پیوندها
» مركز آموزش و پژوهش هاي توسعه و آينده نگري قم
» متون سياسي
» همايش و جشنواره استاني نظام پيشنهادها
» انجمن علوم سياسي ايران
» موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي
» سياست و پژوهش
» دكتر مهدي مطهر نيا
» دكتر مقصود رنجبر
» دكتر مجتبي مقصودي
» بانک اطلاعات نشریات کشور
» پژوهشکده اطلاعات و مدارک علمی ایران
» پایگاه SID - جهاد دانشگاهی
» ایران پژوهش
» زبان انگلیسی سرایان
» جامعه مترجمان رسمی ایران
» دکتر داود فیرحی
» دکتر نجف لک زایی
» علمی کاربردی استانداری قم
» گردونه(دانشجویان ارشد مجازی دانشگاه تهران)
» فدراسيون گلف
جستجو
 فارسی :: انگلیسی
زندگي سراسر حل مسئله است
صفحه اول  >> مقالات >>
سیاست روز :: سایت شخصی دکتر رضا دلاوری | نگاهي به آثار و زندگي سال بلو
نگاهي به آثار و زندگي سال بلو
موضوع: سياسي
نویسنده: محمد جواد جزینی

سولون بلو»كه بعد ها با نام« سال بلو»مشهور مي شود،در دهم ژوئن سال 1915 از پدر و مادري يهودي روس در« لانشین» كبك (که در حال حاضر بخشی از مونترال كانادا است) به دنيا آيد.در۹ سالگی به همراه والدینش به شیکاگو

نقل مکان مي كند.شهری که الهام بخش و زمينه بسیاری ازآثارش مي شود. درهفده سالگي پدرش« آبراهام»را از دست مي دهد. دربسياري ازگزارشهاي زندگي او آورده اند؛ وقتی براي اول باررمان «کلبه ی عمو تم» اثر«هریت بیچر» را خوانده است، تصمیم مي گيرد كه نویسنده شود.

«سال» ابتدا به دانشگاه شیکاگو مي رود،اما چندی بعد به دانشگاه« نورت وست» نقل مکان مي كند. دررشته ادبيات مشغول تحصيل مي شود. امابه دليل رواج عقاید ضد یهودی در دانشكده ادبيات، آنجا را ترك مي كند ودر رشته های جامعه شناسی و انسان شناسی ادامه تحصيل مي دهد و با رتبه های عالی فارق التحصیل مي شود. بعد از فراقت از تحصیل دردانشگاه« ویسکانس» مشغول به کار مي شود. درسال ۱۹۳۰ به عضویت شاخه ی نویسندگان« طراح» شیکاگو درمي آيد، که اعضا آن ازدرخشانترین نویسندگان شیکاگو به حساب می آمدند. نویسندگانی چون« ریچارد رایت»،« نلسون آلگرین»و...اکثر این نویسندگان رادیکال بودند.اگر چه عضو حزب کمونیست نبودند اما به آنها دلبستگی نشان می دادند.البته گفته اند كه« سال بلو» در جواني تعلقاتي به عقايد تروتسکی داشته است.حتي يكباربرای ديداربا «لئون تروتسکی »انقلابی كه درآن زمان در«مکزیکوسیتی» تبعید بوده، مي رود؛ اما درست یک روز قبل از دیدار ش، تروتسکی ترور مي شود.

البته او هرگز ازدوران تعلقات ماركسيستي خود به خوبي ياد نكرده است.«سال» در اين باره مي گويد:«يهوديها مي گويند«ماركسيسم مثل يك پوست تخم مرغ است، كه در آخر نمي توان آن را بلعيد»«كسي كه قبل از سي سالگي ماركسيست نيست، قلب ندارد و كسي كه بعد از سي سالگي كمونيست است، عقل ندارد» من خيلي زود فهميدم كه درخط «حزب» نيستم. «سارتر» را به خاطر چرندياتي كه آن زمان درمورد اتحاد بزرگ شوروي مي گفت ملامت مي كنم. اين كه بدون آن نمي توانيم باقي بمانيم و بايد از آن (شوروي) به عنوان الگوي ماركسيسم حمايت كنيم و همه اين ها درست بعد از جنگ، بدون آنكه حتي جنايتهاي استالينيسم را به ياد آورد »

