پیوندها
» مركز آموزش و پژوهش هاي توسعه و آينده نگري قم
» متون سياسي
» همايش و جشنواره استاني نظام پيشنهادها
» انجمن علوم سياسي ايران
» موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي
» سياست و پژوهش
» دكتر مهدي مطهر نيا
» دكتر مقصود رنجبر
» دكتر مجتبي مقصودي
» بانک اطلاعات نشریات کشور
» پژوهشکده اطلاعات و مدارک علمی ایران
» پایگاه SID - جهاد دانشگاهی
» ایران پژوهش
» زبان انگلیسی سرایان
» جامعه مترجمان رسمی ایران
» دکتر داود فیرحی
» دکتر نجف لک زایی
» علمی کاربردی استانداری قم
» گردونه(دانشجویان ارشد مجازی دانشگاه تهران)
» فدراسيون گلف
جستجو
 فارسی :: انگلیسی
زندگي سراسر حل مسئله است
صفحه اول  >> مقالات >>
سیاست روز :: سایت شخصی دکتر رضا دلاوری | دانشگاه ها، نیاز و شبه نیاز
دانشگاه ها، نیاز و شبه نیاز
موضوع: سياسي
نویسنده: حسن شکوهی، کارشناس آمریکا

هیئت تحریریه اجتماعی موسسه مطالعات آمریکا؛
تعلیم و تربیت صحیح در هر سطحی همیشه مورد بحث و گفتگو بوده است تا از اشکالاتی که احیاناً در آن وجود دارد جلوگیری شود. با وجود این تعلیم و تربیت در خود تناقضاتی ایجاد می کند که خواه ناخواه بسیاری از اشکالات را موجب می شود. برای مثال، در بیشتر جوامع (مخصوصاً جوامع صنعتی و شهری) تعلیم و تربیت علمی با تأکید بر برابری آغاز می شود. هر کس در سن مشخصی در کودکی (شش یا هفت سالگی) از هر طبقه ای که باشد حق دارد که درس بخواند. لوازم و تسهیلات این برابری نیز غالباً از طرف دولت و نظام سیاسی جامعه تأمین می شود.
 
همین پدیده که براساس برابری ایجاد شده، در نهایت خود عامل ایجاد نابرابری است. این نابرابری هم بین دانش آموختگان وجود دارد و هم بین آنها و دانش نیاموختگان. در بین افراد دسته اول (یعنی دانش آموختگان) نابرابری از نظر نوع تخصص تحصیلی شان و نوع مشاغلی که می توانند عهده دار شوند، وجود دارد. در بسیاری موارد قشرهای مختلف دانش آموخته مانند افراد جوامع مختلف با یکدیگر بیگانه اند و فرهنگ هایی مجزا دارند. نابرابری بین دانش آموختگان و دانش نیاموختگان بیشتر است. دانش آموختگان به صرف اینکه راهی را تمام کرده اند با آنها که این راه را هرگز شروع نکرده یا در نیمه رها کرده اند، هم از نظر دید و برخورد جامعه نسبت به ایشان و هم از نظر آگاهی نسبت به خود با دانش آموختگان فرق دارند. اینکه این نابرابری بین خود دانش آموختگان و بین آنها و کسانی که این راه را به اتمام نرسانده اند، مثبت است یا منفی، بحث های گوناگونی را بر می انگیزد.
 
«آلن بلوم» استاد نظریات اجتماعی دانشگاه شیکاگو، در کتابش تحت عنوان «بسته شدن ذهن آمریکایی»
که جنجال زیادی در آمریکا به پا کرد- از تناقض در تعلیم و تربیت به ویژه تعلیم و تربیت معاصر دانشگاه های ایالات متحده یاد می کند. بحث اصلی بلوم در کتاب ذکر شده این است که دانشگاه، در جوامعی که افکار عمومی نقش عمده ای دارند (به ویژه در جامعه آمریکا) می بایست مرکز آزادی فکری باشد؛ بدین معنی که طرز تفکرهای گوناگون بدون محدودیت مورد تفحص قرار می گیرند. 
به نظر بلوم، نظام لیبرال دموکراسی سخاوتمندانه چنین امری را ممکن ساخته است؛ ولی دانشگاه های آمریکایی با پذیرفتن نقش اجرایی، بیش از حد تحت تأثیر مشکلات جامعه قرار گرفته و در واقع به تعبیری عوام زده شده اند و مسائل اصلی دانشگاه ها عمدتاً مسائل روزمره جامعه شده است. دانشگاه و دانشگاهیان با مسائلی مانند بهداشت، جنسیت، نژاد و جنگ خود را مشغول داشته، از این رو شهرت و ثروتی نیز کسب کرده اند. اما سوال این است، آیا رسالت دانشگاه ها در ایالات متحده تنها همین است؟
 
