنبال سمت دولتي مي روند. ميگويد سمت دولتي ثروت و قدرت به دنبال دارد همينطور امنيت و شهرت. در كل سه علت را بيان ميكند. چون اين خود يك مسئله است و علل و عوامل و پيامدها را بايد بررسي كنيم و بعد راهكار وپاسخ مناسب را ميخواهيم ارائه دهيم .اين شخص به طور كلي موضوعات اقتصادي را مطرح مي كند يكي از آنها اينكه چرا برخي كشورها(جهان سوم) دنبال سمت دولتي هستند. ميگويد چون سمت دولتي, ثروت , قدرت و شهرت به دنبال دارد و هر كدام از اين عوامل را اگر بخواهيد بررسي كنيد خود آنها زير مجموعه هايي دارد. سمت دولتي پول , درامد ثروت و رانت اقتصادي مياورد. چون بايد رفتار افراد را در ساختارها جستجو كرد به قول دكتر الواني ساختارها ,كالبد است و روحي كه در اين كالبد دميده مي شود همين رفتار و رفتار نيروي انساني است.

دركل به نظر مي رسد تا زماني كه ثروت و توليد ثروت در دست دولت باشد نوآوري شهروندان هرگز بروز نخواهد كرد لذا جامعه زماني رشد مي كند كه مستقل از دولت و فضاي حكومتي , فضايي براي خود داشته باشد . لذا علت شيفتگي به سمت سمتهاي دولتي يكي اين است كه ثروت مياورد . بقول آقاي نيكزاده قدرت فساد مياورد و به قول لرد اكتون قدرت فساد مياورد و قدرت مطلق فساد مطلق.اكتون يكي از انديشمندان انگليسي, اين موضوع را زيبا گفته است ميگويد وقتي قدرت داشته باشي دسترسي به ثروت برايت راحتتر است و برعكس هم صادق است وقتي ثروت داشته باشي نزديكي به منابع قدرت و قدرت راحتتر است. لذا در بحث مطرح شده سمت دولتي ثروت مياورد. اولين نتيجه آن رسيدن به رانتاي موجود و نتايج مورد نظر است.

