پیوندها
» مركز آموزش و پژوهش هاي توسعه و آينده نگري قم
» متون سياسي
» همايش و جشنواره استاني نظام پيشنهادها
» انجمن علوم سياسي ايران
» موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي
» سياست و پژوهش
» دكتر مهدي مطهر نيا
» دكتر مقصود رنجبر
» دكتر مجتبي مقصودي
» بانک اطلاعات نشریات کشور
» پژوهشکده اطلاعات و مدارک علمی ایران
» پایگاه SID - جهاد دانشگاهی
» ایران پژوهش
» زبان انگلیسی سرایان
» جامعه مترجمان رسمی ایران
» دکتر داود فیرحی
» دکتر نجف لک زایی
» علمی کاربردی استانداری قم
» گردونه(دانشجویان ارشد مجازی دانشگاه تهران)
» فدراسيون گلف
جستجو
 فارسی :: انگلیسی
زندگي سراسر حل مسئله است
صفحه اول  >> مقالات >>
سیاست روز :: سایت شخصی دکتر رضا دلاوری | معرفی و نقد کتاب «زبان و سیاست»
معرفی و نقد کتاب «زبان و سیاست»
موضوع: سياسي
نویسنده: نادر پورآخوندي

معرفی و نقد کتاب «زبان و سیاست»

 

مولف: فرد راينهارد دالمایر

مترجمان: مسعود آریانی نیا، مرتضی بحرانی و

سیدمحسن علوی پور

ناشر: پژوهشکده مطالعات فرهنگی اجتماعی

چاپ اول: بهار 1389

شمارگان: 1000 نسخه

نادر پورآخوندي

دانشجوي دكتري علوم سياسي

و عضو هيئت علمي دانشگاه فارابي

 مقدمه

فهم رابطه بین زبان و سیاست یک دغدغه فکری دیرینه است که سابقه آن به یونان باستان برمی گردد. ارسطو از جمله نخستین متفکرانی بود که با بیان دو گزاره « انسان حیوان ناطق است» و «انسان حیوان سیاسی است» رابطه بین زبان و سیاست را مطرح کرد. از آن زمان تا کنون بررسی رابطه این دو متغیر به یک فعالیت علمی و دانشگاهی پرشور و پرچالشی تبدیل شده است. علاقمندان به بررسی رابطه این دو متغیر سه دیدگاه را مطرح کردند. در دیدگاه نخست بر ماهیت ارتباطی زبان تأکید می شود. از این منظر اهمیت زبان به خاطر نقش آن برای ارتباطات نمادین به منظور بقا و انتظام جوامع است. بر این اساس تمام عناصر اجتماعی در یک شبکه پیچیده ارتباطی با هم مرتبط می شوند و ارتباطات هم برای تدوین اولیه سیاست و هم برای اجرای آن ضروری است. آنان معتقدند که تدوین سیاست مستلزم اطلاعات یا «ورودی» و اجرای سیاست نیازمند «خروجی» است که به ترتیب از سوی مردم و مقامات ارائه و عرضه می شود.

دیدگاه دوم معتقد است که اهمیت سیاسی زبان تنها ناشی از این کارکرد نیست بلکه از زبان می توان برای پیگیری اهداف سیاسی و علمی نیز استفاده نمود. یعنی سیاستمداران و کارگزاران عمومی می توانند با استفاده از قدرت و توانایی شناختی زبان، از آن به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف خود استفاده کنند. در این نگرش زبان نقش اقناعگری را ایفاء می کند. از این منظر دغدغه ها و نگرانی های اصلی بیش از این که ارائه شبکه منسجمی از باورها و دیدگاه ها باشد، اثربخشی سخنرانی ها و خطابه های عمومی مد نظر است. در نگرش سوم زبان صرفاً یک ابزار ادراکی یا وسیله ای برای تحقق اهداف خاص نیست بلکه به عنوان قالب یا شبکه ای برای کل زندگی است. یعنی به عنوان چارچوب تعیین کننده روش های مقبول و مرجع تفکر، سخن و فعالیت عمل می کند.

کتاب نسبت به رابطه بین زبان و سیاست

کتاب حاضر از منظری کاملا متفاوت با نظرات گفته شده به بررسی رابطه بین زبان و سیاست می پردازد. این کتاب بر اهمیت ارتباط همبستگی بین زبان و سیاست بر تاملات فلسفی به ویژه فلسفه سیاسی تاکید خواهد ورزید. یعنی بیشترین تاکید آن بر مبادی فلسفی رهیافت های خاص و یا موقعیت ها و فرصت های مناسب و اهمیت آنها برای اندیشه سیاسی است.