به نظر بلوم، دانشجویان کنونی آمریکا نسبت به دانشجویان دهه های میانی قرن بیست (به خصوص دهه
۱۹۶۰) کمتر کتاب می خوانند و بیشتر با موسیقی روز پسند خود را سرگرم می کنند؛ موسیقی که در نهایت برای شان چیزی جز کر شدن و از بین رفتن تلاش و اراده به ارمغان نمی آورد. دانشجویان آمریکایی کنونی در ارتباط شان به اصولی پایبند هستند، اصولی که که در غالب موارد با یکدیگر در تضادند و دانشجو را به جمع اضداد تبدیل می کنند. دانشجویان به این صورت فردگرا هستند که خود را در مرکز قرار می دهند، به برابری معتقدند، با این حال با افراد غیرهمرنگ (سفید پوستان با سیاه پوستان و بالعکس) نمی توانند دوستی واقعی ایجاد کنند؛ در مورد جنس مخالف به آزادی روابط جنسی و برابری زن و مرد معتقدند، خود را جدا از گروه حس می کنند، روابط احساسی زیاد و نامشخص دارند و عشق های شان ناپایدار است. اکثر این دانشجویان فرزندان طلاق گرفته هستند یا ازدواج های خودشان به طلاق و جدایی منتهی می شود؛ موقعیتی که آنها را معتقد می کند انسان ها نمی توانند با یکدیگر زندگی کنند. 
ازطرف دیگر، بلوم عقیده دارد که نسبی بودن ارزش ها در نظام آموزشی آمریکا موجی از پوچ گرایی را رقم زده است؛ خوب و بد بودن هر چیزی چنان نسبی شده است که به نظر می رسد اصولاً هیچ هنجاری وجود ندارد. آمریکاییان امروزه معتقدند که افراد نباید از رفتارشان (اگر بد است) شرمنده شوند؛ زیرا که قضاوت نسبت به آن رفتار می تواند با ملایمت بیشتری اعمال شود. از بین رفتن ارزش ها چنان ریشه گرفته که حتی معانی خداوند، عشق و مرگ را نیز تحت الشعاع خود قرار داده است. همان طور که ذکر شد، آمریکاییان با خداوند، عشق و مرگ به طرز جدیدی برخورد می کنند. بلوم عقیده دارد که به نظر علمای آمریکایی، «خداوند اکنون مرده است» و «جایش به وسیله چیزهای مقدس گرفته شده است»؛ «عشق نیز کشته شده است» و «جایش را روابط جنسی و همچنین روابط معنی دار گرفته است». جای شگفتی نیست که یک علم جدید، علم مطالعه مرگ و طرق کنار آمدن با آن، در مسیری پیش می رود که «مرگ» را نیز بمیراند؛ «آن چه جایش را خواهد گرفت، هنوز روشن نیست».
 
به نظر وی دانشگاه ایده آل، مرکز آزاد تبادل نظریات است؛ هدف از آموزش صرفاً این نیست که دانشجویان را محقق و دانشمند بار آورد؛ بلکه قصد دارد به آنها یک فضیلت اخلاقی، یعنی وجدان بیدار القا کند. به نظر او، دانشگاه ها برای مقاصد عالی و معنوی ساخته شده بودند، مقاصدی که انسان را به تعظیم وا می داشت؛ ولی اکنون دانشگاه های آمریکایی در مقاصدشان موقعیت مبهمی دارند؛ برای شان مشخص نیست که آیا برای تبادل آزاد نظریات به وجود آمده اند یا برای این که به میل عوام خارج از دانشگاه رفتار کنند و به میل آنها راه حل ارائه دهند.
 
موضوع نگران کننده؛
 سیاست زده شدن دانشگاه های ایالات متحده و پیروی دانشگاهیان از افکار غالب و مسلط است. در آمریکا کتاب های زیادی در باب تعلیم و تربیت از دبستان تا دانشگاه به زیر سوال برده شده است. یکی از کتاب های قدیمی در این زمینه، کتاب «فرهنگ علیه بشر» نوشته «ژول هنری» است که مطالعه ای از تعلیم و تربیت دبیرستان های آمریکایی را به تصویر می کشد. به نظر هنری، تعلیم و تربیت در آمریکا در جهت همنوایی و تطبیق جوانان با ارزش های جامعه پیش می رود؛ به این شکل که حتی هنگام هجی کردن و زمزمه کردن درس ها نیز آموزشی اساسی در حمایت از نظام سرمایه داری و رقابت آزاد وجود دارد. به دانش آموزان رقابت آموخته می شود؛ در حسرت موفقیت باشند و از شکست بترسند. در نتیجه طولی نمی کشد که دانش آموزان به یکدیگر به صورت منبع اصلی شکست می نگرند و از یکدیگر وحشت دارند. 
همان طور که گفته شد، در اغلب جوامع انتظارات افراد از دانش آموختگان این است که در مقایسه با دانش نیاموختگان در درجه والاتری از گفتار و کردار باشند و این حاصل نمی شود مگر در اثر تجربه ها و آزمون اندیشه های متعدد. وی کسب این سطح والا در نزد دانش آموختگان را تعلیم و تربیت دانشگاهی می بیند؛ به نظر او به طور خلاصه یک قانون ساده برای فعالیت دانشگاه وجود دارد؛ دانشگاه نباید برای دانشجویانش تجربیاتی به وجود اورد که آن تجربیات در جامعه دموکراسی در دسترس است. چرا که دانشجویان آن تجربیات را به هر حال به دست خواهند آورد. دانشگاه باید امکان تجربیاتی را برای دانشجویانش فراهم اورد که در جامعه نمی توانند به دست آورند. در آمریکا این وظیف مهم نادیده گرفته شده است؛ دانشگاه ها این وظیفه را هیچ گاه به نحو احسن انجام نداده اند. اکنون حتی از کوشش در جهت آن نیز دست برداشته اند.
 