در برخي از كشورها مبينيد كه بخش خصوصي را فعال كرده اند و درنتيجه فساد اداري كاهش پيدا كرده است مثلا مالزي, تركيه, كره جنوبي بيش از 80 درصد توليد ناخالص ملي را شركتهاي خصوصي در دست دارند كه اينها با تلاش و فكري كه دارند باعث ترقي شده اند. وقتي دولت مسئول معاش باشد آنها را در ساختاري قرار ميدهد كه خودبخود آنها تنبل بار مي آيند و خلاقيت و نوآوري خود را از دست ميدهند. دولت ميشود مسئول معاش ملت و اين ساختار, ملت را تنبل بار ميآورد و در نتيجه خلاقيتي ايجاد نميشود. برخلاف استعداد زياد ايرانيان ,عمده خلاقيت خارج از ايران بروز ميكند چون ساختار داخلي اقتصادي ما به شدت تحت شعاع عمكلرد و اولويتهاي دولتي است. مثلا ژاپني ها 130 سال پيش به اين نتيجه رسيدند كه اقتصاد خود را غيردولتي كنند چيني ها 30-40 سال پيش, روسيه هم تقريبا به اين جمع بندي رسيده اند اما ما هنوز به اين جمع بندي كامل نرسيده ايم كه ببينيم بالاخره به بخش خصوصي بها دهيم يا آنرا رقيبي براي بخش دولتي بدانيم. پس يك اينكه سمت دولتي ثروت مياورد . آدمها از لحاظ شخصيتي هم در بخش دولتي و خصوصي منتفاوت هستتد در بخش خصوصي متعادلتر هستند, به ابعاد مختلف آنها تاحدودي توجه مي شود حتي در بحث تدين و خداپرستي, چون به انديشه هاي ماورا طبيعي و متافيزيكي بيشتر اهميت داده مي شود. ولي در بخش دولتي تظاهر و دروغ و تملق و ... زياد است .دو اينكه سمت دولتي حريم امنيتي به دنبال دارد. سمت دولتي از فضاي ذهني و عيني امنتري برخوردار است و شخص بسياري از فعاليتهاي خود را ميتواند توجيه كند وپيش ببرد .در بخش دولتي افراد ارتباطات گسترده تري دارند. افرادي كه در بخشهاي دولتي مشغول هستند سعي ميكنند در نهادها و سازمانها آشنا پيدا كنند و ارتباطات گسترده اي فراهم ميكنند وافراد در فضاهايي كار ميكنند كه پشتيبان دارند لذا ارتباطات دولتي به افراد  مصونيت مي بخشد واين موضوعي است كه خيلي مواقع امنيت در سمت دولتي عمدتا به درآمد نامشروع  مربوط مي شود .فساد دولتي ناشي از اين است كه افرادي براي امنيت خود در فضاي دولتي بدنبال شبكه هاي ارتباطي هستند.هرجا پول باشد  بالاخره استعداد فساد هم وجود دارد.پول و ثروت نزد بخش خصوصي به مراتب سالمتر از نزد بخش دولتي است . با بررسي ميتوان فهميد كه در گزارش سازمان شفافيت بين الملل كه كشورها را  از لحاظ ميزان فساد رتبه بندي كرده است و گزارش آنها را بررسي كنيد ميبينيد كشورهايي كه در رتبه هاي اول قرار دارند كشورهايي هستند كه تعداد كارمندهاي آنها چندهزار نفر بيشتر نيستند مثلا حوزه اسكانديناوي را بررسي كنيد, سالمترين نظام اداري را دارند زيرا افراد جامعه درآمد خود را از طريق كار خصوصي تعريف ميكنند. لذا گفته مي شود مثلا نروژ, فنلاندو سوئد پاك ترين دولتها را دارند. يا در طرف مقابل , كشورهاي فاسد مثل سومالي,كره,افغانستان, سودان , ليبي ,تركمنستان, ازبكستان وسوريه و ...  . طبق گزارش انتشار شده سال 2013 , مثلا بين 177 كشور, افغانستان رتبه 174, تاجيكستان رتبه 154  و ايران 144 داشت واين نشان ميدهد كه رتبه ايران تنزل پيدا كرده كه آنهم بيشتر بدليل رانتهاي اقتصادي ايجاد شده در بين يكسري بخشهاي دولتي بوده است. اگر رتبه هاي 1 تا 10 را نگاه كنيد كشورهايي مثل دانمارك, زلاند نو,فنلاند, سوئد, نروژ, سنگاپور, سوئيس, هلند, استراليا,كانادا هستند كه نشان ميدهد كه در رتبه بندي سازمان شفافيت بين المللي, ايران وضعيت خيلي مناسبي ندارد. اين نشان ميدهيد كه دولت رانتيير هستيم. دولت رانتييريعني دولتي نفتي است تحصيل دارد و نفت هرجا باشد فساد افزايش پيدا ميكند (دولتهاي نفت خيز را بررسي كنيد. دردولتهاي رانتيير فساد بيشتر است چون پاسخگو نيستند پس طبيعي است كه فساد هم بيشتر است در اينگونه دولتها). لذا در بررسي از سال 1860 تا كنون بيش از 90 درصد خلاقيتهاي صنعتي و نوآوريها را افراد وشركتهاي خصوصي ايجاد كرده اند كه قابل تامل است.