«سال بلو» در سال ۱۹۴۱ تابعیت آمریکا را مي گيرد. و در جریان جنگ دوم جهانی به نیروی دریایی مي پيوندد ودر دوران خدمت (سال 1944) اولین رمانش« مرد معلق » را منتشر مي كند (اين كتاب دوبار درايران ترجمه شده با دو عنوان « مرد معلق »و« مرد سرگردان »)كتاب شرح حال جوانيست اهل شیکاگو ، که به تازگي از دانشگاه فارغ التحصيل شده و در عالم برزخ گير روحي خويش گرفتار است. قهرمان داستان - جوزف- (بدون نام فاميل و شايد تا حدودي يادآور جوزف کا کافکا) نمونه اي از يک تيپ منفعل، وانهاده و زودرنج که بعدها تبديل به يک شخصيت هميشگي آثار او مي شود.

بلو دومین رمانش با نام " قربانی " در سال 1947 منتشر مي كند«قرباني» -يک تحقيق خلاصه درباره روابط يک جوان نيويورکي به نام آسا لونثال و ضدقهرماني به نام کيربي آلبي - درسال 1947 نوشته شد. سال در آن زمان در دانشگاه مينه سوتا انگليس درس مي داد.

در سال ۱۹۴۸ برنده بورس «كوگنهايم »مي شود وبه همين خاطربه پاريس سفر كند. دراين شهر رمان«ماجراهاي اوگي مارچ» را مي نويسد. اين اثر نام او را بر سر زبان هامي اندازد. در سال 1953 رمان «ماجراهاي اوگي مارچ» را به پايان مي رساند. اين اثر ، او را به عنوان مولفی بزرگ تثبیت مي كند. و برایش خوشنامی آورد اين رمان به عنوان نخستين اثر «برجسته» او و رماني جالب و سرگرم کننده، روح سرزنده و ماجراجوي خود بلو نمود مي يافت، روحيه يي که شايد متاثر از سپري شدن دوران کودکي اين نويسنده در شهر شيکاگو بود؛ شهري که خود بلو از آن به دنيايي کوچک و مجموعه يي از بد ترين و بهترين شهرهاي مدرن و صنعتي امريکا تعبير کرد. در سال هاي بعد، او در کسوت يکي از اساتيد دانشگاه شيکاگو، کشور را با ديدي نقادانه زير نظر گرفت و حس ترس و ناراحتي ناشي از مشاهده افزايش تعداد بزهکاران برخاسته از طبقات پايين اجتماعي،افت ضوابط علمي و آنچه خود از آن به شکست گرايي نهاد آزاديخواه ياد مي کرد را در رمان هاي بعدي خود همچون «دسامبر رئيس دانشکده» (1982) نشان داد؛ داستاني مفصل در مورد ماجراهاي يک «هاکلبري فين» مدرن در راه رسيدن به«ويندي سيتي».

اوچند سالی از عمرش را هم در نیو یورک مي گذراند. اما در سال ۱۹۶۲ به شیکاگو بازمي كردد. و به عنوان استاد در« کمیته مطالعات اجتماعی» دانشگاه شیکاگو مشغول به کار مي شود. او بیش از ۳۰ سال با این کمیته همکاری مي كند. «سال» شیکاگو را رذل اما مهم توصیف می كند . چرا كه شیکاگو نماد زندگی امریکایی است چه بسا حتي بيشتراز نیویورك.