بلوم عوامل اصلی تحولاتی را که منجر به چنین نظام تربیتی شده است که هدف آن به جای پرورش ذهن آمریکایی، بسته شدن آن را دنبال می کند، در تغییراتی می داند که در دانشجویان، در ارزش های آمریکایی و در دانشگاه ها در دهه های اخیر رخ داده است. وی ریشه این تغییرات را در تاریخ نظریات سیاسی در غرب و به ویژه ایالات متحده آمریکا می بیند. نحوه شکل گیری دموکراسی در غرب به ویژه با توجه به افکار ماکیاولی، هابز، لاک، روسو و دیگر اندیشمندان عصر روشنگری که همه در تکوین این تحولات دخالت داشته و بر آن تأثیر گذاشته اند، قابل تأمل است.
 
وی معتقد است که بحران اجتماعی و سیاسی قرن بیستم آمریکا در حقیقت یک بحران فکری بود؛ بی هدفی دانشگاه ها و فقدان انگیزه یادگیری در دانشجویان و همچنین الفاظ بی محتوای آزادی خواهی و نیز قلع و قمع عقل و خرد با حربه خلاقیت نشان می دهد که چگونه دموکراسی آمریکا تحت عنوان و پوشش تساهل، ناآگاهانه میزبان پرورش دهنده افکار عوام پسندانه پوچ گرایی، نا امیدی و نسبیت گرایی شده است. بنابر این امروزه جامعه آمریکایی دچار جوانانی شده است که فاقد هر گونه آشنایی با گذشته و بینش نسبت به آینده هستند و در زمان حال، بی محتوا و بی افقی در دید، روزگار می گذرانند. از این رو، دانشگاه های آمریکا که رسالت تعلیم و تربیت را بر عهده دارند، تعلیم فلسفه، ادبیات و آگاهی نسبت به جوهر آدمی را فراموش کرده، تنها به آموزش فن و فن آوری و آن هم در چارچوب و در راستای سیاست روز می پردازند.

1394/1/11
پر بازدید
1391/3/15: مارسل موس
1391/3/12: تیون ون دایک
1391/5/10: نوربرت الياس Norbert Elias
1391/4/18: کلود لوفور(1924-2010)
1391/3/18: معرفی و ارزیابی کتاب/روش شناسی علوم سیاسی
آخرین مطالب
1397/11/21: انسان بي نقص
1397/11/21: درس‌گفتارهای عدالت همراه با مایکل سندل
1397/10/3: مغالطه‌هاي پر كاربرد
1397/10/1: هرتزوگ نوشته سال بلو
1397/10/1: رولشتاین اثر سال بلو
ردیفنظر
1 IrraphCag [1400/6/29]
hydroxychloroquine price walgreens
پست الکترونیکی: IrraphCag@rqmail.xyz
2 LapySwa [1400/3/12]
cialis 36 hour generic cialis india free viagra and cialis samples
پست الکترونیکی: wi4ye4ry6phi@gmail.com
وب سایت: http://ckacialis.com/
3 Janguer [1399/2/9]
Proscar Ot Propecia viagra and cialis online Buy Alli In Other Country canadian pharmacy cialis Tadacip Online Uk
پست الکترونیکی: janphync@belan.website
وب سایت: https://viacialisns.com

نام
پست الکترونیکی
وب سایت
متن
کد امنیتیکد
تکرار کد امنیتی حساس به حروف کوچک و بزرگ
مطالب مهم

قانون تشکیلات و آئین دادرسی دیوان عدالت اداری در نظم حقوقی کنونی

            مولف : محمدرضا دلاوری (قاضی دیوان عدالت اداری)

 

مسئولیت مدنی ناشی از افشای اسرار پزشگی در حقوق ایران و حقوق کامن لا

              مولف: محمد حسین دلاوری

سخن برگزیده
انديشه های بزرگ است که مايه بزرگی است ؛ نه کارهای بزرگ. (رابرت برونينگ)
شعر
ماییم و می و مطرب و این کنج خراب
جان و دل و جام و جامه پر درد شراب
فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب
آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب
خيام
حدیث
همين که فرصت به دست افتاد آنرا غنيمت شمار که اگر از دست رفت ديگر آنرا بدست نياوری. - حضرت علی(ع)
دمی با حافظ
رواق منظر چشم من آشیانه توست
کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست
کنتور
امروز:
    بازدید: 97
    صفحات مرور شده: 99
روز گذشته:
    بازدید: 654
    صفحات مرور شده: 733
جمع کل:
    بازدید: 7188918
    صفحات مرور شده: 22744198