براین اساس دالمایر برای بررسی رابطه زبان با سیاست از دو گزاره « انسان حیوان ناطق است» و «انسان حیوان سیاسی است» استفاده می کند. گزاره انسان حیوان ناطق است بر این دلالت دارد که انسان از نعمت « لوگوس» برخوردار است در فرهنگ یونانی لوگوس نه تنها از طریق اندیشه یا تفکر بلکه از طرق زبان و بیان نیز تبلور می یابد. انسان با برخورداری از لوگوس نمی تواند آن چه را در کلامش ارائه کند به روشنی و به وضوح بسازد به گونه ای که دیگران نیز بتوانند در این دیدگاه حضور پیدا کنند. از این منظر زبان می تواند کانون یا مرکز حقیقی انسان شود. دالمایر با استناد مطالعات هانا آرنت معتقد است که گزاره «انسان حیوان سیاسی است» بر دو فعالیت « کنش»( پراکسیس) و «گفتار»(لیکس) تاکید دارد که ارسطو از آنها به نام بیوپلتیک یاد می کند و همه امور انسانی از آنها نشات می گیرد. دالمایر معتقد است که از طریق ترکیب این دو گزاره میتوان به رابطه جدیدی میان زبان و سیاست دستیافت.

دالمایر با توجه به این نگرش زبان را امر عینی و یا یک شبکه ذهنی نمی داند بلکه آن را یک رخداد یا حرکت و اقدام عملی می داند که به وسیله گویش وران یا انسان های عینی و واقعی انجام می پذیرد و مسئله اصلی همانا بیان و گفتار است و نه زبان به عنوان نظام ساختمندی از اصوات و حروف. از این رو «انسان ناطق» نه تنها باید سخن خود را با معانی مورد نظر خود هماهنگ کند بلکه باید مقید و ملتزم به معانی مورد نظر خود نیز باشد. به عبارت دیگر مسئله صرفاً معطوف به کلماتی نیست که باید حامل قصد و نیت ما باشد بلکه ناظر به نیاتی نیز هست که باید به وسیله کلمات یک زبان خاص بیان شوند.

ساختار نظری کتاب

دالمایر از چرخش زبانی برای تبیین رابطه بین زبان و سیاست استفاده می کند. اصطلاح چرخش زبانی برای اولین بار توسط گوستاو برگمن مطرح شد اما این نگرش با کارهای ریچارد رورتی گسترش یافت. رورتی در چرخش زبانی، گستره زمانی مد نظر داشت که از اتمیسم منطقی راسل و ویتگنشتاین جوان و نیز حلقه وین و برنامه تکوین گرایی زبانی گرفته تا اوج گیری تحلیل زبان عامیانه در دوران پس از جنگ جهانی دوم را در برمی گرفت. ویژگی مشترک این مراحل تلاش برای غلبه بر متافیزیک نظر مبتنی بر حدس و گمان و تسهیل انجام تحقیقات علمی ـ تجربی از طریق ژرفکاوی در مفاهیم و مقولات زبانی است.

از نظر رورتی فلسفه زبان به مثابه شاخه جدید تجربهگرایی منطقی متأثر از ملاحظات روش شناختی و معرفت شناسی بود به این معنا که زبان اساساً به عنوان یک ابزار در کاوش واقعیات تجربی مورد استفاده قرار می گرفت. طبق این نگرش حصول معرفت مسبوق به ارائه و حضور بی واسطه اشیا و پدیدهها در ذهن و به ذهن است و ذهن نیز هم به مثابه نوعی چشم غیر مادی و هم به معنی عدم مدخلیت و وساطت زبان است. رورتی اظهار میدارد شکست تلاش فلسفه زبان برای تبدیل به علم دقیقه سبب بازنگری عمیق در فلسفه زبان شد. این بازنگری موجب چرخش جدی در معرفت شناسی غرب گردید. ما حصل این بازنگری احیای مجدد تعریف کانت از فلسفه به عنوان فراهم آورنده یک چهارچوب غیر تاریخی دائمی برای پژوهش در شکل و صورت نظریه معرفت است. این چهارچوب در زمان های مختلف به طرق گوناگون به اشکال متنوعی از عملیات گرایی، رفتارگرایی، اعتبار انگاری و تحویل گرایی سوق داده شده است.