در يکي از مصاحبه هايش گفت؛ «فکر کردم همان بهتر که به شهر خودم برگردم؛ جايي که در آن هم بيل همان بيل است و هم آدم بي فرهنگ همان آدم بي فرهنگ. شيکاگوي دنج و در عين حال بيگانه با فرهنگ و ادب را به هر جاي ديگر ترجيح مي دهم. جايي که سرايدار ساختمان با شنيدن اسمم از من مي پرسد؛ بلو، شما در مسابقات شناي بازي هاي المپيک شرکت نکرده بوديد؟شيكاگو براي او مثل «دوبلين» براي« جيمز جويس» بسيار حياتي بود و با جملاتي زيبا و پر و پيمان از آن ياد مي كرد. ماجراي رمان هاي او فقط در قرن بيستم نمي گذرد، رمان هاي او درباره قرن بيستم هستند، تغييرات حيرت آور آن، وحشيگري و سبعيت هاي آن، ماشين آلات جديد آن، جنگ هاي بزرگ نظام هاي فكري، شكست پرطنين نظام هاي توتاليته و موهبت هاي متناقض شيوه آمريكايي. او در آثار خود به طور انتزاعي به اين عناصر نمي پردازد، بلكه از طريق يك شخصيت و يك فرد كه سعي دارد بفهمد در بين توده اي كه او عضوي از آن است در كجا ايستاده است، مورد بررسي قرار مي گيرد و گذشته هميشه در حال فشار آوردن است، خاطرات كودكي، خيابان ها و خانه هاي اجاره اي شلوغ، اتاق هاي شريكي، خويشاوندان و همسايگان سلطه جو و عجيب و غريب، مهاجران فقير كه به نداي هويت آمريكا پاسخ مي گويند.

او در باره اين رمان گفته است :«من يک شيکاگويي هستم - اهل همان شيکاگوي غمگين- ولي خودم را طوري بار آورده ام که ديدگاهم نسبت به همه چيز متفاوت باشد و به تعاريف موجود کاري نداشته باشم.» وي در دوران اقامت موقتش در اروپا- تا پايان دهه 1940- روي داستان «ماجراهاي اوگي مارچ» کار کرد و با وجود زندگي در پاريس و برخورداري از فضاي دلفريب آن، اين تجربه را چندان بي عيب و نقص ندانست؛ «فرهنگ دوستي پاريسي ها هميشه هم خوشايند نيست. وقتي دندانپزشکم در مورد يکي از سنگين ترين نمايشنامه هاي «کامو» حرف مي زند، من واقعاً کم مي آورم.» بلو که ديگر در دنياي ادبيات اسم و رسمي کسب کرده بود در عين ادامه کار نويسندگي کرسي استادي را نيز رها نکرد و به دانشگاه شيکاگو بازگشت و عضو کميته «افکار اجتماعي» شد

رمان «هرتزوگ» درسال۱۹۶۴ نام « سال بلو» به صدرفهرست پرفروشترین کتاب هاي امريكا مي رساند.قهرمان داستان، هرتزوگ افسرده و درمانده، يک استاد دانشگاه است.نويسنده کتاب مکتب هنري رمانتيک و مسيحيت- که به تازگي از همسرش جدا شده نامه هاي زيادي به دوستان، آشنايان دور، نيچه و خداوند مي نويسد. اما حتي علم و سواد هرتزوگ هم ياري اش نمي كند تا با حقيقت تلخ فرار همسرش با بهترين دوست خود کنار بيايد. به زعم خيلي ها اين کتاب براساس زندگي بلو و همسر دومش الکساندرا چاکباسوف نوشته شده بود.

رمان «هديه هامبالت» در سال 1975 اندکي پس از ازدواجش با يک رياضيدان رومانيايي تبار به نام« الکساندرا آيانسکو توليکا» منتشر مي شود. او در اين کتاب اثر انحطاط رنج آور شاعر روياپردازي را باز مي گويد که در واقع تصوير يکي از دوستان فقيد شاعر و منتقد خودش به نام دلمور شوارتز بود اما خود نويسنده ادعا مي کرد؛ «کتاب هرتزوگ يک رمان فکاهي است. آن را در زماني نوشتم که از دست انداختن امريکايي هاي تحصيلکرده لذت مي بردم.» بعدها اضافه کرد؛ «با نوشتن اين رمان مي خواستم عدم کاربرد «آموزش عالي» در زندگي يک آدم بدبخت را نشان بدهم که سرانجام مي فهمد سوادش به درد مسائل روزمره نمي خورد.»