در بسط فناوري هاي نوين ابتدا امريكا يك سري شركتهاي دولتي را مسئول اينكار كرد اما زماني كه نتوانستند كار را درست پيش ببرند و ديدند كه دولت درحال افزايش سايه خود در زندگي اقتصادي مردم است و زمينه براي فساد مالي فراهم مي شود , آنرا به بخش خصوصي اتتقال دادند و نتيجه گرفتند. دليل سوم اينست كه سمت دولتي شهرت مياورد. در واقع در جوامعي كه دولت معاش مردم را تامين ميكند اعتبار افراد رابطه مستقيم با ارتباط آنها با دولت دارد. صنعت ,دانشكاه ,درمان ,علم وتحقيق,حمل و نقل و رسانه و ... دولتي مي شود و هيچ فرصتي به شهروندان داده نمي شود كه بتوانند موضوع و خواسته ها را خارج از دستگاه دولتي تعريف كنند. در مالزي ماهاتي محمد با يك اقدام شجاعانه , با يكسري برنامه هاي طرحريزي آب و برق و ... را غيردولتي كرد و به شركتهاي خصوصي گفت كه شما در قبال مردم مسئول هستيد. لذا مردم از شركتها كارآمدي ميخواهند نه از دولت. دولت فقط نقش ناظر دارد و سياست گذاري ميكند. لذا آنجا نويسنده , مبتكر , استاد , كارگردان وبانكدار و ... اعتبار خود را از دولت نميگيرند چون در اينصورت اعتبار آنها مصنوعي مي شود بلكه در فضاهاي رقابتي است كه اينها مشخص مي شود مثلا كارگردان نمونه را دولت مشخص و معرفي نميكند بلكه فضاهاي رقايتي ايجاد شده زمينه آنرا فراهم مي كند . لذا وقتي دولت مسئول تخصيص شهرت و اعتبار باشد ديگر مدرك تخصصي اعتبار خود را از دست ميدهد و مدرك تخصصي كاربردي ندارد.

 معرفي كتاب:

كتاب"بررسي مسائل جاري سازمان و مديريت با رويكرد موردنگاري و موردكاوي از دكتر غلامرضا خاكي"

كتاب" مسائل ويژه مديريت دولتي از دكتر مقيمي"

كتاب" مسائل ويژه در مديريت از دكتر محمدعلي حقيقي"

كتاب" مطالعات موردي درمديريت از سيدمحمدعباس زادگان  "

كتاب" چالش هاي مديريت دولتي از دكتر دانائي فرد"

 

E-mail: rdelavari2007@gmail.com

 

1393/3/2
پر بازدید
1391/3/15: مارسل موس
1391/3/12: تیون ون دایک
1391/5/10: نوربرت الياس Norbert Elias
1391/4/18: کلود لوفور(1924-2010)
1391/3/18: معرفی و ارزیابی کتاب/روش شناسی علوم سیاسی
آخرین مطالب
1397/11/21: انسان بي نقص
1397/11/21: درس‌گفتارهای عدالت همراه با مایکل سندل
1397/10/3: مغالطه‌هاي پر كاربرد
1397/10/1: هرتزوگ نوشته سال بلو
1397/10/1: رولشتاین اثر سال بلو
ردیفنظر
1 Janguer [1399/1/5]
Prix Cachet Viagra buy cialis canada pharmacy Antibiotics For Sale On Line cheap generic cialis Ordering Prednisone From Canada
پست الکترونیکی: janphync@belan.website
وب سایت: https://apcialisle.com

نام
پست الکترونیکی
وب سایت
متن
کد امنیتیکد
تکرار کد امنیتی حساس به حروف کوچک و بزرگ
مطالب مهم

قانون تشکیلات و آئین دادرسی دیوان عدالت اداری در نظم حقوقی کنونی

            مولف : محمدرضا دلاوری (قاضی دیوان عدالت اداری)

 

مسئولیت مدنی ناشی از افشای اسرار پزشگی در حقوق ایران و حقوق کامن لا

              مولف: محمد حسین دلاوری

سخن برگزیده
خود را فدا کنيم، بهتر است تا ديگران را نابود سازيم. (مهاتما گاندی)
شعر
آن قصر که جمشید در او جام گرفت
آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت
خيام
حدیث
علم گنج و کليد آن سوال است، پس سوال کنيد. حضرت محمد(ص )
دمی با حافظ
دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست

گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست

که شنیدی که در این بزم دمی خوش بنشست

که نه در آخر صحبت به ندامت برخاست
کنتور
امروز:
    بازدید: 97
    صفحات مرور شده: 99
روز گذشته:
    بازدید: 745
    صفحات مرور شده: 825
جمع کل:
    بازدید: 7189009
    صفحات مرور شده: 22744290