در این چرخش زبانی، فلسفه زبانی قاره ای بر فلسفه زبانی انگلوـ آمریکایی غلبه یافت. در نتیجه توجه به زبان در آثار برخی از متفکران برجسته مانند هایدگر( پدیدارشناسی هرمونیتکی) گادامر( هرمنوتیک فلسفی)، مرلوپونتی ( از درک بدوی به پدیدار شناسی شبه ساختاری زبان) و ریکور و نیز نظریه اجتماعی انتقادی جامعه شناسی و تحقیقات پساساخت گرایی فرانسوی مشهود است. این صورت بندی ها و جریانات فکری به رغم توجه همسان به زبان به هیچ وجه همگون و متجانس نیستند. در اصل این چرخش زبانی نه تنها حرکت واحدی را تشکیل نمی دهند بلکه به معجونی از دیدگاه ها تبدیل شدند که غایات و اهداف آنها نه تنها مختلف و متنوع بلکه کاملا غیر قابل مقایسه هستند.

دالمایر برای بیان چرخش زبانی از دیدگاه سه متفکر هاکینگ، اتو اپل و ارسطو استفاده می کند. هاکینگ مراحل تاریخی تحقیقات فلسفی را به سه مرحله اوج شکوفایی ایده، معنا و گزاره تقسیم می کند. دوران شکوفایی ایده عصر دکارت و هابز تا قرن 19 را در بر می گیرد. اولین و اصلیترین دل مشغولی این دوره در کنار زبان ، حوزه تصورات درونی یا به قول هابز گفتمان روحی در تمایز با ارتباطات بیناذهنی بود. آثار و نوشته های قرن هفدهم غالباً بر این نکته تأکید می کنند که ما باید حتی المقدور ذهن و اندیشه خویش را از چنبره هزار توی زبان مصون نگه داریم. زیرا زبان عرفی و عمومی مستعد سوء استفاده بسیار است. در دوران شکوفایی معنا که سال های اولیه قرن بیستم را شامل می شود نوعی جهت گیری و تمایل و رغبت قطعی و اساسی به زبان وجود دارد اما در یک چارچوب و طرح بسیار محدود که صرفاً معطوف تثبیت نسبی واحدهای معنی و ساختار زبانی بود. دوره تثبیت معنا به یکی از دو طریق زیر انجام پذیرفت: از طریق روش منطقی ـ برهانی( استدلالی) یا از طریق گره زدن به ابژه ها و تجارب حسی. به عبارت دیگر بر بسط یک «نحو» منطقی و معناشناسی منطقی ـ تجربی تأکید می شد. دوران بعد از جنگ جهانی دوم به دوران رونق گزاره و جمله معروف گشت. دوران رونق گزاره به حذف معانی و استدلالی و ثابت انجامید و معانی به ساخت گزاره ها یا جملات، گفتمان ها و بازی زبانی منوط گردید.

دالمایر ایده هرمونتیک استعلایی را از کارل اتو اپل اتخاذ می کند. اپل چهار دیدگاه زبانی تجربه گرایی، عقل گرایی، انسان گرایی و عرفان گرایی ـ لوگوس گرایی را برجسته می سازد. تجربه گرایی ملهم از همبستگی و همراهی زبان و واقعیت است. به عبارت دیگر شامل تفکیک مقولات ذهنی از داده های تجربی و تاکید بر ادراک حسی به عنوان مبدا معرفت است. عقل گرایی با تأکید انفکاکی مشابه بر قدرت ادارکی ذهن یا نقش مستقل قابلیت ها و توانایی های ذهنی درونی متمرکز است. انسان گرایی موجب پرورش و شکوفایی استعداد و توانایی استدلال و بیان عرفی شد مبدأ و خاستگاه این پدیده عمدتاً آثار کلاسیک فلسفی علمی و علوم بلاغی بوده است. عرفان گرایی ـ لوگوس عمیقا از انگیزه های افلاطونی و انجیلی تغذیه می کند. زبان از این دیدگاه به جای عمل کردن به عنوان یک ابزار معرفت شناسی، واسطه کنش استعلایی ارتباطاتی یا ابزار کشف معنا تلقی می شود.