بلو طي دوراني كه به نويسندگي مشغول بود، يك بار برنده جايزه پوليتزر، يك بار برنده جايزه نوبل ادبي و سه بار نيز برنده جايزه ملي كتاب را از آن خود مي كند. او در آثارش اغلب به موضوعاتي چون ماهيت بشر، تجربه مهاجران و يهوديان و تحرك اجتماعي و طبقاتي آمريكا در قرن بيست مي‌پردازد. بلو سال‌هاي آخر عمرش را به تدريس ادبيات در دانشگاه بوستون مشغول بود و به اين كار نيز علاقه فراوان داشت.اين نويسنده آمريكايي يكي از تاثيرگذاران ادبيات نوي آمريكاست بلو در دانشگاهای مینه سوتا ، نیویورک ، پرینستن ، پرتوریکو ، شیکاگو و بستون تدریس کرد.مدتی نیز به همراه دوستش جیمز وود هدایت کلاسها را مشترکا بر عهده داشت. او برای احراز پست استادی در دانشگاه بوستن به بروکلین ماساچوست نقل مکان کرد و تا پایان عمرش در آنجا ماند.

او در سال 1989 با همسر پنجمش «جنيس فريدمن»، يکي از شاگردان جلسات بحث و تحقيق خود در شيکاگو ازدواج کرد. «تمامش باهم معني مي دهد» مجموعه داستان کوتاهي بود که در سال 1994 چاپ شد. بلو يک سال بعد در اثر مسموميت غذايي شديدي که طي يک سفر تفريحي به جزاير کارائيب روي داد، به سختي بيمار شد. در سال 1997 و در زمان بستري بودن در بيمارستان، رمان کوتاه «واقعي» را نوشت که با واکنش هاي مختلفي از جانب منتقدان مواجه شد. او در دهه هشتم زندگي اش همچنان به نوشتن ادامه داد. در سال 2000 رمان «راولشتاين» را چاپ کرد که در آن به تجربه مسموميت غذايي اش اشاره کرده بود و يک سال بعد مجموعه داستان هايش را روانه بازار کرد.

از ازدواج اول صاحب ۳ فرزند پسر شد و از ازدواج پنجم در سال ۲۰۰۰ و در ۸۴ سالگي صاحب فرزند دختري شد.در5 آوريل سال 2005 در 89 سالگي ديده از جهان فرو بست. در خانه‌اش در بروكلين در گذشت. اورا در قبرستان یهودیان “تل برو” واقع در “ورموت” به خاک سپردند

1393/11/9
پر بازدید
1391/3/15: مارسل موس
1391/3/12: تیون ون دایک
1391/5/10: نوربرت الياس Norbert Elias
1391/4/18: کلود لوفور(1924-2010)
1391/3/18: معرفی و ارزیابی کتاب/روش شناسی علوم سیاسی
آخرین مطالب
1397/11/21: انسان بي نقص
1397/11/21: درس‌گفتارهای عدالت همراه با مایکل سندل
1397/10/3: مغالطه‌هاي پر كاربرد
1397/10/1: هرتزوگ نوشته سال بلو
1397/10/1: رولشتاین اثر سال بلو
بدون نظر

نام
پست الکترونیکی
وب سایت
متن
کد امنیتیکد
تکرار کد امنیتی حساس به حروف کوچک و بزرگ
مطالب مهم

قانون تشکیلات و آئین دادرسی دیوان عدالت اداری در نظم حقوقی کنونی

            مولف : محمدرضا دلاوری (قاضی دیوان عدالت اداری)

 

مسئولیت مدنی ناشی از افشای اسرار پزشگی در حقوق ایران و حقوق کامن لا

              مولف: محمد حسین دلاوری

سخن برگزیده
دوست کسی است که من با او می توانم صميمی باشم و جلوی او با صدای بلند فکر کنم. (امرسون)
شعر
برخیز و بیا بتا برای دل ما
حل کن به جمال خویشتن مشکل ما
یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم
زان پیش که کوزه‌ها کنند از گل ما
خيام
حدیث
هر که میانه روی پیشه سازد گرفتار فقر نشود . - امام علی(ع)
دمی با حافظ
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل

کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها

همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر

نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ها

حضوری گر همی‌خواهی از او غایب مشو حافظ

متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها
کنتور
امروز:
    بازدید: 288
    صفحات مرور شده: 331
روز گذشته:
    بازدید: 402
    صفحات مرور شده: 424
جمع کل:
    بازدید: 7134685
    صفحات مرور شده: 22678643