دالمایر از نگرش ارسطو برای بررسی استعاره استفاده میکند. رساله ارسطو درباره خطابه و شعر با پرهیز از دل مشغولی های متافیزیکی ـ معرفت شناختی بر قدرت نطق انسان و ارتباطات تأکید می کند. به عقیده ارسطو خطابه فعالیتی هدفمند و تا حدودی توأم با نوعی فریبکاری و ریاورزی است در حالی که شعر کنشی بی هدف و بیغایت است. به نظر ریکور دوگانگی شعر و خطابه بیانگر دوگانگی در کاربرد سخن است. در حالی که خطابه یک فن سخنوارانه به شمار میرود و هدف آن آموزش فن اقناع دیگران است. شعر سخنوری به شمار نمیرود و غایت آن نیز اقناع نیست بلکه از احساس ترس، غم و حزن شاعر حکایت می کند. بنابراین شعر و خطابه دو سپهر گفتمانی متمایز به شمار می آیند.

بررسی کتاب

دالمایر با استفاده از ایده این سه متفکر فصول کتاب خود را مشخص میسازد و در هر فصل بعد از معرفی و طرح کلی و رئوس مطالب مربوط به برداشت ها یا چارچوب های زبان شناختی به بررسی تاثیر این چهارچوب ها در درون قلمرو فلسفه سیاسی می پردازد. دالمایر برای انجام این مهم از رهیافت تجویزی ـ پدیدار شناختی استفاده می کند که مبتنی بر عمل و اقدام عینی و آشکار نظریه پردازی سیاسی است. با توجه بر این که دالمایر در هر فصل به بیان نظریات تعدادی از فلاسفه و رابطه آن با نظریه فلسفه سیاسی می پردازد و از آنجا که تخلیص نگرش همه فلاسفه در بررسی کتاب امکان پذیر نیست لذا این بررسی تلاش دارد به طور مختصر نگرش مشترک این فلاسفه و رابطه آن را با فلسفه سیاسی بیان کند.

الف) دوران شکوفایی معنا

دالمایر ایده شکوفایی معنا را از هاکینگ اقتباس کرده است. ایده شکوفایی معنا در فصول دوم و سوم کتاب مورد بررسی قرار می گیرد. این فصول به بررسی تجربه گرایی و عقل گرایی در معرفت شناسی مدرن می پردازد که خود را در عصر معنا بروز داده و متبلور ساختند. این فصول به بررسی تلاش های صورت گرفته برای توسعه معناشناسی و «نحو منطقی» ثابت و پایدار می پردازند.

در فصل تجربه گرایی بر جنبش منطقی ـ تجربه گرایی و نیز رفتارگرایی زبانی اسکینر تأکید می شود. معرفت شناسی تجربی به نحو تنگاتنگی با میراث تسمیه گرایی (نومینالیسم) مرتبط می باشد و تمایز مشخصی میان منطق و واقعیت و دستگاه های مفهومی و داده های حسی برقرار می کند از منظر نومینالیسم مقولات زبان شناختی ابزار تحلیل تجربی به شمار می روند؛ ابزاری که از موضوع مورد تحلیل خود استقلال نسبی دارند به عبارت دیگر مفاهیم ادراکی ـ ذهنی انسان ها واجد کارکرد آینه ای تلقی می شود که وظیفه آنها انعکاس شرایط تجربی با وضوح حداکثری است بدون آن که به فرایند روان شناختی تجربی محدود شوند. نومینالیسم با تبدیل شدن به معیار کفایت و صلاحیت علمی حرفه ای به نوعی تقسیم کار میان فیلسوفان و دانشمندان به وجود میآورد که براساس آن گروه اول به مسایل منطقی ـ معرفت شناسی و دسته دوم به پژوهش های تجربی می پردازند.

در رفتار گرایی این تفکیک و تقسیم بندی نفی و بررسی و مطالعه منطق و زبان نیز در صلاحیت دانشمندان قرار می گیرد. یکی از پیشگامان اولیه تجربه گرایی برتراند راسل است. راسل بر تقدم ادراک حسی بر مقاصدشناسی تاکید می ورزد. تقدمی که بر شناخت مستقیم و بی واسطه از واقعیت که ناشی از آن ادارک بود. مهمترین پرسش معرفت شناسی راسل این بود که چگونه می توان تجربه حسی را در قالب زبان بیان نمود یعنی چگونه کلمات می توانند با داده های حسی ارتباط برقرار سازند. شاخص و معیار راهنما در این عملیات وابستگی معنا یا دلالت زبانی به تجربه مستقیم و بی واسطه بود. معیاری که بیانگر تعلق خاطر راسل به معناشناسی تجربی بود.

معرفت شناسی تجربی با ایجاد تمایز بین میان زبان یا اندیشه و واقعیت تجربی و تفکیک ادعاهای معنادار از ادعاهای ارزشی مشوق آموزه های لیبرالیسم سنتی یا کلاسیک شدند. تجربه گرایان معتقد به تفکیک دانش و معرفت عمومی مبتنی بر قوانین غیرسلیقه ای و دلبخواهی از یک سوء و باورها و اولویت های شخص که آزادانه انتخاب شدند، از سوی دیگر هستند. همین که زبان و اعتقادات محصول شرایط کنش به شمار آیند نهادها و نگرش های سیاسی نیز به اهداف آسانی برای تلاش ها و برنامه ریزی سنجیده در مهندسی اجتماعی تبدیل می شوند که از سوی کارشناسان رفتارگرا تدوین و طراحی شدند. از نظر راسل تنها فلسفه ای که توجیه نظری برای دمکراسی مهیا می سازد تجربه گرایی است. لاک نیز به عنوان پایه گذار تجربه گرایی نشان می دهد که چگونه تجربه گرایی با دیدگاه های او در خصوص آزادی و مدارا مرتبط است.

از منظر عقل گرایی ذهن یک زرادخانه یا منبع برای معرفت حقیقی است معرفتی که در نقطه مقابل تاثیرات حسی به طرح ادعاهای مسلم و قطعی پیشینی می پردازد. ریشه های درک عقلگرایانه را می توان در اندیشه افلاطون به ویژه در برخی از استدلال های او در رساله منون و مفهوم شهود نظری « صور» جستجو کرد. در دوران جدید این نوع درک و شناخت با عناوینی چون ذهن شناسا، درک، شعور و حتی درک متعالی نیز مرتبط دانست. از این منظر اردوگاه عقل گرایان مدرن مشتمل بر دکارت، اسپینوزا، لایبنیس و از برخی جهات فلسفه کانت و ایدئالیسم آلمانی است. نگرش عقل گرایانه با تشبیه ذهن به لوح سفید یا ظرف موم معتقد است که ذهن اصولاً حاوی افکار، اصول و مفاهیمی است که اعیان بیرونی صرفاً موجب احضار و بیداری آنها می شود. عقلگرایان وحدت معانی را با تاکید بر نفس زبان و فرض رابطه میان زبان و تفکر در ساختار ذاتی و ماهوی و ظرفتیت های ذهن جستجو می کنند. عقلگرایی در قالب زبانشناسی ساختاری سوسور یا گرامر تکوینی چامسکی تبلور یافته است.

ساختارگرایی به عنوان یک روش و معرفت شناسی عبارتند از روش پژوهشی است که نه تنها صرفاً پیشینی و قیاسی است بلکه شیوه ای است که بیشتر مبتنی بر ساختارهای زبانی و ادراکی ژرفی می باشد. در این چهار چوب، حمایت از نظامی متشکل از اجزاء بهم مرتبط بیانگر انسجام درونی یک مجموعه قوانین شبه منطقی است. ایده ساختار مبتنی بر دو دال بنیادی است نخست آن که ساختارها خود کفایند و برای فهم آنها نباید به هیچ عامل بیرونی یا فرعی توسل جست و دوم این که ساختارها ویژگی مشترک و شاید ضروری دارند. سوسور اولین بار از روش ساختاری در حوزه پژوهش زبانی استفاده کرد. سوسور زبان را به مثابه نظامی از دالها دانست و مطالعه دال ها را به عنوان پارادایمی برای همه علوم انسانی و اجتماعی دانست. سوسور میان زبان و بیان تمایز قائل می شود. زبان بیانگر نظام قاعده مندی از نشانه هاست که تابع ساختار دقیقی است اما بیان یا ناظر بر حوزه پدیده سخن گفتن است یا به کل فرایندها یا سخن یا به سخن انضمامی سخنگویان فردی احاله دارد. زبان شناسی به عنوان یک رشته علمی معطوف به زبان است و بر بیان تقدم دارد. زبان چارچوب و معیاری برای تجلیات بیانی است. زبان که از نظر سوسور به عنوان نظامی از اندیشه به شمار می آید مجموعه ای از عناصر بهم وابسته که هر عنصر اهمیت و مبنای خود را از رابطه اش با دیگر اجزاء و عناصر اخد می کند. این چارچوب معرفت شناسی متضمن رجحان و جانبداری از ثبات سیاسی است. تأکید بر ثبات معنا بی شک مشوق تمایلات محافظه کاری است که غایت زندگی انسان و نیز زندگی اجتماعی را فضیلت می دانند.

ب) شکوفایی گزاره

در دوران شکوفایی گزاره معرفت شناسی همانند گذشته از اهمیت بالایی برخوردار نیست. این تزلزل اساساً ناشی از سامان یابی مجدد در کارکردهای نشانه می باشد. این سامان یابی مجدد در گذر از معنا به جمله روی داده است. یعنی دورهای که نگاه ها متوجه گفتار، گفتگو و سخن انسانی است. از این منظر زبان به جای این که بر ابزاری خاص برای شناخت دلالت کند به مثابه واسطه تعامل و ارتباطات هر روزه در زیست جهان معین عمل می کند. توجه به سخن و ارتباطات قالب نظری خاص و واحدی را تحمیل نمی کند بلکه امکان ظهور دامنه ای از صداها را فراهم می آورد. نظریه های معاصر سخن و خطابه هم راستا با میراث مدرن شناسنده( سوبژکتیوتیه) فلسفی بر سخنگویان منفرد، به مثابه عاملان تبادلات ارتباطی تأکید می کنند. این تمرکز تعابیر و برآوردهای متفاوتی را موجب می شود از یک سو به نحو صریح یا عادی سخنگویان به مثابه بازیگران تجربی ـ دنیوی دیده می شوند که در اوضاع یا بافت های اجتماعی تجربی دست به عمل می زنند از سوی دیگر از منظر تعاملی تحقق و اجرای سخن به عنوان یک فعالیت کاملاً سازنده یا خلاق و یا حتی به مثابه نمونه ای از به منصه ظهور رساندن خود نگریسته می شوند. هر یک از این دو نگرش را می توان ویژگی غالب چشم اندازهای انگلو ـ آمریکایی و قاره ای دانست. نگرش انگلو ـ آمریکایی به عنوان تحلیل زبان روزمره و اگزیستالسیالیسم نامیده می شود و نگرش قاره ای بر قصدمندی افراد و یک قواعد فرد محور تاکید دارد.

در سنت فکری انگلوـ آمریکایی تحول بنیادین به سوی سخن و زبان روزمره با نام های ویتگنشتاین و آستین پیوند خورده است. ویتگنشتاین معتقد است که معنای کلمات و جملات به واسطه کاربرد آنها قطعی و معین می شوند و کاربرد درست کلمات و جملات به زمینه زبانی یا بازی زبانی متناسب با آن کاربرد پیوند دارد. آستین بین بیان خبری و عملیاتی تمایز قائل می شود . بیان خبری وضع خاص و معین امور را گزارش می دهد و بیان عملیاتی با حوزه کردار پیوند دارد. این دلالت بر این امر دارد که صدور یک بیان به معنی انجام یک کنش است و به زبان دستوری آنها عمدتاً در قالب اول شخص مفرد، زمان حال، اخباری و معلوم بیان می شود. به گفته آستین کنش ها توسط اشخاص شکل می گیرد و آشکارا هر گوینده ای کنشگر نیز هست. خواست های سیاسی اندیشمندان نظریه زبان روزمره پراکنده و ضمنی هستند. اما با توجه به تأکید آنها بر نیات سخنگو و نویسنده در برگیرنده چشم انداز لیبرال است که بیان آزاد و تعقیب اهداف معین دغدغه آن است. این دیدگاه در مورد سارتر صادق است کتاب او به نام جنگ در محوطه دانشگاه با دیدگاه های لیبرالی به پایان می رسد.

ج) هرمونتیک استعلایی

دغدغه های استعلایی همواره با شدت بیشتری در اندیشه قاره ای دنبال شده است. این دغدغه در شکل پدیدارشناسی زیستمانی و نظریه انتقادی جلوه گر شدند. نوع استعلایی تحلیل را می توان در آثار متقدّم هایدگر به ویژه هستی و زمان مشاهده نمود. این پژوهش شرایط عام امکان وجود آدمی یا دازاین را ترسیم می نماید. هایدگر در هستی و زمان مباحث مربوط به زبان را در کنار کوشش ها برای درک ساختار مبنایی هستی یا دازاین ( به مثابه دروازهای برای کاوش «در معنای بودن») قرار داده است. هایدگر به جای تمرکز بر ویژگی های شکلی ـ معنایی یا منطقی ـ انسانی زبان بر سخن به مثابه یک ظرفیت زیستمانی ـ انسانی و بنیان های مبنایی و همچنین اجزای مقوم آن تمرکز می کند.

هایدگر به ماهیت انسان به عنوان هستی که سخن می گوید و نه به عنوان حیوان عاقل اشاره دارد. سخن تنها معادلی برای صحبت معمولی یا روزمره نیست بلکه سخن با پیشفرض های مقوله ای عام دازاین به ویژه با حالت یا موقعیت بنیادین سخن و فهم آن از خود و عالم متصل و در پیوند می باشد. سخن یک موهبت تصادفی نیست بلکه از عناصر مقوم وجود انسانی به مثابه مخلوق صاحب دغدغه است. به نظر هایدگر سخن گفتن می تواند عهده دار نقش پذیرش یا انکار، تقاضا یا نگرانی، ادا کردن الفاظ، مشورت یا میانجی گری و در نهایت ارائه کلام باشد. حرفزدن در هر شکلی که باشد همواره درباره چیزی است. بر این اساس سخن همواره شامل جزئی موضوعی یا مرجعی این جهانی است.

کارایی سخن به نیات سخنگو مربوط است. هایدگر می گوید آنچه در کنش به چشم می آید «خودـ اظهارگری» سخنگو است. به نظر وی گوش داد یا شنیدن تنها یک وضعیت انفعالی در تعامل ارتباطی نیست بلکه گوش دادن، مقوم سخن گفتن است. هایدگر نقش مهمی نیز به سکوت اعطاء می کند. سکوت می تواند موقعیتی برای بهتر فهمیدن خود فراهم کند. یعنی بیشتر از کسی که حرف می زند به فهم متقابل کمک می کند. هایدگر بعد از طرح مباحث مربوط به سخن این پرسش را مطرح میکند که آیا زبان وسیله ای معمولی است یا موقعیت دازاین را دارد. هرمونتیک استعلایی و هرمونتیک انتقادی قابلیت نقد یا ارزیابی انتقادی جامعه یعنی نقد شکل های مالوف تعاملات و رویه های نهادینه شده برای دستیابی به گونه های آزادتر و اصیل تر تحقق نفس( رهایی) را در خود دارد. روشن ترین شکل بندی مفهوم رهایی را می توان در آثار هابرماس مشاهده کرد.

استعاره از معرفت شناختی تا کاربردشناسی

شعر و زبان استعاری در برهه آغازین قرن حاضر معروف به دوران معنا چندان مورد توجه فیلسوفان نبوده است. در میان معرفت شناسان دل مشغولی شبه افلاطونی به تک صدایی یا معنای حقیقی به بیزاری یا بی اعتمادی به اظهارات تصویری یا استعاری منتهی شد. تجربه گرایان و خردگرایان در همان ابتداً بر تقدم حس و دلالت و همبستگی متقابل آنها تأکید نمودند همبستگی که در زبان شاعرانه یافت نمی شد. در نگاه تجربه گرایان و خردگرایان عبارات شاعرانه در تضاد با گزاره های عینی ـ علمی قرار دارد و آنها تنها بازتاب تخیلات درونی ـ ذهنی و احساسات شاعر هستند. این دو گانه سازی احساس ـ شناخت در همه خردگرایان و تجربه گرایان وجود دارد.

برخلاف نگرش تجربه گرایی و خردگرایی، نگرش هایی مانند تجربه گرایی بازنگری شده، نگرش گفتاری و پدیدارشناشی زیستمانی به استعاره توجه نشان دادند. تجربه گرایی بازنگری شده نقش استعاره را با نقش مدل قابل قیاس می داند و معتقد است که استعاره با توجه به سودمندی آنها در تولید بصیرت های بدیع در زبان به گونه ای مشابه با نقش مدل در پژوهش های علمی عمل می کنند. نگرش گفتاری از مفهوم کاربردشناختی ـ قصدمند استعاره در بیان زبانی دفاع می کند. از این منظر گزاره های داستانی و استعارهای انحرافی از کاربرد تحت اللفظی بیان توصیف و ترسیم می شوند. گفتار داستانی بازتاب تظاهر یا شبه نمایشی خاصی از سوی نویسنده یا گوینده است در حالی که صفت مشخصه استعاره نا همخوانی میان معانی بیانات گوینده و معنای تحت اللفظی واژه یا جمله است. نا همخوانی که به نیات گوینده منتسب می شود.

در نگرش پدیدارشناشی زیستمانی همانند نگرش گفتاری، استعاره به نیت مندی یا اغراض ارادی گوینده نسبت داده می شود و نیتمندی به نحو زیستمانی تفسیر می شود به گونه ای که شامل مواجهه پیشاشناختی انسان با جهان گردد. در این نگرش استعاره با تلاش ازلی برای مفصل بندی ساختار و معنای جهان مفهومی در زبان همبسته است به ویژه این که گفته می شود استعاره های ریشه ای از تجربه زندگی فرایندهای جسمی، تجربیات مفهومی، حواس، مکان و زمان زیست منتج می شوند.

ارزیابی کتاب

نویسنده کتاب زبان و سیاست تلاش نمود که رابطه نگرش فلسفی زبان با فلسفه سیاسی را بیان کند و این کار را در قالب زبان بسیار روان و بدور از مفاهیم غامض فلسفی بیان نمود به نحوی که فهم آن برای خواننده آسان باشد . نویسنده اگرچه اغلب نگرش های فلسفی را بیان نمود اما از طرح نگرش پست مدرن و رابطه آن با فلسفه سیاسی اجتناب نمود. این در حالی است که زبان در نگرش پست مدرن از اهمیت بالایی برخوردار است و پست مدرن ها ادعاها و نظریات جدیدی نسبت به جامعه و سیاست دارند. نکته دیگر در خصوص چگونگی ارتباط بین این نقطه نظرات فلسفی با نظریات فلسفه سیاسی است. نویسنده بیان ننموده که چگونه این نظرات فلسفی با نظریات فلسفه سیاسی ارتباط برقرار می کنند. به عبارت دیگر آیا به صرف این که یک فیلسوف طرفدار یک نگرش سیاسی خاص است برای استناد ارتباط بین نظریات فلسفه محض با نظرات فلسفه سیاسی کافی است یا این که هر نگرش فلسفی دارای عناصر و دقایقی است که با فلسفه سیاسی مرتبط می باشد. اگر از منظر دوم نگریسته شود رابطه بین زبان و سیاست معکوس می گردد. چرا که در این صورت نویسنده باید مشخص مینمود که متفکران فلسفه سیاسی ، مبانی فلسفی نظریات خود را بر اساس مبانی نظری کدام نگرش فلسفی استوار ساختند.

نکته آخر در خصوص چگونگی پیوند بین سه نگرشی است که ساختار نظری کتاب را تشکیل می دهند. نویسنده به جای این که با استفاده از عناصر تفکر این سه متفکر را به صورت قالب واحد در آورد و ساختار کتاب را بر آن استوار سازد صرفاً به بیان آنها پرداخت به گونه ای که فصول کتاب به صورت بخش های مجزا از یکدیگر می باشند. این امر خصوصا در مورد فصل استعاره مشهود است.

 

1394/1/15
پر بازدید
1391/3/15: مارسل موس
1391/3/12: تیون ون دایک
1391/5/10: نوربرت الياس Norbert Elias
1391/4/18: کلود لوفور(1924-2010)
1391/3/18: معرفی و ارزیابی کتاب/روش شناسی علوم سیاسی
آخرین مطالب
1397/11/21: انسان بي نقص
1397/11/21: درس‌گفتارهای عدالت همراه با مایکل سندل
1397/10/3: مغالطه‌هاي پر كاربرد
1397/10/1: هرتزوگ نوشته سال بلو
1397/10/1: رولشتاین اثر سال بلو
بدون نظر

نام
پست الکترونیکی
وب سایت
متن
کد امنیتیکد
تکرار کد امنیتی حساس به حروف کوچک و بزرگ
مطالب مهم

قانون تشکیلات و آئین دادرسی دیوان عدالت اداری در نظم حقوقی کنونی

            مولف : محمدرضا دلاوری (قاضی دیوان عدالت اداری)

 

مسئولیت مدنی ناشی از افشای اسرار پزشگی در حقوق ایران و حقوق کامن لا

              مولف: محمد حسین دلاوری

سخن برگزیده
برای کسی که آهسته و پيوسته راه می رود، هيچ راهی دور نيست. (لابروير)
شعر
ایدل چو زمانه می‌کند غمناکت
ناگه برود ز تن روان پاکت
بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند
زان پیش که سبزه بردمد از خاکت
خيام
حدیث
بهترين بندگان کسانی هستند که هرگاه خشم کنند، درگذرند. - امام رضا(ع)
دمی با حافظ
رواق منظر چشم من آشیانه توست
کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست
کنتور
امروز:
    بازدید: 97
    صفحات مرور شده: 99
روز گذشته:
    بازدید: 711
    صفحات مرور شده: 790
جمع کل:
    بازدید: 7188975
    صفحات مرور شده: 22744255